ويژگي هاي کلامي فقه شيعه

  ادامه ویژگیهای هفتم

در هدايه مرغيناني، متن درسي فقه حنفيه، مي‌خوانيم:

ومن شرب الخمر فأخذو ريحها موجودة، أوجاؤا به سكران فشهد الشهود عليه بذلك فعليه الحد. وكذلك اذا اقرو ريحها موجودة؛ لانّ جناية الشرب قد ظهرت ولم يتقادم العهد والاصل فيه قوله عليه الصلاة والسلام: «من شرب الخمر فاجلدوه، فان عاد فاجلدوه»، و ان اقر بعد ذهاب رائحتها لم يحد عند ابي حنيفة و أبي يوسف؛۱۴هر كس شراب خورده باشد، در حالي كه بوي آن موجود است، يا در حال مستي او را دستگير كنند و شهود بر ضد او گواهي دهند، حد بر او واجب است و همچنين است اگر كسي اقرار به شرب خمر كند، در حالي كه بوي آن از دهانش مي‌آيد؛ زيرا جنايت شرب خمر ظاهر شده و عهد آن نگذشته است. اصل و دليل اين مسئله قول پيامبر اكرم است كه فرمود: «هر كس شرب خمر كند او را تازيانه زنيد، پس اگر دوباره انجام داد، باز او را تازيانه زنيد.» و اگر بعد از آنكه بوي خمر از دهانش زايل شد، اقرار نمود، مطابق رأي ابوحنيفه و ابويوسف حد از او برداشته مي‌شود.از اين نحو استدلال مي‌توان دريافت كه اهل سنت عصري را به عنوان عصر تبيين و تطبيق و توسعة شريعت پذيرفته‌اند، ولي اين عصر را به افراد غيرمعصوم سپرده‌اند. اما آيا بيانات غيرمعصوم مي‌تواند مرجع و مصدر استنباط و تشريع باشد؟ بر فرض كه صحابه عدالت داشته باشند، بايد گفت كه عدالت ربطي به مقام عصمت از اشتباه ندارد.نمونه‌اي ديگر مي‌آوريم. در باب حج و در بحث احرام و تروك آن، در فقه اهل سنت مي‌خوانيم: ولابأس بأن يغتسل ويدخل حمام؛ لأن عمر اغتسل وهو محرم ولابأس بأن يستظل بالبيت والمحمل...ولنا انّ عثمان كان يضرب له فسطاط في احرامه؛۱۵ اشكالي ندارد كه انسان در حال احرام غسل كند و داخل حمام رود؛ زيرا عمر در حالي كه محرم بود، غسل كرد و نيز اشكالي ندارد كه شخص محرم در زير ساية خانه يا محمل قرار گيرد…دليل ما اين است كه هميشه در حال احرام براي عثمان خيمه‌اي زده مي‌شد و او در زير آن قرار مي‌گرفت.نيز در باب حج و در بحث كوچ كردن مردم هنگام غروب براي رفتن به مزدلفه و مشعر، در فقه اهل سنت مي‌خوانيم: فلو مكث قليلاً بعد غروب الشمس وافاضة الامام لخوف الزحام فلابأس به؛ لماروي انّ عائشة بعد افاضة الامام دعت بشراب فأفطرت ثم أفاضت؛۱۶هرگاه كسي بعد از غروب خورشيد و كوچ كردن مردم، به دليل ترس از ازدحام مكث و توقف كند، اشكال ندارد؛ زيرا روايت شده است كه عايشه بعد از كوچ كردن مردم دستور داد تا آبي آوردند و او در همان عرفات افطار كرد و بعد، از آن سرزمين كوچ نمود.در باب عمره نيز مي‌خوانيم: والعمرة لاتفوت وهي جائزة في جميع السنة الا خمسة ايام يكره فيها فعلها و هي يوم عرفة، و يوم النحر، و ايام التشريق؛ لما روي عن عائشة انها كانت تكره العمرة في هذه الايام الخمسة؛۱۷و۱۸عمره نبايد هرگز فوت شود و عمره در طول ايام سال جايز است، مگر در پنج روز كه انجام دادن عمره در آنها كراهت دارد. آن پنج روز عبارت‌اند از: روز عرفه، روز عيد قربان و سه روز تشريق؛ زيرا از عايشه روايت شده است كه او طواف در اين پنج روز را مكروه مي‌دانست.از اينجا مي‌توان دريافت كه اهل سنت حتي عملكرد يا رأي برخي از زنان صحابي را نيز حجت و مدرك استنباط مي‌دانند و به آن فتوا مي‌دهند، در حالي كه قطعاً آنان را از مقام عصمت برخوردار نمي‌دانند. جالب آن است كه آنان به عصر تبيين و توسعة شريعت به بيان خاص، مقيد و مبين معتقدند و لذا در مقام فتوا به بيانات صحابه اهتمام مي‌ورزند، ولي براي آنان شرط عصمت را لازم نمي‌دانند، در حالي كه به طور حتم مي‌دانيم كه مصدر استنباط حكم بايد همانند كتاب و سنت نبوي و اهل بيت از عصمت برخوردار باشد. در فقه اهل سنت در بحث نماز مسافر مي‌خوانيم: ولو دخل مصراً علي عزم ان يخرج غداً او بعد غد ولم ينو مدة الاقامة حتي بقي علي ذلك سنين قَصَر؛ لانّ ابن عمر اقام بأذربايجان ستة اشهر و كان يقصر۱۹ و عن جماعة من الصحابة مثل ذلك؛۲۰و اگر مسافري وارد شهري شود، در حالي كه قصد دارد فردا يا پس‌فردا از آن شهر خارج شود، ولي مردد است و عزم قطعي براي خروج در روز معيني ندارد و سالها با اين حالت ترديد در آن شهر بماند، نمازش را بايد به قصر و شكسته بخواند؛ زيرا عبدالله‌بن‌عمر شش ماه در آذربايجان اقامت داشت و نمازش را به قصر مي‌‌خواند و نيز از جماعتي از صحابه همين رفتار رسيده است.

 

چهارشنبه 22/1/1386 - 9:49
پسندیدم 0
UserName