«پرتوي از غدير»
توسط : amir5896
  به نام حضرت دوست    گزیده ای از كتاب «پرتوي از غدير» حضرت آيه ا.. مهدي حائري تهراني

           

             ((قضيه مباهله ))     مباهله : يعني در حق يكديگر نفرين كنيم و از خدا اجابت    آن را التماس نماييم .                    

   شرح مختصر يوم المباهله اين است كه : پس از اينكه حضرت پيامبر ( ص )  نصاراي نجران را دعوت به اسلام نمود علماي بزرگ آنها كه بيش از هفتاد نفر بودند با اتباع خود به مدينه آمدند و در چند جلسه ملاقات با پيامبر اكرم ( ص ) با شركت در مناظرات علمي و شنيدن دلائل منطقي و آيات قرآني مجاب شدند وقانع گشتند. ولي حب جاه و مقام و دوستي دنيا مانع شد تا عليرغم شنيدن احكام و آيات الهي سرتسليم فرود بياورند. پيامبراكرم ( ص ) به امر پروردگار به آنها پيشنهاد مباهله كردند تا راستگو از دروغگو جدا گردد. براي انجام مباهله روز بعد تعيين گرديد.

  در زمان مقرر بيش از هفتاد نفر از علماي بزرگ مسيحي همراه با جمع زيادي از نصاري در بيرون دروازة مدينه در دامنه كوه به انتظار ايستاده بودند تا پيامبر اكرم ( ص) برآنها وارد شود. همه در انتظار بودند تا پيامبر با تشريفات و جمعيت فراوان از مدينه خارج شوند ولي با كمال تعجب ديدند حضرت خاتم الانبياء ( ص ) به طرف آنها مي آيند درحالي كه جواني در طرف راست و بانوي محجبة مجلله اي در طرف چپ و دو نوجوان كوچك در مقابل روي آن حضرت هستند و كس ديگري با ايشان نيست .

   اسقف نصراني كه بزرگ و دانشمند آنان بود از آشنايان پرسيدند : آنان كيستند كه با محمد     ( ص) بيرون آمده اند ؟ گفتند : آن جوان داماد و پسرعمويش علي بن ابي طالب ( ْع ) و آن خانم دخترش فاطمه ( س ) و آن دو نوجوان نوه هاي او حسن و حسين ( ع ) هستند.

   اسقف نصراني به ديگر علماي خودشان گفت : ببينيد محمد ( ص ) چگونه مطمئن است كه نزديكترين و عزيزترين خويشان خود را براي مباهله آورده است ، ابدا مصلحت نيست با او مباهله كنيم .  اگر ترس از قيصر روم نبود حتما به ايشان ايمان مي آوردم . صلاح ما دراين است كه با ايشان مصالحه كنيم . همه پذيرفتند و اسقف به پيامبر اكرم ( ص ) عرض كرد : ( انا لانباهلك يا ابالقاسم )  يعني با تو مباهله نخواهيم كرد . صلح نامه به خط حضرت اميرالمومنين نوشته شد و به امضاي طرفين رسيد در راه بازگشت يكي از علماي آنان به نام عاقب به ياران خود گفت به خدا سوگند من و شما مي دانيم كه اين محمد همان پيامبر موعود است و آنچه مي گويد از خداست . به خدا قسم من در ايشان صورتهايي ديدم كه اگر از خدا درخواست مي كردند كوهها  را از محل خود حركت مي دادند .

  آيه 54 سوره آل عمران در روز مباهله يعني روز 24 يا 25 ذي الحجه نازل شده است .

 

 

 

 

 

 

 

واقعه غدير به بيان امام محمد باقر ( ْع)

    روايت كرده كه آن حضرت فرمودند : رسول خدا ( ص ) در مدينه ، تمام شرايع و احكام – بجز حج و ولايت را ابلاغ فرمود. و براي ابلاغ اين دو ، از مدينه حج گزارد.

