نقش امام جعفر صادق عليه‏السلام
   

نقش امام جعفر صادق عليه‏السلام

در تقريب بين مسلمانان و جلوگيرى از تفرقه و انشعاب

    مقدمه 2

مطابق نص نهج‏البلاغه، على‏عليه‏السلام از پيشنهاد مزبور استقبال نكرد بلكه به مناسبت آن، مردم را پندى حكيمانه فرمود و از ابتلا و گرفتارى به فتنه و آشوب، برحذر داشت.

«ايها الناس شقوا امواج الفتن بسفن النجاة وعرجوا عن طريق المنافرة وضعوا تيجان المفاخرة افلح من نهض بجناح اواستسلم فاراح. هذا ماء آجن ولقمة يغص بها اكلها و مجتئى الثمرة لغير وقت ابناعها كالزارع بغير ارضه...» (4) يعنى: اى مردم! موجهاى فتنه و آشوب را با كشتيهاى نجاتبخش بشكافيد و پيش بتازيد. از راه نفرت و كين روى گردانيد و راه مستقيم مهر و وفا را پيش گيريد. تاجهاى تفاخر و منيت و خودخواهى بر زمين نهيد. رستگار و پيروز شد آن كه با داشتن نيروى صالح و بال و پر، نهضت كرد و يا اگر نيروى چندان نداشت آرام نشست و مردم را نيز آسوده خاطر ساخت. اين حكومت و زمامدارى چند روزه دنيايى، آبى تلخ و لقمه ناگوارى را ماند كه در گلوى خورنده گير كند و آن كس كه نابهنگام، ميوه را مى‏چيند همان كسى است كه جز در زمين خود مى‏كارد.

بدين‏ترتيب امام عليه‏السلام دست ابوسفيان را خواند و به پيشنهاد او وقعى ننهاد كه بى‏ترديد ابوسفيان قصد تفرقه‏اندازى و دامن زدن به آتش اختلاف داشته است و لذا على‏عليه‏السلام پندى جانانه و نصيحتى مشفقانه فرمود و در نتيجه به حفظ يكپارچگى جامعه مسلمان و پرهيز از عوامل و انگيزه‏هاى پراكندگى و تشتت تاكيد فرمود. در ادامه همين راه راست و خداپسندانه و وحدت‏آفرين، امام صادق‏عليه‏السلام با اين كه در صلاحيت و كارآيى و در علم و عمل، احدى به پايه او نمى‏رسيد برخلاف برخى كه خود را به هر قيمت مى‏خواهند مطرح سازند و به انگيزه نفع شخصى با شيوه‏هاى گوناگون همچون فرقه‏گرايى شق عصاى مسلمين مى‏كنند، دعويى طرح نكرد، چرا كه زمينه را براى چنان كارى مساعد نمى‏ديد و آن چنان دعوى و اقدام را به گفته جدش اميرالمؤمنين، پريدن بدون بال و پر و كشت و كار در مزرعه غير، مى‏دانست و در يك محاسبه عاقلانه، مى‏ديد كه از چنان عملى، دشمنان حق و راهزنان حقوق بشر سود خواهند برد و بس.

نكته جالب توجه آن كه در عصر امام صادق‏عليه‏السلام، كه عباسيان به بهاى خون علويان و فاطميان و هواداران ايشان، بر كرسى خلافت دست‏يافته و همانند اسلاف امويشان براى تحكيم پايه‏هاى سلطه، باز خون مى‏ريختند و به همين هدف مى‏خواستند مردم را به نوعى، مشغول كنند لذا بازار مكتبهاى گوناگون فقهى، كلامى و فلسفى و حتى الحادى را رواج مى‏دادند و هر كس با گرد آوردن عده‏اى در اطراف خود با اندك مايه‏اى، مذهبى مى‏ساخت و پيروانى به دنبال خود مى‏كشيد، امام به جهاد فرهنگى پرداخت و در حد توان جلو اختلافات بيشتر و براندازه‏تر را گرفت.

به هر حال امروز جهان اسلام پس از گذشت هزار و اندى سال با نحله‏ها و مذهبها و مسلك‏هاى گوناگون مواجه است. مسلمين به همين سبب، با وجود جمعيتى معتنابه گرفتار ضعفى آشكار شده‏اند و با داشتن ثروتهاى عمومى در وضعيتى نامطلوب به سر مى‏برند به طورى كه اين حالت ضعف و تشتت، مورد توجه برخى مصلحان قرار گرفته و به فكر چاره افتاده‏اند. در گذشته‏اى نه چندان دور «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه‏» در مصر تاسيس شد كه آثار با بركت آن در مجموعه رسالت الاسلام به يادگار مانده است و مقالات آن گرامى نامه بيانگر حسن نيت و فراوانى دانش و آگاهى گردانندگان آن است. امروزه در شرايط سخت‏تر و اوضاع بحرانى‏تر مسلمين، در ام‏القراى انقلابهاى اسلامى، مجمع‏التقريب با همين هدف تاسيس يافته و اميد است‏به نتايج مطلوب دست‏يابد.

يکشنبه 19/1/1386 - 8:41
پسندیدم 0
UserName