آواز تهران خلاصه داستان:

خلاصه داستان:

رحمان كه كارگر معدن است، به تهران مي آيد تا كار مناسب تري پيدا كند. او با فريدون آشنا مي شود كه كارش اجاره دادن نوار هاي غير مجاز ويديويي است. فريدون به اتفاق رحمان پيش دوستش علي مي رود كه در كار خريد و فروش داروهاي كمياب است. ماموران آنها را دستگير مي كنند. فريدون با اين بهانه كه بيماري قلبي دارد رحمان را مجاب مي كند كه خود را صاحب نوارهاي قاچاق معرفي كند.

علي و فريدون آزاد مي شوند و رحمان در دادگاه به پرداخت يك صد و پنجاه هزار تومان وجه نقد و يك سال حبس تعليقي محكوم مي شود. عموي رحمان با فروش اسباب منزل و طلاهاي همسرش موجب آزادي رحمان مي شود. رشيد خان كه از دوستان فريدون است و در كار تكثير نوارهاي ويديويي فعاليت دارد، پولي كه عموي رحمان براي آزادي او پرداخته است به رحمان مي پردازد، اما به كمك افرادش، به زور، پول ها را پس مي گيرد. فريدون سراغ رشيد خان مي رود و او را از پا در مي آورد و خودش به سختي مجروح مي شود. پزشك معالج فريدون براي نجات جان او دارويي كم ياب را تجويز مي كند. رحمان و علي با يك دلال دارو تماس مي گيرند و با او بر سر قيمت دارو گلاويز مي شوند. فريدون بر اثر بيماري قلبي و نرسيدن دارو مي ميرد و رحمان و فريده، خواهر فريدون، زندگي مشتركي را در كنار هم آغاز مي كنند

يکشنبه 12/1/1386 - 10:42
پسندیدم 0
UserName