آقاي هالو=خلاصه داستان

خلاصه داستان:

آقاي هالو از شهرستان عازم تهران مي شود تا همسر مناسبي اختيار كند. در گاراژ تهران پس از اين كه چمدانش ربوده مي شود، با زني به نام مهري آشنا مي شود و با او قرار ملاقات مي گذارد. محمدي پور دوست آقاي هالو كه بنگاه معاملات ملكي دارد او را وارد معامله اي پردردسر و بي سرانجام مي كند. آقاي هالو وقتي مهري را مي بيند او را از فتح الله كه صاحب كافه اي در شميرانات است، خواستگاري مي كند اما بعد در مي يابد كه مهري دختر صاحب كافه نيست و معشوقه مرد باج گيري به نام حبيب است. آقاي هالو به حبيب مي گويد كه قصد دارد آب توبه بر سر مهري بريزد و او را به عقد خود درآورد. اما حبيب او را كتك مي زند. سرانجام آقاي هالو با احساس سرشكستگي سوار بر اتوبوس به زادگاه خود بازمي گردد.

شنبه 11/1/1386 - 19:18
پسندیدم 0
UserName