خلاصه اي از كتاب : از ازل تا قيامت و كتاب زندگاني امام حسين
توسط : amir5896
  «به نام حضرت دوست»

سوگواري آدم در عرفات و كربلا

   در عرفات ، هنگامي كه آدم به عرش نگريست و نام هاي مقدس پنج گانه را ديد. جبرئيل آنها را به او تلقين كرد كه : اي آدم ! بگو :

يا حميد بحق الحسن ! ويا عالي بحق علي ! ويا فاطر بحق فاطمه ! ويا محسن بحق الحسن ! ويا قديم الاحسان بحق الحسين ! ويا قديم الاحسان بحق الحسين .

هنگامي كه نام پنجمين آنان را به زبان‌آورد ، سيلاب اشك اش جاري شد و قلب اش خاشع گرديد و گفت : چرا ياد و نام پنجمين آنان ، قلبم را مي شكند و سيلاب اشك را جاري مي سازد؟ جبرئيل در بيان علت آن به مرثيه سرايي حسين ( ع ) پرداخت و آدم و فرشتگان نيز شنيدند و گريستند . جبرئيل گفت :‌

برفرزندت حسين در راه حق و عدالت ، مصيبتي فرود مي آيد كه همه مصائب در برابر آن كوچك است . پرسيد: آن مصيبت ، چيست ؟

جبرئيل گفت : او تنهاي تنها و غريبانه ، با تشنگي وصف ناپذيري به شهادت مي رسد، نه ياوري خواهد داشت و نه مددكاري .

اي آدم !كاش او را در آن دشت ، غمبار مي نگريستي كه از شدت تشنگي و اندكي يار و ياور ، فرياد دادخواهانه اش به آسمان بلند است ، اما جز با شمشيرها و شراره هاي مرگ پاسخ اش را نمي دهند . سرش را از قفا مي برند و خيمه ها و حرم او را غارت مي كنند و سرهاي مقدس او و يارانش را همراه بانوان و خاندان وحي در شهرها مي گردانند، ( مجلس محمد باقر بحارالانوار ج 42 ص 242 )

امام حسين (ع) در روز عاشورا :

هنگام رويارويي با لشكريان دشمن آنان را موعظه فرمود و حقايق را براي شان بيان كرد، اما سخنان آن حشرت در دل هاي آلودة آنان تاثير نداشت بي ترديد كلام آن امام (ع) شرايط تاثير گذاري داشت . اما در جان هاي ناپاك آنان زمينة تاثيرو جذب حقايق مهيا نبود عاملي باعث قساوت قلب آن نامردان شده بود.

پاسخ اين سوال را به خواهر گرامي اشان چنين بيان مي كند . خواهرم ! شكم هاي آنها از غذاي حرام پر شده و شيطان بر آنان مسلط گرديد. و از ياد خدا غافل اند و از جان شان بيرون برده است .

   حال جلوة عاشقي امام حسين (ع ) د روز عاشورا براي رسيدن به معشوق ، جلوة مافوق انسانهاست ، و نمايش اين عاشقي زماني است كه ياران و بستگان آن حضرت به شهادت رسيدند و او تنها ماند ، و بعد از آن كه با اهل خيام وداع كرد، هم مانند شيربيشة شجاعت به ميدان تاخت وبه جنگ با دشمن پرداخت ، وبه جانب راست دشمن حمله مي كرد و اين شعر را مي خواند:

مرگ بهتر از پذيرفتن ننگ است و پذيرفتن ننگ بهتر از ورود در آتش دوزخ .

وبه جانب چپ دشمن حمله مي كردو مي گقت :

من حسين پسر علي هستم . سوگند ياد كردم كه در مقابل دشمن سر فرود نياورم . من از اهل و عيال پدرم حمايتمي كنم و در راه دين پيامبر( ص ) كشته مي شوم .

 بعد از آن كه جنگ نماياني نمود، يك مرتبه شمر ملعون فرياد زد  چرا مهلت اش مي دهيد ؟ پس از اطراف برآن بزرگوار حمله آوردند . يكي ضربتي به شانة مباركش زدو ديگري ، با شمشير چنان ضربتي به عاتق مقدسش زد كه از شدت آن ضربت ، حضرت به رو افتادند . در اين حال كه گاهي بلند مي شد و گاهي مي افتاد ، و از شدت جراحت طاقت نشستن نداشت ، سنان بن انس نخعي ، با نيزه به ترقوه مباركش زد، پس نيزه را ، آن ملعون ، بيرون كشيده و به اطراف سينة مباركش مي زد.

