سرود شكفتن 4

چشمه كوثر و فرزندان امام كاظم(ع)

فراوانى فرزندان نسل رسالت و ولايت از موضوعاتى است كه قابل انكار نيست هر چند گاه اين‏امر كه تعداد فرزندان ائمه به دهها نفر مى‏رسد براى برخى مورخان گران آمده وآنان سعى نموده‏اند به روش‏هاى مختلف از تعداد آنها بكاهند اما حقيقت اين است كه‏«كوثر» همان كوثرى كه خداى متعال در قرآن كريم سوره‏اى را به نامش نازل كرده،كليد حل مشكل است. آن روز كه ابراهيم يگانه فرزند حضرت پيامبر در هفده ماهگى‏در مدينه طيبه رحلت كرد و در بقيع به خاك سپرده شد، گروهى از منافقان و دشمنان‏و دشمنان مرگ وى را علامت‏بريده شدن نسل رسالت و نابودى اسلام دانستند و باكنايه و زخم‏زبان دل وى را آزردند. اين موضوع كه به شدت پيامبر را افسرده كرددر نهايت‏به نزول سوره مباركه كوثر انجاميد و خداى متعال چنين فرمود: «بسم الله الرحمن الرحيم. انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هوالابتر» اعجاز اين سوره منحصر در حسن و حسين فرزندان بلافصل على(ع) نبود بلكه‏در نسلهاى بعدى نيز همين معجزه الهى جريان يافت. و به روشنى مى‏توان اين معجزه‏آشكار را ديد. كوثرى جوشان در نسل تمام ائمه به وديعه گذاشته شد كه نسل نبوت وامامت را زنده نگاه داشت. مرورى بر فشارها و اعدامها و سياستهاى كينه‏توزانه‏حاكمان اموى و عباسى نشان مى‏دهد كه چگونه همين «كوثر جوشان‏» گاه تنها باريكه‏حفظ نسل ولايت‏بود. از اين‏روى به نظر مى‏رسد نه تنها نبايد كثرت اولاد امامان‏موجب بروز سؤال شود بلكه ظهور اعجاز الهى «كوثر» در طول حيات ائمه بايد مارا به شگفتى و تحسين وا دارد. يكى از اين امامان معصوم كه به كثرت اولاد مشهور است امام موسى كاظم(ع) است كه‏تمام تاريخ‏نويسان به تعدد فرزندانش گواهى داده‏اند. در بين نويسندگان تا آنجا كه ما جستجو كرده‏ايم تنها عباس فيض نويسنده انجم‏فروزان به اين حقيقت ظريف دست‏يافته و جارى كوثر را در نسل امام كاظم به تماشانشسته است. وى مى‏نويسد: «موضوع كثرت نسل پيغمبر اكرم از چيزهايى است كه به شهادت حس و تاريخ به‏هيچ‏وجه قابل انكار نيست. چنانچه خداوند تبارك و تعالى هم در قرآن مجيد در آنجايى كه مى‏فرمايد: انااعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر بدين معنى تصريح فرموده‏زيرا به اتفاق مفسرين منظور از كوثر كثرت نسل است و شان نزول اين سوره آن است‏كه ازدياد در نسل با كمتر تاملى در اين عصر اعجاز قرآن ثابت مى‏گردد زيرا ذريه‏پيغمبر در كثرت چنانند كه كوچكترين ديه و قريه‏اى را هم از آن‏ها خالى نمى‏توانديافت‏با اينكه از طرف بنى‏اميه و بنى‏عباس و خلفاى آنها براى اضمحلال اين شجره‏طيبه و قطع نسل اين دودمان شريف منتهاى كوشش و جديت اعمال و به منظور انقراض‏سلسله فاطميين انواع دسائس برانگيخته گشت كه كربلا و قتل هفتاد و دو نقر ياران‏حسينى حتى اطفال شيرخوار و عمليات منصور دوانيقى و متوكل براى نمونه كفايت‏مى‏كند.قتل ذريه پيغمبر در طف يا زنده زنده در گور كردن و در وسط پايه‏ها گذاردن وهزارها كشتارهاى ديگر كه همواره پى در پى جريان داشت‏يك سلسله عوامل ممتدى‏بودند كه قطع نسل پيغمبر را ايجاب مى‏كرد و در عين حال اين سلسله جليله امروزه‏چنان توسعه پيدا كرده‏اند كه شرق تا غرب را فرا گرفته‏اند و در طرف مقابل ذره‏امويان و دودمان عباسيان با تمام قدرت و عظمت‏سلطنت و خلافتى كه دارا بودند ودر قرون متمادى در ناز و نعمت زندگانى مى‏كردند امروزه كوچكترين اثرى هم ازآن‏ها ديده نمى‏شود و شايد در سراسر اين كشور هم يك نفر اموى يا عباسى وجودنداشته باشد و در كتاب سياده الاشراف مسطور است موقعى كه حسين بن‏على(ع) شهيدگشت در طايفه بنى‏اميه دوازده هزار گهواره طلا و نقره وجود داشت كه اطفال‏شيرخوار خود را در آنها مى‏جنباندند و از براى سيدالشهدا(ع) فرزندى نبود جز سيدسجاد(ع) معذالك از بنى‏اميه نسلى باقى نيست و از سادات حسينى و رضوى در هرمنطقه جماعتى وجود دارند. اين است نمونه‏اى از آثار حقيقت و آن بود عواقب ظلم وستم.»

 

شنبه 18/1/1386 - 8:10
پسندیدم 0
UserName