به جنبه هاى مثبت و آنچه داريم بينديشيم

به جنبه هاى مثبت و آنچه داريم بينديشيم
گاهى اندوه و غصه چنان زندگى را بر انسان سياه ميكند و راههاى چاره را مسدود مى كند كه مى پنداريد بدبخت ترين موجودهاست . انچنان بيچاره و پست است كه شايستگى ادامه زندگى را ندارد. براى اينكه نگرانى ما به اين حد نرسد مى توانيم آنرا از فكر خويش بيرون كنيم عوض آنكه به جنبه هاى منفى بپردازيم وخود را ناراحت كنيم مى توانيم به آنچه داريم ويا به جنبه هاى مثبت زندگى بينديشيم . مثلا در عوض آنكه بگوييد مى ترسم اگر يك بار ديگر سرما بخورم ، اگر يكبار ديگر مريض بشوم با اين ضعف فعلى تمام قوا را از دست مى دهم ، اگر مردود شوم ، چه خواهد شد...اگر...اگر.. بهتر است فكر كنيد و بگوييد بايد خود را حفظ كنم تا سرما نخورم ، با ورزش ‍ و مراعات بهداشت خود را تقويت كنم تا بيمار نشوم ، انقدر درس مى خوانم تا مردود نشوم ....راستى هيچ فكر كرده ايد كه همين سلامتى جسمى كه داريد چقدر ارزشمند است ؟ امام صادق عليه السلام فرمود: خداى بزرگ مى فرمايد: بنده با ايمان خود را در هيچ حالى قرار نمى دهم مگر آنكه همان را براى او مفيد و خير قرار داده باشم ؛ پس بايد به قضا و آنچه من داده ام راضى باشد.... (10) و نيز آن گرامى فرمود: داناترين مردم به خدا راضى ترين آنهاست به آنچه كه خدا مى خواهد.( و البته فراموش نشود كه رضايت به خواست خدا در مواردى كه مصيبتى به وقوع پيوسته و يا شكستى بر ما فرود آمده و يا عامل پيشگيرى آن گذشته و در دست ما نيست كه بتوانيم فورا آنرا تغيير دهيم و به هيچ وجه اين رضايت به معناى سكون و سكوت و واگذاشتن وظايف قطعى هر مومن نيست ، و دقيقا به اين معناست كه پريشان و ماءيوس نباشيم و خدا را حاضر و قادر بدانيم و با توكل و اعتماد بر او بى هيچ ياس و نااميدى به راه ايمان وظايف خود ادامه دهيم . نيز در موارد ويژه يى كه بر اساس نظام كلى عالم رويدادهايى وقوع مى يابد كه كوشش ‍ بشر و دست او در آن راهى ندارد مانند فرزند داشتن يا نداشتن ....كه در اين موارد جز سرفرودآوردن در برابر خواست خدا و دل بستن به او و به دور ماندن از كج فكرى ، چاره ديگرى نيست و اين خود كارى شايسته و سازنده است ).

سه شنبه 14/1/1386 - 23:31
پسندیدم 0
UserName