رفتار پیامبر با كودكان ...
توسط : بر ز خ

سلام

گروهى از كودكان مشغول بازى بودند.
ناگهان با دیدن پیامبر(ص )كه به مسجد مى رفت , دست از بـازى كـشـیـدنـد و بـه سـوى حـضـرت دویدند و اطرافش را گرفتند.
آنها دیده بودند پیامبر اكـرم (ص ),حسن (ع ) و حسین (ع ) را به دوش خود مى گیرد و با آنها بازى مى كند.
به این امید, هر یك دامن پیامبر را گرفته , مى گفتند: شتر من باش ! پـیامبر مى خواست هر چه زودتر خود را براى نماز جماعت به مسجد برساند, اما دوست نداشت دل پـاك كـودكـان را بـرنـجاند.
بلال درجستجوى پیامبر از مسجد بیرون آمد, وقتى جریان را فهمید خـواسـت بـچه ها را تنبیه كند تا پیامبر را رها كنند.
آن حضرت وقتى متوجه منظوربلال شد, به او فرمود: تنگ شدن وقت نماز براى من ازاین كه بخواهم بچه ها را برنجانم بهتر است .
پیامبر از بلال خواست برود و از منزل چیزى براى كودكان بیاورد.
بلال رفت و با هشت دانه گردو بـرگـشـت .
پـیـامـبـر(ص ) گـردوهـا را بین بچه ها تقسیم كرد و آنها راضى و خوشحال به بازى خودشان مشغول شدند.

منبع:نفایس الاخبار ص 286

چهارشنبه 15/1/1386 - 10:12
پسندیدم 4
UserName