   جبرئيل ( ع ) نازل شد و به خدمت حضرتش عرضه داشت : يا محمد (ص ) ، خداي جل اسمه ترا سلام مي رساند و مي فرمايد:  (( من هيچ پيغمبري از پيغمبرانم ، و هيچ رسولي از رسولانم را قبض روح نكردم ، مگر بعد از كامل كردن دينم و تآكيد حجتم . و اكنون دو فريضه از دين برعهده تو باقي مانده كه مردم بدانها نياز دارند ، وبايد به قوم خود برساني : ( اول) فريضه حج و ( دوم ) فريضه ولايت و خلافت پس از خودت . همانا من  زمينم را از حجت ، خالي نگذارده ام و هرگز خالي نمي گذارم .))

   جبرئيل ، پس از ابلاغ كلمات الهي عرضه داشت : خداي جل ثناوه ، ترا امر مي فرمايد كه فريضه حج را به قوم خود برساني ، خودت حج كني ، و هر كه استطاعت دارد – از اهل شهر و اطراف و اعراب باديه نشين – همه با تو حج كنند و حج آنها را نيز مانند نماز و زكات و روزه آنها به ايشان بياموزي ، و همچنانكه آنان را بر تمام شرايع واقف كردي ، بر حج نيز واقف گرداني .

  پس آنگاه منادي رسول خدا ( ص ) در ميان مردم ندا كرد : آگاه باشيد كه رسول خدا ، اراده حج دارد . و مي خواهد حج را نير مانند ديگر احكام شما را واقف گرداند .

  پس رسول خدا به همراهي مردم ، حج را بجاي آورد. و شمار همراهان به هفتاد هزار نفر مي رسيد، رسول خدا براي خلافت علي ( ع ) پيمان گرفت . نداي ( لبيك اللهم لبيك ) تمام فضاي بين مكه و مدينه را پركرده بود.  هنگامي كه رسول خدا به موقف رسيد، جبرئيل از جانب خدا عرضه داشت : اي محمد ( ص) خداي عزوجل ترا سلام مي رساند و مي فرمايد: همانا اجل تو نزديك شده و مدت (عمر) تو سرآمده است . و من ترا به ( مرگ) فرود مي آورم ،.. پس پيمان خود رابسپار ، و وصيت خود را عرضه دار. و تمام آنچه از علم و ميراث علوم پيامبران پيشين و سلاح و تابوت و تمام آيات انبياء كه نزد تو موجود است ، به وصي و خليفه پس از خودت ، حجت بالغه من بر آفريدگانم ، علي بن ابيطالب بسپار.   .. و اين اتمام نعمت من بر بندگانم به پيروي ولي ام و اطاعت وي مي باشد. .. و اسلام را به عنوان دين براي شما پسنديدم ، علي بنده ام و وصي پيامبرم و خليفه پس از حضرتش و حجت بالغه من برآفريدگانم ، كه طاعت او به طاعت محمد پيامبر م همراه است . او را علم ميان خود و خلقم قرار دادم . ...

  پيامبر در محل غدير خم ،در نزديكي جحفه رسيد .... به مردم ابلاغ كرد :‌.... اي مردم آگاه باشيد كه خداوند علي را سرپرست و پيشوا بر شما قرارداده و اطاعت او را بر مهاجر و انصار و همه مردم واجب فرموده است ... بايد فرمان علي را اطاعت كند و گفتار او را تصديق نمايد و امر او را انجام دهد.  مومن است كسي كه او را باين سمت تصديق نمايد.

امام محمد باقر (ع) فرمودند:  ابليس ، چهار روز ( از سرضعف و عجز ) ناله سرداد: روزي كه مورد لعن قرار گرفت ، روزي كه به زمين فرستاده شد، روزي كه پيامبر اكرم (ص) به نبوت مبعوث شد.، و روزغديرخم. (بحارالانوار ج 37ص121 )               

 

 

 

واسطه هاي بين ما و خداوند

        بديهي است در افعالي خداوندي هر كس به هر صورتي كسي را موثر و شريك بداند بطريق جزء موثربه انبيا يا امامان يا ديگران قطعا مشرك است .

  حتي بايد توجه شود كه در دل و باطن نيز توجه به غير خدا براي شهرت و جلب نظر مخلوق ويا نظر ديگري در ميان نباشد.

نذر ، در مورد نذر چون از ابواب عبادات است در التزام به عمل براي خدا در هنگام نذر بايستي دو شرط منظور گردد و تا اين دو شرط نباشد نذر برقرار نمي شود اول نيت همراه با عمل و دوم صيغه نذر با هر بيان و زبان . بنابراين اگر در نيت غير خدا باشد يا ديگري را با نام خدا داخل كند قطعا آن نذر باطل است و اگر با علم به باطل بودن عمدا اين كار را بكند مشرك است .   نذر بايد فقط براي خدا باشد ولي در محل مصرف آن اختيار انتخاب دارند .

