دیو چو بیرون رود فرشته درآید
توسط : haji bina

 
 
 
 
وبلاگ معلم
بسمه تعالی
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
شاعر:استادمحمدعلی مردانی
دوشم که بگوش جان.پیغام امام آمد
جان برتن بیجانم.زین طرفه پیام آمد 
از شهد لب لعلش شد کام دلم شیرین
برکف در غلطانم زان نغزکلام آمد
داد ازلب جان بخشش .برنهضت قرآن جان
سحر سخنش غالب.برخصم قیام آمد
بر کنگره افلاک زد پرچم آزادی
بر خاک درش بهرام.باذکروسلام آمد
یاد آورم از آنروز.کان رهبرآزاده
فرمود دو عیدخون درسلخ وصیام آمد
زد چشم قلم نقشی.ازخون بدل دفتر
صحبت چو زعید خون.درلفظ امام آمد
بگشود موذن چون.ازبهراذان لب را
تسبیح کنان دستان.درعیش مدام آمد
بر خاطرم از نقش آن نغمه روح افزا
درآن شب تاریخی  درماه حرام آمد
آمد بنظرآندم.کز غرب سوی ایران
آن طایر فرخ پی.آن بدرتمام آمد
بلبل مترنم شد.برآیت جاءالحق
بانگ زهق الباطل از هردر وبام آمد
بگریخت ظلام از نور.چون دیو زبسم الله
تندیس جهالت رفت روشنگر شام آمد
از بارقه رحمت ابلیس گریزان شد
حق آمدوباطل رفت.شه رفت وامام آمد
  مردانی ازاین بهتر دری نتوان سفتن
روزی که امام آمدایام بکام  آمد
==================

چهارشنبه 22/1/1386 - 10:18
پسندیدم 0
UserName