مسأله وحدت حوزه و دانشگاه از مسائلي
توسط : پروازاخر
 «گزارشي از مراكز آموزشي حوزوي-دانشگاهي»
    تهيه و تنظيم: واحد پژوهش فصلنامه دانشگاه اسلامي
    مقدمه:
    مسأله وحدت حوزه و دانشگاه از مسائلي است كه از ابتداي انقلاب اسلامي و حتي پيش از آن به طرق مختلف در كانون توجه صاحبنظران و مصلحان اين كشور بوده است. از همان ابتدا و عليرغم خواست عدهاي، هرگز حوزه و دانشگاه به صورت همهجانبه معارض و متضاد نبودهاند، بلكه همواره نقاط وصل متعددي داشتهاند.
    فضاي حاكم بر روابط اين دو نهاد، غالباُ متأثر از افراطيترين ديدگاهها در اين خصوص بوده است، يعني كساني مايل بودهاند يك صفبندي قاطع ميان اين دو ايجاد كنند و حوزه و دانشگاه را متعلق به دو دنياي كاملاً متفاوت بدانند كه بقاء و رشد يكي در گرو افول و مرگ ديگري است و بالعكس. استعمار و استكبار هم همواره اين دو مغز انديشند و چراغ روشنكننده را در برابر هم مينشاند و آتش نيرنگ و فريب خود را در ميانشان ميافروزاند.
    اما انقلاب اسلامي تحولي ژرف و عميق در بنيانها و ساختارهاي اساسي جامعه ايران به جاي گذاشت. اكنون وقت آن بود كه انقلاب فراگير و دامنگستر ايران خميرمايههاي فكري، علمي و فرهنگي استكبار را درهم كوبد و به جاي آنها فرهنگ اسلامي را حاكم سازد.
    انقلاب فرهنگي آغاز شد تا دانشگاه اسلامي را برپا دارد، دانشگاهي كه بتواند با بهرهگيري از معارف مختلف در اصلاح جامعه و حركت آن به سوي فرهنگ اسلامي كوشا باشد. در اين راستا مصلحان و انديشمندان، مشفقانه و از روي بصيرت و روشنبيني به شناسايي كاستيها و موانع موجود پرداختند. آنان به درستي يكي از موانع دستيابي به آرمانهاي انقلاب را افتراق و جدايي ميان حوزه و دانشگاه تشخيص داده و براي علاج اين درد راه حلهايي را پيشنهاد نموده و اقدامات بسياري انجام دادهاند. يكي از اين اقدامات تأسيس مراكز آموزشي تطبيقي (حوزوي-دانشگاهي) است تا در اين مراكز، حوزه و دانشگاه به وحدت مطلوب دست يابند.
شنبه 8/2/1386 - 18:24
پسندیدم 0
UserName