مادرزن(حكايتي از سعدي)
توسط : بر ز خ

سلام

يكي را زني صاحب جمال درگذشت ومادرزني فرتوت به علت كابين در خانه متمكن بماند .مرد از مجاورت وي به جان رنجيدي و چاره اي نديدي.گروهي از آشنايان به پرسيدن آمدند.يكي پرسيد چگونه اي در مفارقت يار؟

گفت نديدن زن بر من چنان دشوار نيايد كه ديدن مادرزن!!

شنبه 18/1/1386 - 15:31
پسندیدم 0
UserName