گزیده ای از کتاب «قضاوتهای حضرت امیرالمؤمنین (ع)»
توسط : amir5896

  به نام حضرت دوست     

 گزیده ای از کتاب «قضاوتهای حضرت امیرالمؤمنین (ع)»

    «قیصر» ملک روم نامه ای بسوی عُمر نوشت و در آن نامه مسائلی پرسش کرد ، عمر نتوانست جواب بگوید . آن را عرض به صحابه کرد هم عاجز از جواب بودند ، علی بن ابی طالب (ع) همه را جواب گفت در کمتر وقتی بدون فکر و تأمل.  سئوالات قیصرملک روم و جواب علی (ع ) :

ü    خبربده مرا از چیزیکه خدا آنرا خلق نکرده ؟  آن چیزی که مخلوق نیست آن قرآن است .

ü    از چیزی که برای خدا نیست ؟  آن شریک باری است که خدا شریک برای او نیست

ü    از چیزی که همهء آن بال است ؟ باد است

ü    از چیزی که همه ء آن دهن است ؟ آتش است

ü    و اما آن چیزی که همهء آن پا است ؟ آن آب است .

ü    و آن چیزی که همه ء آن چشم است ؟  او شمس است

ü    و اما آن پنج چیزی که در رحم مادر نبودند و روی زمین راه رفته اند ؟ آن آدم و حوا و گوسفند ابراهیم که برای فدای اسماعیل آمد و عصای موسی(ع) و ناقهء صالح(ع) .

ü    و آن کسیکه عشیره نداشت ؟ آدم (ع) ابوالبشراست .

ü    آن چیزی که نفس می کشد و روح ندارد ؟ صبح است .

ü    آن چیزی که یک مرتبه پرواز کرد ؟کوه طور بود چون بنی اسرائیل عصیان کردند و بین آنها وارض مقدسه چند روز راه بود خداوند آن کوه را فرمان داد تا از جای کنده شد و دوبال از نور باو داد تا پرواز کرد و بر سر بنی اسر ائیل پره زد موسی (ع) فرمود که اگر توبه نکنید این کوه بر سر شما فرود خواهد آمد چون توبه کردند وقبول حکم تورات نمودند کوه به جای خود برگشت .

ü    و اما مکانی که یک مرتبه آفتاب برآن تابید ؟ قعر رود نیل بود که موسی(ع) عصا را به دریا زد شکافته شد و آفتاب بر ته آن تابید و دیگر نخواهد تابید.

ü    آن درختی که ،سوار تند رو، تا صد سال برود سایه آنرا طی نمی کند ؟ شجره ء طوبی است که از درختهای بهشت است هیچ قصری نیست مگر آنکه شاخهء از آن درخت طوبی در آن قصر است و مثل او مثل خورشید است که یک خورشید و نور آن در همه بلاد تابش دارد .

ü    آن درختیکه بدون آب نمو کرد ؟ آن درختی بود که خدای متعال برای یونس رویانید .

ü    اما غذاء اهل الجنه مثل آن در دنیا ؟  جنین در رحم مادر است که از راه ناف می خورد و می آشامد بزرگ می شود و چیزی از او دفع نمی شود .

ü    ... اما کلید بهشت کلمه لااله الاالله محمد رسول الله( ص )  می باشد .  

نامه به قیصر رسید و گفت بخدا قسم این اجوبه خارج نشده است مگر از خاندان نبوت و رسالت .

 

 

  

     علی متقی در کنزالعمال روایت می کند که دو نفر نصرانی بنزد عُمر بن الخطاب آمدند و گفته اند از برای او بما خبرده از حب و بغض که چه فرق است میان آنها با اینکه معدن آنها یکی است و آن قلب است و بما خبرده از حفظ و فراموشی چه فرق است با اینکه معدن آنها نیز یکی است و چه فرق است بین خوابهایی که راست است و خوابهائیکه دروغ است با اینکه معدن آنها نیز یکی است عُمر بن الخطاب اشاره کرد بحضرت امیرالمؤمنین (ع) گفت : مسائل خود را از این جوان سؤال کن. حضرت فرمود : من ترا جواب گویم .

ü     اما مسئله «حب و بغض» خداوند متعال ارواح را قبل از اجساد به دو هزار سال ایجاد کرد پس در «عالم ذر» هر گاه با هم شناسائی و الفت پیدا کردند در این عالم نیز قلب آنها بهم دیگر مایل می شود و محبت و دوستی بین آنها پیدا می شود و هر گاه در «عالم ذر» این شناسائی و الفت حاصل نشد در این عالم نیز حاصل نخواهد شد.

