شعرمولانا- حجاب
توسط : Arubarzan
 

ای بسا زرکه سیه تابش کنند----- تا شود ایمن زتاراج وگزند

یکی ازمشکلات اجتماع امروزما حجاب است.عده ای مخالف حجابند ودلیل می آورند که:هرکس آزاد است که چگونه زندگی کند.چادرزن را محدود کرده وآزادی اورا سلب می کند.هرکس اختیارزندگی خصوصی خود را دارد.هرکس دلش خواست وبه چادراعتقاد داشت می تواند چادر بپوشد.وهرکس به چادراعتقاد ندارد می تواند چادرنپوشد.

عده ای موافق حجابند ودلیل می آورند که:دین اسلام گفته زن باید پوشیده باشد.ماهم چون مسلمان هستیم پس باید حجاب را رعایت کنیم.زن اگرپوشیده باشد،آزاد است واگرحجاب نداشته باشد ازاوسوء استفاده می شود.

شاید اگرحجاب تعریف می شد وروی آن کارشناسی انجام می گرفت به این صورت فعلی درنمی آمد.امروزه مسئلۀ حجاب باعث برخورد فیزیکی بین طرفداران ومخالفان حجاب شده است.واین صورت خوشی دراجتماع مسلمانان ندارد.اینکه اخبارروزدنیا مشکل حجاب درایران باشد،به نظرمن باعث تحقیراسلام می شود.

باید قبول کرد که برای مدت طولانی نمی توان مردم را مجبوربه حرکت خاصی کرد.ویا ازآنها خواست که اینطوربروند وآنطوربیایند.همانطورکه منع اجباری حجاب کارسازنبود، منع اجباری بی حجابی هم کارسازنخواهد بود.

درزمان شاه با اینکه بسیاری ازمردم بی حجاب بودند بسیاری هم با حجاب بودند.آنهایی که حجاب داشتند تحت فشارهیچ گروهی نبودند وصرفا"حجاب خواست خودشان بود.(منظورم ازگروه مثل شوهر،پدر،برادرو...می باشد.).

پس می توان لااقل به یک نتیجه رسید وآن هم اینکه اگرحجاب به خواست واختیارخود فرد باشد هیچ قدرتی نمی تواند آن را بگیرد.

اما اینکه این عده را چه چیزی با حجاب نگه می داشت خیلی مهم است.

چند چیزبه ذهن من می اید که دراین جا بیان می کنم.ایمان داشتن خود شخص محجّبه،اعتقاد خانواده،جوّموجود درخانواده،نبودن اجبارجهت حجاب،مورد احترام بودن شخص با حجاب، ازکودکی دیدن وشناختن حجاب

مروری برزندگی درزمان پیامبراکرم(ص)مقداری ازمشکلات حجاب را حل می کند.پیامبر(ص)جلسات زیادی با زنان زمان خود داشته اند ودراین جلسات دربارۀ مسائل گوناگون بحث می شده است.حتی گاهی اوقات خود زنها ازپیامبر(ص)می خواستند که جلسه بگذارد تا آنها مشکلاتشان را مطرح کنند.چیزی که خیلی مهم است اینکه پیامبر(ص)درهر مسئله ای با دیگران بحث می کردند به دلایل دیگران با دقت گوش می دادند ودرآخرتصمیم لازم را می گرفتند.منظورم این است که اگرزنان زمان پیامبر(ص)که بی حجاب بودند،با حجاب شدند به این دلیل بود که نسبت به حجاب اعتقاد پیدا کردند.

شاید اگرجلساتی با حضورزنان مختلف جامعه برگزارشود وهرزنی نظروعقیدۀ خود را با دلیل بیان کند.روی نظرها بحث وبررسی شود،مقدارزیادی ازمشکلات فعلی حل خواهد شد.

می توان نقش زن را درادیان ومذاهب مختلف بررسی کرد وآنها را جمع کرده وتبدیل به یک نظرواحد کرد.اما منزلت واعتباری را که اسلام برای زن قائل است نباید ازنظردور داشت.باید بررسی شود که زن درچه نقشی اعتبارپیدا می کند ودرچه نقشی به صورت کالای مصرفی درمی آید.

بعضی ازمردم که شامل خانمها هم می شود،اگردرزندگی خیری نصیب آنها شود به خدا دلگرم می شوند واگرشرّی به آنها برسد ازخدا دورمی شوند.درحالی که خیروشرّی که به ما می رسد نتیجۀ اعمال خود ماست.

انسان(چه مرد وچه زن)تمایل زیادی به خود نمایی دارد.منتها خود نمایی درزن ومرد فرق می کند.مرد دوست دارد که اورا به چشم سخاوتمند،قوی،دانا وبزرگ ببینند.زن دوست دارد که اورا به چشم زیبا،دلربا ومورد توجۀهمه ببینند.

لذا با توجه به غریزۀ ذاتی،زن تمایلی به حجاب ندارد.چون حجاب مانع مورد توجه بودن می شود.حجاب مانع می شود که زیباییهای زن دیده شود واین مسئله بعضیها را که ایمان ضعیف تری دارند ناراحت می کند.درحالی که مسئلۀ دین مبارزه با تمایلات نفسانی است.

اگراین مطالبی که گفته شد به دلت ننشسته بدان که اینجا دیگرپای غرور ولجبازی به میان می اید وغروردرفکروتصمیمات ما تأثیرمستقیم دارد.

پوشیده بودن ویا پوشیده نبودن زن چه تأثیری دراصل زندگی دارد؟اگرزنی بی حجاب باشد کدام مشکل لاینحل زندگیش،حل می شود؟ویا بی حجاب بودن چه نوع آزادی به زن می دهد؟این آزادی درفکروخیال است ویا واقعی است؟

هرانسانی درزندگی با دوچیزروبرواست.یکی افکارش که یک نوع زندگی خیالی برای اومی سازد که واقعیتی ندارد اما وجود دارد.ودیگری اصل زندگی که واقعی است وبا دنیای افکارانسان تفاوت دارد.

اینکه زنی بگوید:اگرحجاب نداشته باشم آزادم!فقط دردنیای افکارامکان وقوع دارد.

اگردورباغی دیوارکشیده باشند،بیگانه را یارای ورود به آن باغ نیست.وباغی که دیوارندارد هرکس وناکسی به آن دست درازی می کند.

من نمی خواهم بگویم هرزنی که چادرداشته باشد مؤمن است!منظورمن این است که اگرزنی بخواهد مؤمن باشد،حجاب برایش مفید است.

                                            با تشکر- آریوبرزن

پنج شنبه 6/2/1386 - 23:33
پسندیدم 0
UserName
x