آثار و برکات انتظار در زمان غيبت 2
 

قسمت دوم

آيا امروز ما در ارتباط با تو به فردايش مي رسد تا به آرزوي خود برسيم؟ چه وقت بر سر چشمه ي پر آبِ سيراب کننده ي تو خواهيم رسيد تا سيراب گرديم؟ چه موقع از آب شيرين و گواراي تو بهره مند مي شويم؟ تشنگي ما طولاني گشته است! کي مي شود که با تو صبح و شام کنيم تا چشمان ما( به جمالت) روشن شود؟ کي تو ما را و ما تو را مي بينيم، در حالي که پرچم پيروزي را برافراشته اي؟ راستي مي شود ما را ببيني که به گرد تو حلقه زده ايم و تو برهمگان امامت مي کني در حالي که زمين را از عدالت پرساخته اي؟!و زمان «نحن نقول الحمد لله ربّ العالمين»1 فرا مي رسد. چنين الحمد لله اي هرگز در عمر خود نگفته ايم و يک روز ديگر به انجام اين عبادت بزرگ رستگار مي شويم.و زمان «نحن نقول الحمد لله ربّ العالمين»1 فرا مي رسد. چنين الحمد لله اي هرگز در عمر خود نگفته ايم و يک روز ديگر به انجام اين عبادت بزرگ رستگار مي شويم. همه ي آنچه بيان شد در اين فرض بود که ما يقين به ظهور حضرت تا بيست و چهار ساعت آينده داشته باشيم، اما اگر اين فاصله ي زماني بيشتر شود، هر قدر که طولاني تر گردد، شور و حرارت قبلي کمتر خواهد شد و به سردي بيشتري مي گرايد.مثلاً اگر به جاي يک روز، مطمئن شويم که ايشان يک هفته ي ديگر ظهور خواهند فرمود، در اين فرض تقريباً همه ي حالاتي که گفتيم براي انسان خواهد بود اما با قدري شور و حرارت کمتر؛ چشم به راهي ما شدت کمتري پيدا مي کند و همين تفاوت در شدت و ضعف انتظار، منشأ تفاوت هايي در رفتار ما در اين دو فرض خواهد شد. مثلاً اگر در آن يک روز قطعاً مي توانستيم بگوييم که خواب به چشمان ما نخواهد آمد، در اين يک هفته چنين نيست و آن دلشوره و هيجان قبلي را در اين فرض جديد نداريم. يا اين که در آن يک روز يقيناً عمر خود را صرف کارهاي بيهوده و حتي تفريحي نمي کنيم. اما در اين يک هفته شايد دقايقي يا ساعاتي را به بطالت بگذرانيم. در مجموع، آن دقت و تلاشي که در فرض اول براي استفاده ي بهتر و کامل تر از فرصت باقيمانده به خرج مي دهيم، در فرض بعدي به آن شدت نخواهد بود.حال اگر يک هفته به يک ماه تبديل شود، و در حقيقت اطمينان پيدا کنيم که قبل از يک ماه ديگر حضرتش ظهور نمي فرمايند، در اين صورت شور و اشتياق ما در انتظار، کمتر و ضعيف تر مي گردد و در نتيجه همه ي آنچه بيان شد، سست تر و کمرنگ تر مي شود. در اين فرض احتمال اينکه اوقات بيشتري از عمر گرانقدر خود را تلف کنيم و بيهوده فرصت را از دست بدهيم، بسيار بيشتر از فرض قبلي است. اگر در آن يک روز و يک هفته فقط در حد نياز ضروري به امور دنيوي و مادي مي پرداختيم، در اين يک ماه آنقدر برايمان اهميت ندارد که قدري از فرصت باقيمانده تا ظهور مولايمان را از دست بدهيم. اگر در آن يک هفته براي جبران حقوق ديگران که برگردن ما بوده، شتاب مي کرديم، در اين يک ماه خيلي عجله نمي کنيم و کار امروز را به فردا و پس فردا مي اندازيم. اگر نمازها و ساير عبادت هاي ما در آن يک هفته، حال و صفاي فوق العاده اي داشت، در اين يک ماه به آن اندازه حضور قلب ندارد و...به طور کلي هر چه فاصله ي خود را با ظهور بيشتر بدانيم، اين آثار و نشانه ها به تدريج کمرنگ تر مي شود. و به همين دليل اگر اين فاصله از يک ماه به يک سال برسد، معمولاً آثار کمتري ظهور و بروز خواهد کرد. قطعاً غفلت نوع مؤمنان در اين حالت بيشتر خواهد بود و چه بسا ساعت ها يا روزها يا حتي هفته ها با فراموشي ياد ايشان بگذرد و از همين بابت هيچگونه احساس ضرر و زيان هم نکنند. آن شور و حرارت و هيجان در فرض هاي قبلي، در اين فرض، بسيار ضعيف تر خواهد شد و عمل به وظايف يک منتظر واقعي، سست تر مي گردد. اگر مي خواهيم آثار و لوازم انتظار فرج را وجدان کنيم، بايد خود را در آن شرايط فرضي ببينيم تا لوازمش بيشتر براي ما ملموس گردد و آثار عملي آن را در خود بيابيم.اگر مي خواهيم آثار و لوازم انتظار فرج را وجدان کنيم، بايد خود را در آن شرايط فرضي ببينيم تا لوازمش بيشتر براي ما ملموس گردد و آثار عملي آن را در خود بيابيم. مؤثرترين عامل در ايجاد اين حالت، همانا اعتقاد به اين حقيقت است که امر فرج امام زمان عليه السلام در هر صبح و شام، بلکه در هر لحظه و هر ساعتي، امکان وقوع دارد و ما اين مطلب را با استناد به بعضي از ادله ي آن، در فصل گذشته اثبات نموديم. هر چه ايمان شخص به آن حقيقت عميق تر باشد، آثار ذکر شده به طور طبيعي ظهور و بروز بيشتري خواهد داشت.

ادامه دارد

چهارشنبه 22/1/1386 - 9:37
پسندیدم 0
UserName