داستانی آموزنده
توسط : MOTTAHET

   عشق به کودکان

دیر کرده بود؛ هیچ وقت برای نماز جماعت دیر نمی آمد؛ نگرانش شدند و به دنبالش رفتند؛ دیدند کودکی را سوار کولش کرده و برایش نقش شتر را بازی می کند؛ گفتند: یا رسول الله، از شما بعید است... نماز دیر شد!
پیامبر (ص) رو به کودک کرد و فرمود: شترت را با چند گردو عوض می کنی؟ کودک لبخند زد.
پیامبر (ص) فرمود: بروید گردو بیاورید و مرا بخرید.

 جعفری

شنبه 25/1/1386 - 12:2
پسندیدم 0
UserName