آخرین مر حله ( خلاصه داستان:)

خلاصه داستان:

در پي حمله شيميايي دشمن، از يك متخصص شيمي به نام صدرا براي يافتن راه حل دعوت مي شود. دعوت از جانب رزمنده اي به نام يوسف صورت گرفته، كه خبر شهادتش را صدرا با خود آورده و به سوي جبهه ها كشانده است. حين آزمايش شيمي در جبهه بر روي بمب هاي شيميايي دشمن، صدرا با زرمنده اي به نام سيد روبه رو مي شود كه همواره چهره اش را با چفيه مي پوشاند و حضورش در هر عمليات به معناي موفقيت است. انبارهاي بمب هاي شيميايي دشمن كشف مي شود و براي نابودي آن ها پيش از حمله گروهي از رزمندگان از جمله صدرا و سيد، عازم عمليات مي شوند. طي عمليات، انبارها منفجر مي شوند، اما از ميان نيروهاي خودي تنها صدرا، سيد و يكي ديگر از رزمندگان كه نابينا شده، باقي مي مانند. صدرا به اصرار دو تن ديگر كه پيشنهاد بازگشت او براي رساندن خبر موفقيت عمليات را مي دهد، قبول مي كند به منطقه خودي بازگردد. اما در لحظه بازگشت، در مي يابد كه سيد كسي نيست جز تعدادي از رزمندگان كه با رساندن خبر شهادت خود از پيش، چفيه نفر قبلي را به چهره مي بندند و با رشادت به نبرد ادامه مي دهند. صدرا نيزچفيه را از نفر قبلي مي گيرد و با رساندن خبر موفقيت در عمليات انهدام انبارها، سوار موتور سيد مي شود و در كنار بقيه رزمندگان كه دستور حمله را دريافت كرده اند، به عمليات ادامه مي دهد.

 

شنبه 11/1/1386 - 14:44
پسندیدم 0
UserName