انديشه وحدت اسلامى در عصر حاضر
 

فهم قرآن

                             2 

من اين كتاب را كه در بررسى اصطلاحات آن به قرآن مراجعه كرده‏ام به جامعه علمى تقديم مى‏كنم تا آن را مطالعه و درباره مطالبش با من به بحث و گفتگو بپردازند. تفصيل اين بحث در كتاب ديگرى با عنوان «عقايد الاسلام من القرآن‏» آمده است كه زير چاپ قرار دارد. با توجه به مطالبى كه عرض كردم، ما اولا به بررسى اين اصطلاحات و ثانيا به مطالعه و بررسى منابع سنت پيامبرصلى الله عليه وآله نياز داريم، تا براى ما روشن شود كه آيا مى‏توانيم احكام اسلام را از كتاب و سنت و نيز از اجتهادهاى صحابه و خلفا بگيريم؟ يا بايد به كتاب و سنت اكتفا كنيم؟ يكى از اجتهادهاى صحابه در زمان خودشان اين بوده كه به عنوان مثال خليفه دوم اجتهاد كرده و به نهى از عمره تمتع فتوا داده و امروزه برخى از مسلمانان بر طبق آن عمل مى‏كنند و برخى نمى‏كنند، در اين موارد ما بايد به مطالعه بپردازيم كه آيا بر عمل به اجتهادهاى خلفا باقى بمانيم يا در به دست آوردن احكام اسلام به كتاب و سنت اكتفا كنيم؟ اين مسائل يعنى منابع سنت و استنباط احكام را بايد بررسى كنيم و اين كارى است كه من در سه جلد اين كتاب (6) با عنوان «معالم المدرستين‏» انجام داده و از نامگذارى آن به نام شيعه و سنى خوددارى كرده‏ام، زيرا بينشان نوعى عناد وجود دارد و آن را مكتب خلفا و مكتب اهل بيت‏عليهم‏السلام ناميدم. من در اين جا مطلبى را كه در آخر كتاب (معالم المدرستين) نوشته‏ام براى شما مى‏خوانم: «روى سخن با دانشگاههاى اسلامى و انديشمندان جهان اسلام، علما، نويسندگان اسلامى و شما كه جزو آنان هستيد و نيز با مبارزان راه اعاده حيات اسلامى ما و با مصلحان غيرتمند و همه شماست، من اين دعوت را با همه عظمت و احترام به همه شما تقديم مى‏كنم و مى‏گويم: جهان اسلام نهضتى را براى تجديد حيات اسلام و نيل به هدفى نو آغاز كرده و شايسته است‏بيطرفانه به بررسى منابع سنت پيامبرصلى الله عليه وآله، سيره و حديث‏بپردازيم و بر تقليد از سلف صالح باقى نمانيم نه در استنباط احكام شرعى، و نه در فهم حديث. من خودم به «صحيح بخارى‏» مراجعه مى‏كنم و حديث درستى را كه در آن مى‏بينم اخذ مى‏كنم، همان‏طور كه به اصول كافى نيز مراجعه مى‏كنم و با اين روش است كه شناخت اسلام از كتاب و سنت و دستيابى به آن تحقق پيدا مى‏كند و وحدت كلمه مسلمانان را پيرامون كتاب و سنت‏به منظور اقدام كردن به تجديد حيات اسلامى، امكان‏پذير مى‏سازد. اينك مباحثى را كه براى رسيدن به هدف ياد شده تنظيم كرده‏ام، به شما تقديم مى‏كنم. با اين اميد كه بيطرفانه به آنها بنگريد و مرا به اشتباههايى كه معمولا در كار فرد غير معصوم وجود دارد و من دچار آنها شده‏ام، متوجه كنيد. من در اجراى طرح و انديشه خودم و به منظور پالودن سنت پيامبرصلى الله عليه وآله اقدام به تاليف سلسله مباحثى از جمله احاديث ام المؤمنين عايشه نموده و در آنها احاديث نقل شده از وى را با احترام كامل بررسى كرده و در جلد دوم آن مباحث اثبات كرده‏ام كه برخى از احاديث نقل شده از عايشه تهمتهايى است كه بر او و بر صحابه وارد كرده‏اند، مانند داستان غرانيق كه كفار متظاهر به اسلام اين افترا را به آنها بستند و نيز داستان نزول جبرئيل در آغاز وحى و اين كه او رسول خداصلى الله عليه وآله را سه بار خفه كرد، از داستانهاى ساختگى آنان است. اينها اتهاماتى است كه بر ام المؤمنين عايشه و ساير صحابه بسته‏اند، و در بحث از آنها اقداماتى را كه عايشه انجام داد و به وسيله آنها سنت پيامبرصلى الله عليه وآله را پاك كرد، ذكر كرده‏ام و درباره برخى از آنها گفته‏ام شايد در نسبت دادن حديث‏به وى (عايشه) اشتباهى رخ داده باشد، و بقيه احاديث نقل شده از او را به طور علمى بررسى كرده‏ام، بويژه آنچه درباره سيره پيامبرصلى الله عليه وآله از عايشه نقل شده است، من با بيطرفى كامل به بررسى اين مطالب و مطالب ديگر پرداخته‏ام; مطالبى كه در كتابهاى ديگر آمده و شما عناوين آنها را در پايان جلد اول «عبدالله بن سبا» مى‏يابيد. از برادران دانشور خود تقاضا مى‏كنم درباره مطالبى كه در تاليفاتم آمده با من به مناقشه بپردازند و مكاتبه كنند، و با اين روش است كه وحدت علمى تحقق پيدا مى‏كند.

دوشنبه 20/1/1386 - 13:48
پسندیدم 0
UserName