گلای پونه
صداي خش خش برگاي خزوني توي گوشم ناله مي كرد
آسمون بغضشو تو پرده ابراي سياهش پاره مي كرد
رعد و برق نگاه شهر و با صداش خواب زده مي كرد
زمين از اين همه سنگيني باد بروي شونش گله مي كرد
همچنان پاي پياده فارغ از صداي خشم آسموني بي خيال از ناله ها و گله هاي برگاي زرد خزوني
جاده هاي بي كسي رو گم مي كردم آروم آروم تن غربت رو مي شستم زير قطره هاي بارون
من به ياد عطر بارون زده گلاي پونه مي كشيدم پاي خستمو تو جاده به هواي بوي خونه
وقتيكه صداي خونه منو تا آخر جاده مي كشونه اين سراب توي جاده كه چشامو مي پوشونه
صداي خش خش برگاي خزوني توي گوشم ناله مي كرد
آسمون بغضشو تو پرده ابراي سياهش پاره مي كرد
رعد و برق نگاه شهر و با صداش خواب زده مي كرد
زمين از اين همه سنگيني باد بروي شونش گله مي كرد
همچنان پاي پياده فارغ از صداي خشم آسموني بي خيال از ناله ها و گله هاي برگاي زرد خزوني
جاده هاي بي كسي رو گم مي كردم آروم آروم تن غربت رو مي شستم زير قطره هاي بارون
من به ياد عطر بارون زده گلاي پونه مي كشيدم پاي خستمو تو جاده به هواي بوي خونه
وقتيكه صداي خونه منو تا آخر جاده مي كشونه اين سراب توي جاده كه چشامو مي پوشونه

چهارشنبه 22/1/1386 - 1:22
پسندیدم 0
UserName