گزیده گوهر ها و جملات زیبا و آموزنده و حکمت آمیز(2)
توسط : amir5896

 پاورقی(2)

اگر سحر رااز زندگي عاشقان برداريم بقيه آن درظلمات ناپديد مي شود

 

مرگ چیزی را دگرگون نمی کند،مگر نقابهای پوشاننده ی چهره ما را

 

درهای وحی بسته شده است،ولی درهای معجزات الهی ونیز الهامات روحی والهی بسته نشده است

روح درونی خودرا زیبا کنید،تاشخصیت درونی و بیرونی شما یکی شود

 

نیایش چیست مگر فراکشیدن خودتان در اثیر زنده؟

 

خداونددردل شما فروزانه ای نهاده است که با زیبایی ودانش فروزان می گردد.گناه است که آنرا خاموش ساخته و زیر خاکسترها دفن میکند

 

عشق آن آتش شوق الهي است كه ماسوي الله را مي سوزاند و نابود مي گرداند

عشق آن مغناطيس روحاني لطيف و حساس است به جانب زيبايي و كمال

عشق حكومت الهي بر مملكت نفس انساني به سبب جلوه گريهاي انوار الهي

 

شب پناه انبياست و خلوتگاه اولياست . شب ، خزينه اسرار است و سفينه ابرار است

 

آن كس كه راز خود را پنهان دارد ، اختيار آن دردست اوست

 

كسي را كه شكيبايي نجات ندهد، بي تابي او را هلاك مي گرداند

 

هرگز ناتوان نبوده ام جز در برابر کسی که از من پرسيد:تو کيستی؟

 

اگر به غايت چيزی رسی که بايد بشناسی.به آستانه چيزی رسيده ای که بايد دريابی

 

دل آدمی ناله ياری سر ميدهد.روح آدمی ازما التماس رهايی ميکند.اما ما به ناله هايش بهايی نمی دهيم. زيرا که آنها را نه ميشنويم و نه در می يابيم.او را هم که می شنود ودرمی يابد.ديوانه ناميده و از وی می گريزيم

 

خداوند عزوجل آنگاه که بنی آدم را از تاریکستان نیستی به روشنایی هستی آورد ، از کرامات خود، بزرگترین و والاترین و نفیس ترین چیز یعنی دانستن را به او داد

 

خدايـا عبادت نميكنم ازترس آتشت و نه طمعي از بهشت،بلكه يافتنم تورا شايسته پرستش،پس عبادت كردم

 

تجربه بهترین درس است هرچند که حق التدریس آن گران باشد

 

عفو زیور قدرت است،عجله پدر ناکامی است، زبان نماینده عقل است

 

صداقت بهترین سیاست است

دی رفت وباز نیامد، فردا رااعتماد نشاید، حال را غنیمت دان که دیر نپاید

 

محال کلمه ای است که درفرهنگ دیوانگان یافت می شود

 

آنچه سرنوشت مارا تعیین میکند، شرایط زندگیمان نیست بلکه تصمیمهای ماست

بهتراست دوباره سوال کنی تااینکه یکبار راه را اشتباه بروی

دل منطقی داردکه عقل ازآن بی خبراست

استعداد درتنهایی رشد میکند، شخصیت در رودِ زندگی

سکوت را بیاموز بگذار، ذهن آرام تو گوش کند و بیاموزد

علم تورا حفظ میکند،اما ثروت راتوباید حفظ کنی

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن

آنچه هستید شمارا بهترمعرفی میکند تاآنچه می گویید

باید زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمی دانید

فکر "من هستم" حاکی ازنادانی شماست.هراندیشه ای که "من" را بوجود می آورد آفریننده ی انواع اضطرابها وگرفتاریهاست. خود، دوزخ است

 

عاشق کامل کسی است که چه درتنهایی وچه بامعشوق، شاداست.تفاوتی بین این دوحالت وجودندارد

 

عادت، زنجيرهای روانی پولادينی هستندکه به دست وپای ملّتها بسته می شوند يامی بندند

 

تا وقتيکه افراد ومردم عادت به استعمال چيزی نکرده باشند،نميدانندکه به آن چيز تاچه اندازه احتياج دارند وکمبود را درک نميکنند

اکثر افراد اجتماعات گاهی نميدانندچه کمبود ونقص بزرگی درزندگی و در وجودخود دارند،بعلاوه نميدانندازبين برنده اين کمبودچيست و کدامست

