حديث چهارم:

(فلسفه ى امامت)

(أَوَ ما رَأَيْتُمْ كَيْفَ جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ مَعاقِلَ تَأْوُونَ إِلَيْها، وَأَعْلاماً تَهْتَدُونَ بِها مِنْ لَدُنْ آدَمَ(عليه السلام))[7]

آيا نديديد كه چگونه خداوند براى شما، ملجأهايى قرار داد كه به آنان پناه بريد، و عَلَم هايى قرار داد تا با آنان هدايت شويد، از زمان حضرت آدم(عليه السلام) تا كنون.

شرح

اين عبارت، قسمتى از توقيعى است كه از ناحيه ى حضرت، به خاطر اختلاف ميان ابن أبى غانم قزوينى و جماعتى از شيعيان صادر شده است. ابن ابى غانم معتقد بود كه براى امام حسن عسكرى(عليه السلام) جانشينى نيست و امامت به ايشان ختم شده است. گروهى از شيعيان، به حضرت مهدى(عليه السلام)نامه مى نويسند و داستان را باز مى گويند. از ناحيه ى حضرت نامه اى صادر مى شود كه حديث فوق بخشى از آن است.

امام زمان(عليه السلام) بعد از سفارش هاى زياد در دورى از ترديد و شك در امر امامت و وصايت و جانشينى، مى فرمايند: مسئله ى وصايت، در طول تاريخ بشريت، ثابت است و تا انسان وجود دارد، زمين، خالى از حجّت نيست. حضرت مى فرمايد:

تاريخ را بنگريد! آيا زمانى را خالى از حجّت ديده ايد كه اينك اختلاف كرده ايد؟

حضرت، در اين قسمت از حديث، براى امامت، دو فايده برشمرده است: يكى، ملجأ و پناه مردم در گرفتارى ها، و ديگرى هدايت كردن مردم به دين الهى; زيرا امام معصوم(عليه السلام) نه تنها هدايتگر مردم به شريعت و دين الهى است، بلكه در مسائل مادّى و دنيوى نيز حلاّل مشكلات مختلف آنان خواهد بود

جمعه 17/1/1386 - 14:11
پسندیدم 0
UserName