آرامش در حضور ديگران=خلاصه داستان

خلاصه داستان:

سرهنگ بازنشسته اي كه پس از فوت همسرش با معلمه جواني به نام منيژه ازدواج كرده است و در يكي شهرستانها زندگي مي كند، مرغداريش را مي فروشد و به پايتخت بازمي گردد تا در كنار دخترانش مليحه و مه لقا زندگي كند. دخترها زندگي بي بندوباري دارند. آمنه، كلفت خانه مي كوشد اين را از چشم پدرشان پوشيده نگه دارد. پدر از وضع زندگي دخترها آزده خاطر مي شود و بيش از پيش به الكل پناه مي برد. مليحه دختر بزرگ تر كه از برخوردهاي دكتر سپانلو به تنگ آمده با بريدن رگ دست خودكشي مي كند و مه لقا به ازدواجي غم بار با علي نراقي تن مي دهد. سرهنگ دچار جنون مي شود و منيژه او را در آسايشگاه رواني بستري مي كند و مراقبت از او را به عهده مي گيرد

شنبه 11/1/1386 - 15:17
پسندیدم 0
UserName