در همه قرارهایت یک ...
توسط : پروازاخر

یهودیها در برابر پیغمبر هر روز نوائی ساز میکردند یکی از کارهای انها این بود که از گوشه و کنار تورات یا کتابهای دینی دیگر خود

مطالبی که بگمان خودشان از اسرار مگو بود و احدی از آن خبر نداشت پیدا میکردند و از پیغمبر اکرم می پرسیدند تا بخیال خودشان

محمد در جواب انها عاجز بماند و رسوا شود.پیغمبر بکمک وحی الهی جواب انها را میداد و رسوا می شدند .

این کار یک روز و دو روز انها نبود ،یکروز میامدند و میگفتند :ذوالقرنین کی بود ؟ یکروز گفتند اًهله چیست قرص خورشید که

همیشه تمام کامل است چرا قرص ماه همیشه کامل نیست ؟

یکی از این روزها هم امدند و گفتند توکه میگویی من پیغمبرم بگو ببینم اصحاب کهف کی بود و عده انها چند تا بود ؟

پیغمبر فرمود فردا بیایید تا جواب شما را بدهم.

معمولا در این مواقع به فاصله کوتاهی وحی بر پیغمبر نازل میشد ولی این بار وحی موقع معمول نیامد ،پس فردا شد نیامد

یهودیها هم هر روز مراجعه میکردند و جواب سوال خود را میخواستند و پیغمبر را خیلی ناراحت کرده بودند .

بالاخره بعد از چند روز وحی نازل شد و قصه اصحاب کهف را در حدودی که یهود میخواستند باز گفت .

بعد از بیان وحی قصه اصحاب کهف بر پیغمبر این دستور نازل شدکه:

(و لا تقولن لشئ انی فاعل ذلک غدا الا ان یشاءالله ...)23 کهف

« در هیچ کار مگو که فردا خواهم کرد مگر اینکه خدا بخواهد »

در همه قرارهایت یک ان شاء الله ،یک اگر خدا بخواهد بگذار تا اگر خدا نخواست و کوشش تو بثمر نرسید در برابر

مردم خجل و شرمنده نباشی .

بر گرفته از کتاب اگر جهان از خداست پس خدا از کجاست از شهید ایت الله بهشتی

سه شنبه 21/1/1386 - 14:56
پسندیدم 0
UserName