آيا حاجت خواستن از امامان و توسل آنها شرك است ؟ خداوند متعال دنيا را دار اسباب و علل قرار داده است و براي انجام هر كاري نياز به علل و اسباب مادي و معنوي است و كمك گرفتن از اسباب نيز مانعي ندارد. شيعيان با اعتقاد به اينكه  خاندان جليل پيامبر ( ص ) وسيله و اسباب نجات مي دانند و براي اهل بيت ( ع ) وجود مستقلي از خداوند قائل نيستند و به وسيله آن توجه به خداي متعال مي جويند. البته توجه مستقيم و درخواست مستقل از خداوند متعال نيز مقدور و محفوظ است

ولي به پيروي از قرآن مجيد كه مي فرمايد: شيعيان پيامبرگرامي اسلام ( ص ) و خاندان بزرگوارش را عباد صالح و واسطه فيض از مبدا فياض مي دانند . ( سوره مائده آيه 39 )

اهل بيت پيامبر در تمام ادوار از زمان پيامبر تا به حال وسايل بندگان به سوي خدا بودند و شيعه براي آنها استقلاي در قضاي حوائج قائل نيست بلكه آنان را بندگان شايسته و امامان برحق و مقربان درگاه الهي مي داند و لذا واسطه بين خود و خدا قرار مي دهد.

دعاي توسل: از بزرگترين دلايل اينكه شيعه بيت پيامبر را وسيله و واسطه در پيشگاه خداوند   مي داند دعاهاي ماثوره در كتب ادعيه شيعه است كه در هيچيك از دعاها استقلالي بر اي خاندان رسالت ذكر نشده است ، بلكه در همه جا فقط واسطه فيض بين خالق و مخلوق هستند . از جمله اين ادعيه دعاي توسل است كه در كتب ادعيه است . در تمام فرازهاي اين دعاي شر يف شيعيان ائمه بزرگوار را يك بيك مخاطب قرار مي دهند كه اي سيد و مولاي من ما توجه و توسل و طلب شفاعت مي نماييم به وسيله شما به سوي خداوند متعال ، اي آبرومند نزد خداوند شفاعت نما از من . ...

 در جاي جاي اين فراز از دعا نيز تاكيد شده است كه همواره مقصد اصلي خداوند است و ائمه وسيله و واسطه بين ما و خداوند هستند .

زيارت قبور ائمه :  در فرازهاي زيارات و آداب زيارات بنگرند و اعمال شيعه را در مواقف زيارت مطالعه نمايند متوجه مي شوند كه بعد از آنكه زائر  با اجازه خداوند و پيامبر و ائمه طاهرين وارد حرم مطهر شده و زيارت هاي مختلف مي خواند كه همگي مشتمل بر سلام بر پيامبر و اميرالمومنين ( ع )‌ و ذكر مناقب و كرامات پيامبر اكرم ( ص ) و حضرت علي ( ع ) است .

نماز هديه : لازمه دوستي و انسانيت آن است كه اگر كسي به ديدار دوست مي رود هديه اي براي او ببرد ، همچنان كه احادث بسياري از پيامبر اكرم در اين مورد رسيده است . آيا زائر مقتضي نيست هديه ا ي به عظمت نماز براي دوست و مولايش هديه ببرد؟ هديه اي كه مولايش در زمان حيات بهترين و والاترين چيز مي دانسته .  اگر به دعاي پس از نماو فرازهاي آن توجه شود مطالب بيشتر روشن مي شود . شيعيان حضرت علي ( ع ) راهم به اين دليل دوست دارند كه بندة صالح خداو خليفه رسول الله است و در همة اعمال هيچگاه خداوند فراموش نمي شود .

اهل الذكر، آل محمد (ص) هستند.  مراد از اهل ذكر ، حضرت علي و ائمه از اولاد او ( ع) هستند.

 

 

        اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام بر کاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

  فروردین ماه 1386

سه شنبه 14/1/1386 - 9:11
پسندیدم 0
UserName