 

مردآرام،شبانه روز تلاش ميکند،ميجنگد ومبارزه ميکند، هرروز باهزاران وقايع ورويداد اجتماعی دراجتماع انسانهای غيرعادی و احمق ومزاحم روبرو و درگيراست، ولی درحين محتاط بودن آرامست، هيچگاه اينهمه رويدادهای مخالف و زجر وعذابها واينهمه کارشکنيها،آرامش وخونسردی اورا بهم نميزند، نگرن نميشود، غصه نميخورد، دچار بيخوابی نميشود، عصبانی نميشود، برروی همه مشکلات بدبختيها وبيچارگيهای اجتماعی لبخند ميزند

اشخاص بااستعداد که دارای ساختمان مغزی و عصبی خاصی هستند، وقتی درعرفان جلوتر رفتند، ممکن است به انجام کرامات ومعجزات و وحی و الهام برسند واين حالات نيز فهميدنی و رياضی نيستند،گرچه ممکن است اثرات آن درخارج ديده ميشود

ناخودآگاهی دريچه ايست بسوی خدا وبسوی قدرت عظيم جهانی. شايد بعبارت علمی بتوان گفت خدائيکه بگفته قرآن درون ماست، همان "شعورباطن" يا "ناخودآگاهی" است

 

انسان خردمند ذهن بسته ای ندارد و برای اجتناب از پذيرفتن عقايد تازه سرخود را مانند کبک در زمين فرو نمی کند. انسان خردمند زود باور نيست و عقيدای را کورکورانه نمی پزيرد. او مطالعه می کند و مطالب را کاملا هضم ميکند.پس انها را در پیشگاه عقل و منطق خود ارزيابی ميکند.عقايد تازه را می آزمايد و از خلال اين آزمون ها و تجربه هايش پيشرفت ميکند. انسان خردمند اين عقايد را با ذهنی روشن بررسی ميکند

 

ما همه اينجا مهمانيم. اين دنيا مال ِ ما و يا پدران ِ ما نيست و نبوده. اينجا صاحب دارد و ما همه در محضر اين صاحب زند گی مي كنيم. بجاي اينكه آرامش و ثروت را از دنيا بخواهيم، آنها را از دنيا ساز بخواهيم

 

ما بسیار تواناتر از آنیم که می پنداریم . لحظه هایی هست که در آنها تنها با دست نزدن به هیچ ابتکاری و انجام ندادن هیچ کار است که می توانیم بیاموزیم ، زیرا در این زمانهای خاموشی بخش نهان هستی ما به کار افتاده و پویا می گردد

 

همیشه افرادی هستند که تورا می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تورا آزرده دوباره اعتماد نکنی

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

تجربه رویدادهایی نیست که با آن برخود می کنیم .تجربه برخودهایی است که با رویدادها می کنیم

اين مهم نيست ما انسانهاي کوچکي هستيم اين مهم است که بتوانيم بزرگ فکر کنيم

انچه از ديگران انتظار داريد خود به انها عطا كنيد فايده و سودي از ان بيشتر نيست كه شما اغاز كننده ي يك سيكل رفتاري باشيد

دوستانت بايد مانند كتاب هايي كه مي خواني كم باشند و برگزيده

 

يكي از نشانه هاي ناداني اين است كه كسي قبل از شنيدن مطلب جواب بگويد

 

مديتيشن‌ در جهت‌ درك‌ خداوند مي‌باشد. توجه‌ كاملتان‌ بايد به‌ خداوند معطوف‌ شود. هميشه‌ بخاطر داشته‌ باشيد. جلال‌ خداوند درون‌ شماست‌. نه‌ اينجا و نه‌ آنجا، بلكه‌ درون‌ شما

 

عشق راآن حالت محبّت و ذوق و اشتياق گويندکه شخص به غيرازمحبوب خويش چيزی رانبيند ونخواهدوقدرت اين کبريت سرخ چنان قوی ولايتناهی است که ميتواندهمچواکسيری وجودانسان راکيمياکرده و تغييرحالت دهد.شعله های آتش سوزانش ازکرانه های وجودزبانه ميکشدوانسان را واله و شيدامی گرداند

