فرياد رسي امام زمان (عليه السلام) در بحرين : :(5)
توسط : shokry1344
 
 
به نام خدا
فرياد رسي امام زمان (عليه السلام) در بحرين :  :(5)
......زمان دقيقه به دقيقه مى گذشت لحظات آخر شب فرا رسيده بود، توسّل محمد بن عيسى(رحمه الله) به درجه نهائى رسيده بود هنگام سحر ناگاه شنيد در بيابان شخصى به او گفت:
اى محمّد بن عيسى! اين چه حالتى است كه تو پيدا كرده اى و در اين شب تاريك به اين بيابان خلوت آمده اى؟
محمّد بن عيسى(رحمه الله): اى مرد! به من كارى نداشته باش، من براى امر بزرگى به اينجا آمده ام و آن را جز براى امام زمان(عليه السلام) هرگز اظهار نمى كنم و از آن بزرگوار فقط مى خواهم كه به داد من و به داد يك مشت شيعه برسد!
هنوز گفتار محمّد بن عيسى(رحمه الله) تمام نشده بود كه از جانب همان مرد، شنيد كه:
«يا مُحَمَّدَ بْنَ عيسى اَنَاَ صاحِبُ الاَْمْرِ; اى محمد من همانم كه او را طلب مى كنى، حاجت خود را بگو تا برآورم.»
محمّد گفت: اگر تو امام زمان من هستى، حاجت مرا مى دانى، نيازى به اظهار آن نيست.
امام(عليه السلام) فرمود:
آرى! تو به اينجا آمده اى تا پاسخ انار كذائى را از من بگيرى و شيعيان را از اين مهلكه نجات دهى.
محمّد بن عيسى گويد: تا درك كردم كه او حضرت ولىّ عصر(عج) است به سوى او شتافتم بر زانويش سر نهادم، دست بر دامن پر مهرش زدم و عرض كردم اى سرور ما تو پناه ما هستى به داد ما برس اى دادرسِ پريشان احوالان......
بر گرفته از کتاب: حضرت مهدىفروغ تابان ولايت
 
جمعه 24/1/1386 - 9:19
پسندیدم 0
UserName