آمدي جانم به قربان . . .
توسط : عافی

آمدي جانم به قربان ولي حالا چرا عاقل كند كاري كه باز آيد ز كنعان غم مخور
كلبه اخران شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانا بود هر كه بامش بيش برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود زهر چه بگندد نمكش مي زنند واي به روزي كه مسلح شويم ارتش دنيا نتواند كه جواب ابلحان خامو شيست ...

پنج شنبه 16/1/1386 - 15:55
پسندیدم 0
UserName