عشق است که هزاران هزار معشوق دل باخته وعاشق سينه سوخته راازپی يکديگر برمی انگيزدو نيز عشق هدف رابسيارنزديکترميکندوعاشق بدليل سوزو گدازهای فوق العاده زودتر به مقصدو هدف خواهدرسيد

هرچيزی را معدنی است و معدن تقوی قلوب عارفان است

جذبه : سرّالهی است که خداوندبه فضل خويش به مؤمنين حقيقی عطا می فرمايدکه با عين اليقين اورا مشاهده کنند

اشراق : آتشی است که در ارض روح مشتعل می شودو سبب اشتعال آن آتش،عشق است

فنا : تغييرحال روحی ازراه خاموش کردن جميع هوسها وميل ها و اراده ها و تعينات شخصی

فنا : بی خودی و عدم احساس به وجود خويش. بی خبری ذهن از تمام موجودات و مدرکات حسی و اعمال وافکار واحساسات حتی از هستی خود،بواسطه جمع شدن همه قوای نفسی در خدا، يعنی غرق شدن درمشاهدة صفات الوهيت

سماع : اين عمل حالت تمرکز،وجد و شور در قلب ايجادمی کندو اين وجد حرکات بدنی بوجودمی آوردکه اگرحرکات غيرموزونی باشد ((اضطراب)) و اگر حرکات موزونی باشد ((کف زدن و رقص)) است. صوفی طبعاً اهل دل و احساسات است، واضح است که مذاق جانش تاچه اندازه از شنيدن آواز خوش و نغمه دلکش متلذذ می شود

 

هيچ چيزي نيست كه چشمت برآن افتد و در آن پندي نبود

هرگاه نفس تو ،‌در آنچه تو فرمانش مي دهي ، فرمانت نبرد، در آنچه او بدان مشتاق است ، فرمانش مبر

 

خدا:عشق، زندگی، نور و خودآگاهی است

انسان جمع اضداد است، این نشانه بی همتائی اوست

انسان اول وجودش می آیدوسپس به جستجوی ماهیت خودمی پردازد

شیطان درون ذهن و از طریق ذهن القائات خود را انجام می دهد، بیرون از انسان اهریمنی وجود ندارد.


بسیاری ازدلبستگی ها برای ما بصورت سدراه ومانعی برای رفتن بسوی خدا عمل میکنند

قلبهای ما، فکر ما، چشم ما، گوش ما، به خشونت و زشتی ها و بدی ها و... عادت کرده است و ما زیبایی ها را نمی بینیم و آنها را درک نکرده و لذّت آنها را نمی فهمیم.


سه عامل رسیدن به هدف: حکومت، محیط جامعه و راهنما

اگرعقل با وحی همراه شود، هیچکس دیگر دین خدارا باهیچ چیزدیگر تبدیل ومبادله نمیکند

لقمه حرام ومعصیت چشم دل مارا می بندد، گوشها را ناشنوا کرده و کلام خدا وحقیقت در دلمان اثرنمی گذارد

 

به ذکر خدا مشغول باش: بواسطه ی دوری از مردم و چشم پوشی از شیرینی وترشی و فارغ نمودن شکم و خانه ات از دنیا

 

تقرب:خوابت را نماز قرار بده و طعامت را گرسنگی

قبل از اینکه بیارنتون خودتون بیایین، وبیایین پیش همونی که بهش اهانت کردی توبه

 

هیچ رخنه ای در دنیا بالاتراز مرگ عالِمی نیست

 

هدف کاراته تکامل ذِهن (کالبد ذهنی) به موازات تکامل جسم(کالبد فیزیکی) است.« استاد محمّد رضا یحیایی»

وسواس یکی از حربه های شیطان، برای مشغولیت فکر و دل جهت دوری از خداست

نماز؛ برای شکرگزاری، ابراز محبّت به خدا و حل مشکلاتمان می باشد

دعا یکی از راههای نزدیکی به خداست؛ دعا برای دیگران باعث اجابت دعای خودفرد می شود؛ دعا باعث گشودن گره های خود فرد دعاکننده می شود؛ دعا هم راه است هم هدف که علاوه برابزار دستیابی به خواسته می شود بلکه خود دعا ارزش دارد و نتیجه اش مهم نیست.

   دعا رابطه ما و خدا را تقویت کرده و باعث افزایش تواضع می شود؛ دعا باعث ایجاد لحظه های قشنگ و آرامش، و دوستی و خلوت با خدا می شود. ما نباید به نتیجه و اجابت دعا فکر کنیم بلکه با دعا توجه خدا به ما زیاد می شود.