 به يك دفعه سنان  شقي ، يك تيري به گلوي مباركش زد. حضرت به روي  زمين افتاد و برخاست ، نشست و تير را از گلوي مباركش بيرون كشيد و دست هاي مبارك را زير گلوي خون آلود گرفته ، وقتي كه پر از خون مي شد، به صورت و ريش مبارك مي ماليد. ((آه ، آه ، در اين حال يك مسلمان رحم اش نيامد؟! ))  اين سخن از زينب ( ع ) به قدري جان ساز بود كه عمرسعد ملعون آن چنان گريه كرد به طوري كه ريش اش از اشك چشم اش تر شد ، اما در عين حال  عمرسعد از زينب ( ع ) رو گردانيد و جواب او را نداد و سكوت كرد.

ندانم اي شه خوبان چه بود تقصيرت               كه آن به تير زند و آن يكي برشمشيرت

سوگواري حسين ( ع ) در صحراي محشر:

كران تا كران آسمان ها و آنچه در آنها است و جاي جاي زمين و آنچه بر روي آن است همه و همه  بر او گريستند.

  حسين ( ع ) از سمت راست عرش الهي بر شهادت گاه خويش مي نگرد و بر انبوه زائران شيفتگان و عاشقان اش را تماشا مي كند آنان را با اسم و رسم و نام پدر و مادر و از نظر درجات و منزلت شان در بارگاه خدا مي شناسد. بر محافل و مجالس و سوگواري خويش نظر مي افكند وطلب بخشايش و آمرزش مي كند و مي فرمايد:

((هان اي سوگواران بر عاشورا !

اگر مي دانستي كه خداوند براي تو چه نعمت هايي به عنوان پاداش آماده ساخته است ، بي ترديد شادماني و سرورت از غم و اندوهت ، بيشتر مي شد. ))  بحارالانوار ج 44 ص 240

   حسين ( ع ) در مقام عهد و پيمان و عشق به شهادت چون دل حسين ( ع ) كه روزي روي دوش پيامبر اسلام ( ص ) بود و مي گفت : (( رضا برضائك )) يك روز هم در زمين كربلا زير سم اسبان فرمود: (( رضا برضائك )) يعني روي دوش پيامبر اسلام     ( ص ) راضي بود ، زير سم اسبان نيز راضي است .

 

خلاصه اي از كتاب : از ازل تا قيامت

محمد جواد مصطفوي

 

 

 

 

 

 

از كتاب: زندگاني امام حسين، نوشته: زين العابدين رهنما.

-      فاجعه ء كربلا و نبرد مردانة حسين را تا دنيا دنياست هر مسلمان و غيرمسلماني به چشم بزرگ ترين نمونة تهور و دلاوري بشر و در عين حال زشت ترين و كثيف ترين جلوةتوحش روح آدمي خواهد نگريست . براي وصف آن همه شجاعت و پاك بازي و قهرماني ، در اين زباني كه تكلم مي كنم كلماتي نمي يابم .  از كاش موسيقي دان بودم و بر زبان بزرگ روح آدمي تسلط داشتم و از مرز كراهت موسيقي غنايي در مذهب عبور مي كردم ، آن وقت بزرگ ترين و عظيم ترين سمفوني هاي جهان را خلق مي نمودم چون تنها كاري كه مي توان با آن اين همه بزرگي و عظمت را تفسير كرد . تنها موسيقي است و بس 

-      شهادت حسين ضربة آخري بود كه زندگي يزيد را در هم نورديد . وصف آن همه شجاعت و دليري اركان لرزان يزيد را در هم فرو ريخت .

-       فتح يك ساعته و فتح يك روزه و فتح يك ساله فتح نيست . فتح و فيروزي كه بتواند با بقاي زمان و تحولات و تغييرات باقي و ثابت و پر رنگ بماند آن فتح حقيقي است و آن فيروزي واقعي است .

-      فداكاري و از خود گذشتگي امام سوم ، امام حسين عليه السلام ، كه ستايشگران و شيفتگان روح بزرگ او ، برجسته ترين صفات را به حق به او داده اند، چنان جان و روان شيعيان علي ( ع‌) و آشنايان اين فاجعه ي بزرگ را به خود جلب كرده كه تني از آن گروه نيست كه آن را در نيافته باشد و در طول عمر خود ، لااقل در ماه محرم و شب شام غريبان  - اشك هاي گرم خويش را نثار خاطره و ياد بود آن نكرده باشد .

-       كاري كه حسين ( ع ) كرد و جانبازي كه او ، در راه ايمان و عقيده و راه خدا، به پيدايي آورد ، مي توان گفت : همتايي در تاريخ بشريت ندارد.

 

اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

  Jadeye_tariki@yahoo.com

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

فروردین ماه 1386

سه شنبه 14/1/1386 - 9:25
پسندیدم 0
UserName