اخراجي ها
توسط : 1234321

خلاصه داستان:

مجيد از ارازل جنوب تهران عاشق دختر پير مرد عارفي به نام ميرزا مي شود ميرزا شرط ازدواج مجيد و دخترش را سر به راه شدن او مي گذارد مجيد تصميم ميگيرد براي اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود كه بقيه دوستانش نيز همراه او شوند.براي حضور انها در جبهه مخالفت هايي وجود دارد........

به نظر من فيلم جالبي هست پس از دستش ندهيد در ضمن اگر در مورده هر فيلمي سوالي داشتيد در خدمتم

سه شنبه 14/1/1386 - 0:16
پسندیدم 0
UserName