   دعا قضا را برمی گرداند و باعث تغییر تقدیر و سرنوشت ما می شود؛ این به این معنی است که زمانی که امکان اتفاق ناگوار برای ماست با دعای خیر دیگران و خودمان از پیشامد آن رخداد جلوگیری می کنیم!

 

ائمه اطهار (ع)، قرآن ناطق هستند.

 

«تندرستی و امنیّت دو نعمت هستند»، حضرت محمّد(ص).

 

در کلیسا ها، کشیش ها به تمام قرآن اعتقاد کامل دارند ولی به دروغ و با پنهان سازی آنرا انکار می کنند تا موقعیتشان به خطر نیفتد؛ عدالت و برابری بین تمام انسانهای جهان برایشان مضرّ است. (پیامبر اسلام، برابری و صداقت را می خواست).

 

در مسیر طریقت، تقوا یعنی اگر سر سُفره غذا نشستی، غذا را با عدالت برداری تا به برادرانت هم غذا برسد. بهتر از آن، اینست که میوه های درشت و درجه یک، گوشت و غذای بهتر را برای دیگران بگذاری (چون وقتی نوبت شماست آنها از قبل آنرا نشان کرده اند!) و خودت غذای کمتر و میوۀ کوچکتری را برداری.

 

شیطان از بیرون از انسان، با وسوسه ها و نداهای آهستۀ خود وارد انسان می شود ولی چون همیشه به صدای شرّ(جهل، سراب، مِلکی، حیوانی، نفس امّاره، باطل) گوش داده ایم و عادت به اطاعت از آن کرده ایم فکر می کنیم همین درست است، و دیگر صدای خدا و خویشتن خویش(نور، حقیقت، ملکوتی، درون، نفس قدسی، نفس مطمئنه، حقّ) را نمی شنویم و به اصطلاح کَر شده ایم. خدا(کعبه دل) از درون ما به ما ندا می دهد، اگر کمتر به نداهای برونی اهمیت بدهیم قادر به شنیدن صداهای درون خواهیم بود (متوجه می شویم درون ما دو تا صدا وجود دارد: خیر و شرّ)، و در مرحله بعد از آن باید تشخیص دهیم که کدامیک از این دو صدا صدای درون است و کدام صدای برون(شرّ) است.

 

در داخل بدن انسان همۀ انواع فلزات و مواد شیمیایی وجود دارد: طلا، نقره، منیزیم و... . و همچنین در میوه ها وجود دارد: نقره در پوست انگور، سیلیسیم در هسته انگور، آهن در اسفناج و... .

 

هنگامیکه ما بر خاک(مُهر) سجده می کنیم، چون این خاک را خدا آفریده، در اصل خدار ا سجده و تعظیم و پرستش کرده ایم. به زبانی دیگر هنگامیکه سر به مُهر می گذاریم خدای درون را می پرستیم نه آن مُهر را ؛ و به نیّت پرستش خدا سر به مُهر می گذاریم.

 

تمام موجودات کائنات، از جمله جلبک کف اقیانوس، خدا را پرستش و تسبیح کرده و با خدا حرف می زنند ؛ و تمام کارهای (تکوینی) خود را به فرمان خدا انجام می دهند، گیاهان و برگ درختان در پاییز به فرمان خدا خشک می شوند و از درخت فرو می ریزند. برگ گیاه صبح زود با طلوع آفتاب، بسوی خورشید تعظیم می کند.

 

انرژی درمان ها نباید بابت کمکی که به مردم می کنند پولی بگیرند، اول اینکه خدا انسان و نیز  ابزارهای پیشرفت او را خلق کرده و دوم اینکه همه انرژی انسان مال خداست نه مال او.

 

احسن الاعمال(عمل خوبتر و والاتر) بهتر از اکثر الاعمال (اعمال زیاد انجام دادن) است.

 

رنگ مشکی = سیاهی، تباهی، تاریکی، جهل، نادانی، سراب، مِلکی، ناپاکی، شیطانی و... .

منبع:   http://nilofare-abi.persianblog.com

  جمع آوری گفته ها و شنیده ها: امیر.ن

Jadeye_tariki@yahoo.com

سه شنبه 14/1/1386 - 10:47
پسندیدم 0
UserName