عدالت در قرآن كريم

وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا

هر چند بکوشيد هرگز نتوانيد که در ميان زنان به عدالت رفتار کنيد، لکن يکباره به سوی يکی ميل نکنيد تا ديگری را سرگشته کرده باشيد اگر از درآشتی درآييد و پرهيزگاری کنيد خدا آمرزنده و مهربان است

آيه ۱۲۹ سوره نساء

در تفسير قمي در ذيل آيه : و ان امراه خافت من بعلها نشوزا... گفته : اين آيه درباره دختر محمد بن مسلمه نازل شد كه او همسر رافع بن خديج بود و داشت پا به سن مي گذاشت ، و رافع بن خديج زن جواني سر او گرفت و اتفاقا در نظر او از دختر محمد بن مسلمه زيباتر هم بود ، لا جرم دختر محمد بن مسلمه به همسرش رافع گفت : من هيچ شكي ندارم كه تو از من دلسرد و رويگردان شده اي و همسر جوانت را بر من ترجيح مي دهي ، آيا جز اين است ؟ رافع گفت : همينطور است و علتش اين است كه او جوانتر و در نظر من زيباتر از تو است ، حال اگر مايل باشي قرار مي گذاريم كه من دو روز و يا سه روز سهم او باشم و يك روز سهم تو، دختر محمد بن مسلمه حاضر به اين تقسيم نشد، رافع به ناچار او را طلاق داد و بعدها يك بار ديگر او را طلاق گفت ، براي نوبت سوم كه مي خواست او را به خانه برگرداند دختر قبول نكرد و گفت : به شرطي بار ديگر همسرت مي شوم كه سهم مرا به كسي ندهي و خلاصه به فرموده آيه شريفه كه مي فرمايد: و احضرت الانفس الشح ، شح و بخل او گل كرد تا آنجا كه رافع او را راضي كرد و طبق دلخواه او مصالحه كرد و خداي تعالي در اين خصوص فرمود: و لا جناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحا و الصلح خير. بعد از آنكه آن زن راضي شد و در خانه شوهر قرار گرفت ، رافع نتوانست بين او و همسر جديد و جوانش به عدالت رفتار كند، اينجا بود كه آيه : و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم ، فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقه و بطور خلاصه فرمود: عدالت بطور حقيقي واجب نيست ، چون مقدور شما نيست ، هر قدر هم كه در رعايت آن حرص بورزيد بلكه اين مقدار واجب است كه حقوق همسري هر دو را اداء كنيد و چنان نباشد كه يكي را بلا تكليف و پا در هوا بگذاريد كه نه بيوه باشد و نه شوهر دار و اين سنت در همه مواردي كه مشابه مورد آيه باشد جاري است ، اگر زن خواست به همسري خود ادامه دهد و بر آنچه شوهرش با او مصالحه كرد رضايت داد، نه اشكالي متوجه شوهرش مي شود و نه متوجه او، و اگر نخواست به آن كيفيت به همسري خود ادامه دهد شوهرش طلاقش مي دهد و يا بين او و همسر ديگرش مساوات برقرار مي كند، غير از انتخاب يكي از اين دو راه ، راه ديگري ندارد مولف : اين روايت را در المنثور نيز از مالك و عبد الرزاق و عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر و حاكم ( وي حديث را صحيح دانسته ) بطور اختصار روايت كرده اند

 و در تفسير در المنثور است كه طيالسي و ابن ابي شيبه و ابن راهويه و عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر و بيهقي از علي بن ابي طالب ( صلوات الله عليه ) روايت كرده اند كه وقتي از معناي آيه مورد بحث سوال شد حضرتش فرمود: اين آيه درباره مردي است كه داراي دو همسر باشد يكي از آن دو پير و يا زشت باشد و شوهر از او جدا شود و خود او بر اين معنا مصالحه كند كه شوهر يك شب نزد او و چند شب نزد ديگري باشد، در صورتي كه بر اين معنا رضايت داشته باشد و آن را از طلاق و جدائي بهتر بداند اشكالي متوجه او نيست و هر گاه از اين مصالحه برگشت ، شوهرش بايد تساوي را بين آن دو رعايت كند

سه شنبه 14/1/1386 - 8:39
پسندیدم 0
UserName