دل بی تاب من
توسط : morteza_1362

یه شب سرد زمستون

اومدی به خواب من

گرمی خیالی دادی

به دل بی تاب من

برق خورشید نگاهت

توی خواب من نشست

انگاری مهتاب چشمات

ظلمت منو شکست

وقتیکه از خواب پریدم

تو نبودی در کنارم

مث روزای گذشته

باز برات چشم انتظارم

کی باید جز تو بخونه

غم عشقو از نگاهم

آخه من به شوق دیدار

لحظه لحظه چشم براهم

کاشکی این پنجره خواب

همیشه بسته بمونه

تا دلم تو خواب و رویا

تو رو از خودش ندونه

شاعر:داوود بصیری

 

شنبه 25/1/1386 - 10:35
پسندیدم 0
UserName