اتوبوس خلاصه داستان

خلاصه داستان:

اهالي يك روستا به دو گروه بالا دهي و پايين دهي (حيدري و نعمتي) تقسيم شده اند. سر كرده نعمتي ها نمكزار خود را به كدخدا، كه به دشمني و كينه بين دو گروه دامن مي زند مي فروشد و يك اتوبوس مستعمل مي خرد تا با آن مسافر كشي كند. ورود اتوبوس به روستا كار گاريچي ( مسافر كش ) حيدري ها را كساد مي كند و اختلاف بيشتر مي شود. در اين ميان كدخدا سر كرده حيدري ها را ترغيب مي كند تا آسيابش را به او بفروشد و اتوبوسي بخرد. كش مكش بيش از پيش بالا مي گيرد. وساطت و نصايح معلم روستا و ريش سفيد ده كارساز نمي شود. كمبود مسافر و كسادي كار سبب مي شود كه اقساط اتوبوس نعمت خان عقب بيفتد، و هنگامي كه فروشندگان اتوبوس براي ظبط اتوبوس مستعمل پا به ده مي گذارند. نعمت خان با چوب دستي به سراغ كدخدا مي رود و نكزار خود را طلب مي كند حيدرخان و اهالي روستا نيز به طبع نعمت و در حمايت از او رو در روي كدخدا مي ايستند. كدخدا نمكزار و آسياب را پس مي دهد و عداوت كهنه با ازدواج دختر نعمت با پسر حيدر جاي خود را به دوستي مي دهد.

يکشنبه 12/1/1386 - 11:30
پسندیدم 0
UserName