آذرخش خلاصه داستان:

خلاصه داستان:

”جواد“ صاحب امتياز و مدير روزنامه ”آذرخش“، پس ازسالها با دوستش اسماعيل كه در روزهاي انقلاب در تظاهرات خياباني دوشادوش هم شركت مي كردند، رو به رو مي شود. اسماعيل، كه با مادر و خواهرش زندگي مي كند، وضع دشواري دارد و براي ازدواج با نامزدش مريم با مشكل و مانع مواجه است. اسماعيل از يك سو با كاظم آقا رو به رو است كه آن ها اراز خانه شان، يك چهار ديواري در ساختماني نيمه ساخته، مي راند و از سوي ديگر با گروهي خلافكار كه او را براي سرقت داروهاي كمياب از بيمارستان ترغيب مي كنند. جواد، كه رنج و مرارت هاي اسماعيل را به رشته تحرير در مي آورد، تلاش مي كند او را در زندگي كمك كند.

شنبه 11/1/1386 - 15:16
پسندیدم 0
UserName