ü    و اما « حفظ و فراموشی » برای این است که خداوند متعال هنگامیکه فرزندان آدم را خلق کرد برای قلب او پرده ای قرار داد هرگاه آن پرده بالا زده شود آنچه بشنود و بخواند حفظ  و احصی می کند و هرگاه آن پرده روی قلب را بپوشاند او را فراموشی عارض می شود و اگر چیزی را بشنود یا بخواند حفظ نمی کند .

ü    و اما «رؤیای صادقه و کاذبه » این است که خداوند متعال روح را که خلق کرد از برای او سلطانی قرار داد که آن نفس است هنگامی که کسی می خوابد روح بیرون می رود ولی سلطان او که نفس باشد در مرکز خود مستقر است هرگاه روح به جمعی از ملائکه برخورد کرد آنچه را در خواب به بیند راست و صدق است و هر گاه به جمعی از شیاطین و اجنه تصادف کرد آنچه را در خواب به بیند همه احلام و اکاذیب است .  

         آن دو نفر نصرانی که این جوابهای شافی وافی را شنیدند بشرف اسلام مشرف شدند و از آن حضرت مفارقت نکردند تا در جنگ صفین به درجه رفیعه شهادت رسیدند.

 

********

 

     عُمردر هر مسئله که بر او مشکل می شد به علی (ع) رجوع می کرد از آن جمله که یکی از اصحاب که او راحارث بن سنان می گفته اند بین او و بین مردی از انصار مشاجره اتفاق افتاد ...و حارث در خشم شد و بر قیصر ملک روم داخل شد و دین نصارا را اختیار کرد قیصر از کار او تعجب کرد . (و گویند اول کسی بود که به مذهب نصاری گروید و مرتد شد .) قیصر که کاملا کردار و گفتار اسیران و حارث را تحت دقت قرار داده بود در خشم شد و هم و غم و فکر او را فرو گرفت . مجلسی بیاراست و خواص از اساقفه و اعاظم علماء نصاری را در آن مجلس جمع کرد و گفت مکتوبی به امیر آنها عمربن الخطاب بنویس و حال حارث بن سنان تجسس کن و مسائلی ما میگوئیم برای او بنویس اگر آن مسائل را جواب صحیح دادند بدانکه این دین اسلام بر حق است و ....

   عُمر چون نامه را را قرائت کرد و نامه را بدست امیرالمؤمنین(ع) داد و گفت این نامه را جواب بنویسید. حضرت در همان جا قلم و دوات طلبید و نوشت :

از محل و مقام پروردگار ؟ لایخلومنه مکان و مقامه القدره و لیس له مکان .  اما آن رسولی که نه از جن و نه از ملائکه ونه از بشر؟ آن رسول غرابی بود که خدای تعالی او را فرستاد تا با غراب دیگر جنگید و چون آن دیگری را کشت لاشه او را در خاک کرد قابیل از او آموخت و چثه هابیل را در خاک پنهان کرد .

از کسی که وحی به او شد نه از جن و نه از انس و نه از ملائکه ؟زنبور عسل بود که خدای تعالی می فرماید ( و اوحی ربک الی النحل الایۀ) .

  و اما عصای موسی اسمش چه بود؟عصای موسی اسمش  ذائده بود چون هر گاه اژدها می شد بر او زیاد می شد و چون موسی او را در دست می گرفت به حال اول بر می گشت و از درخت عوسج بود جبرئیل او را برای شعیب آورده بود .

   چون نامه بدست قیصر رسید قرائت کرد همه را صحیح دانست . طلبید جماعت خود را و فرمان کرد بروید و اسیران مسلمان را از زندان بیرون بیاورید همه را بیرون آورد و به آنها خلعت بخشید و رها گردانید و حارث بن سنان را گفت تو اگر برگردی به مدینه من همچنان مواجب ترا قطع نمی کنم . گفت اگر مرا پاره پاره کنی و به آتش بسوزانی بر نخواهم گشت و حارث به دین نصرانی مُرد . ملاء الله قبره نارا .

                                         

اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

  فروردین ماه 1386

سه شنبه 14/1/1386 - 9:36
پسندیدم 0
UserName