نقش امام جعفر صادق عليه‏السلام
 

در تقريب بين مسلمانان و جلوگيرى از تفرقه و انشعاب

 

مقدمه

وحدت و يكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه بر محور كلمه توحيد براى همه موحدان و خداپرستان روى زمين، از تعاليم و آموزشهاى اساسى آيين اسلام و از اصول فرهنگ قرآنى است. و بر همين اساس، قرآن كريم يكى از عمده‏ترين و سازنده‏ترين اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله عليه وآله را تاليف قلوب و ايجاد انس و تفاهم به جاى خصومت و دشمنى بيان مى‏دارد و اگر كسى در تاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى را از شاهكارهاى رسالت محمدى‏صلى الله عليه وآله مى‏يابد. (1)

«واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا»; يعنى همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنيد و پراكنده نگرديد.

«واذكروا نعمت الله عليكم اذكنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها» آل عمران /103; يعنى: ياد آوريد نعمت‏خداوندى را در حق شما كه دشمنان يكديگر بوديد او ميان دلهاى شما جمع كرد و در پرتو نعمت‏يكتاپرستى، برادران هم شديد و در پرتگاه آتش قرار داشتيد شما را نجات و رهايى داد.

بعد از رحلت پيامبر عظيم‏الشان اسلام اوصياى معصوم او كوشيدند تا آن وحدت و يكپارچگى را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصى خويش چشم پوشيدند و از خدشه‏دار شدن اتحاد و اتفاق امت را مانع شدند. و در درازناى تاريخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستين انسانيت، هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزيه پرهيختند و از دامن زدن به آتش خصومت‏بين مسلمانان، بركنار زيستند و هم ديگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند.

ما مسلمانان به اين آيه زيباى قرآن، بيشتر بايد بينديشيم: «فتقطعوا امرهم بينهم زبرا كل حزب بمالديهم فرحون‏» المؤمنون /53; يعنى: اهل كتاب و پيروان اديان آسمانى و اتباع رسولان الهى، گروه، گروه شدند، ضد و دشمن هم گشتند و هر يك به آنچه نزد اوست‏خرسند و شادمان گرديدند.

مرحوم مغنيه مى‏نويسد: يكى خود را به موسى عليه‏السلام منسوب داشت و دومى به عيسى‏عليه‏السلام منتسب گرديد و ما خود را به محمدصلى الله عليه وآله پيوسته مى‏دانيم در حالى كه دين و آيين همه پيامبران يكى است و خداى فرستنده و برانگيزنده همه‏شان هم يكى است. پس اين همه دشمنى و عداوت از كجا منشا مى‏گيرد؟! (2)

ايشان در تفسير فشرده خود در زمينه آيه سابق‏الذكر نيز نكته‏هايى ظريف و احيانا تلخ را يادآورده است. او در ذيل آن آيه مى‏نويسد: آيا اين آيه (نهى از تفرقه و جدايى) شامل ما مسلمانان هم هست و يا اختصاص به امتهاى نخستين و گذشته دارد! در نهج‏البلاغه على‏عليه‏السلام آمده: «سياتى عليكم زمان يكفا فيه الاسلام كما يكفا الاناء بما فيه‏» يعنى: زمانى براى شما مسلمانان فرا مى‏رسد كه در آن، اسلام همچون ظرف پرى كه اگر آن را برگردانند خالى مى‏شود، خالى و تهى مى‏گردد، يعنى مورد عمل واقع نمى‏شود.

او در دنباله كلامش مى‏نويسد: مردم قبل از اسلام به سبب كفر و شرك پراكنده بودند و در پرتو نعمت اسلام برادر و صميمى گشتند و امروز بعكس (مع‏الاسف) مردم در زير لواى كفر متحد و يكپارچه‏اند. امروز ما مسلمانان در پرتگاه آتش تشتت قرار داريم اگر چه مدعى اسلاميت هستيم و چگونه ممكن است اين دعوى صادق باشد كه اسلام مايه نجات از هلاكت و تباهى است. (3)

 

يادداشتها و مآخذ

1- ر.ك: به بحثى تحت عنوان فرهنگ وحدت در قرآن و نهج‏البلاغه، ارائه شده به كنگره سوم مجمع التقريب كه توسط آن مجمع تكثير و پخش شده و سپس در مجله ميقات حج‏شماره‏6 به چاپ رسيده است.

2- ر.ك: محمد جواد مغنيه، التفسير المبين، ص‏392.

3- همان.69.

پنج شنبه 16/1/1386 - 8:28
پسندیدم 0
UserName