کارگاه موفقیت 1
توسط : amir5896

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

 * هاله های انرژِی: طبق «قانون لوبروی» هر ذرّه در حال ساطع کردن انرژی در عالم می باشد، حتی اجسام جامد نیز دارای هاله های انرژی می باشند. انرژی های انسان با انرژی های بقیه مخلوقات 2 تفاوت دارد: 1- انرژی های انسان قابل هدایت می باشد. یعنی می توان روی یک فرد یا شیء خاص فکر را متمرکز کرد و فقط روی او فکر کرد و فکرمان بسوی او خواهد رفت نه جای دیگر،(مثلا به همسر خود فکر می کنیم انرژی های هاله ما بسوی او ساطع می شود و او همان ان به یاد ما می افتد و تصمیم می گیرد به ما تلفن بزند) .    2- انرژی های هاله ما قابلیت باردار شدن را دارد، می تواند بار مثبت بگیرد یا بار منفی، (انرژی های اجسام دارای بار خنثی است، یعنی نمی توانند باردار شده و بار مثبت یا منفی انرژی از خود ساطع کنند ولی انرژی های منفی و مثبت، از قبیل فکر یا کلام روی آنها مؤثر است).

 

* قانون جذب : کم تراکم ها به دنبال پُر تراکم های مشابه می گردند.   هرچیزی که خلق شده است ماده است (حتی فکر خواص مادی دارد). اگر ماده ای با حواس ما قابل درک بود پرتراکم است، و اگر قابل درک نبود کم تراکم است. 

 

* رویدادها برای ما پیام دارند. شروط رسیدن به موفقیت اینست که پیام رویدادها را دریافت نمائیم. رویدادها برای ما حاوی برکاتی هستند. «هر وقت ابرسیاهی توی آسمون زندگی شما آمد منتظر باران رحمت خدا باشید!».  «الخیرُ ما فی الوَقَََع».  یعنی هرچه پیش آید خوش آید (نه آن چیزی که ما پیش می آوریم).

 

* فَانّ مَعَ العُسرِ یُسراً ♦   اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً         پس بدرستیکه (البته) همراه(درون) هر سختی ( که شما می بینید و می شناسیدش) حتماً نعمت و آسایش (و راحتی ای که شما نمی بینید و نمی شناسیدش و آن نعمت پنهان را درک نمی کنید) هست.   

و بدرستیکه (مطمئناً) همراه ( چیز جداناپذیر) هر سختی (اتفاق که ناگوار می دانیدش) حتماً حتماً لطف و آسایشی خواهد بود(بوده است که شما متوجه نمی شوید).

قرآن کریم، سوره الشَرح (انشِراح) (94) ، آیه 5 و 6 .

 

* نگرانی مانع دیدن می شود، بطور مثال فرزند خود را که گوشه ای از پارک نزدیک شما نشسته است ولی بدلیل نگرانی بدنبال او می گردید و او را پیدا نمی کنید و به محض کسب آرامش او را می یابید.

 

* وقتی هر چیز در بدترین شکل خودش است، شما در یکقدمی موفقیت هستید!

* هرچه هوا تاریکتر و سردتر می شود، فعالیتها و رفتارهای حیاتی گیاهان بیشتر می شود و بعد از سرما و سیاهی نوبت سپیدی است. اما آدمها (متأسفانه)بر عکس عمل می کنند (و اینکه بیشتر امید آنها باید هنگام تاریکی ها و سختی ها باشد را درک نمی کنند) و از اینکار گیاهان درس نمی گیرند.

 

* آنهائی که مدام لب به اعتراض و گله از دنیا و بخت خویش می گشایند و همواره از دنیا و مشکلات به بدی یاد می کنند ( مدام اَه اَه می گویند) و با کراهت امری یا سرنوشت را می پذیرند، و نیز همیشه درحال بیان مشکلات شخصی خویش به دیگران هستند و خود را بدبخت و بیچاره و مملو از دردسر و مشکل بیان می دارند، درخواست گره  های بیشتری در زندگی شان از کائنات می کنند! (با تکرار آن، آنرا در ضمیرناخودآگاه شان بزرگ کرده اند و این انرژی منفی را از خود ساطع کرده، می رود در کائنات بصورت یک گره جدید بر می گردد! در ضمن با اینکار آن مشکل را نزد خویش بزرگتر هم می کنند).

 

* ما خیال می کنیم که با گفتن مشکلاتمان به دیگران خالی و راحت می شویم، و اینگونه نیست. گفتن مشکلات به دیگران 2 ایراد دارد: 1- با هربار بیان مشکل یکبار دیگر با تکرار آن بزرگش کرده ایم.  2- بیشتر آدمهای متخصص نیستند و توصیه های نادرست و بسیار اشتباهی می کنند ( مثلا اگر با همسر خود اختلاف کوچکی داریم آنها سفارش می کنند که امشب که خمنزل رفتی با همسرت بدرفتاری و بی محلی کن، آنوقت همسرش بطور حتم او را ترک خواهد کرد!).

 

* چه بسا چیزهائی که شما از آن کراهت دارید، اما برایتان خیلی خوب و نعمت باشد.

* مادر باردار وقتی شدیدترین سختی و درد را متحمّل می شود(آن لحظه آخر)، آنوقت به او بهترین هدیه (بچه) را می دهند.

 

* نتایج این قسمت بحث:

   1- کائنات آموزگاری است که هر لحظه در پی آموختن به ماست.

   2- هر رویداد، اتفاق، حادثه، دیده، شنیده، و... در زندگی حتماً حاوی پیامی برای ماست.

        مسائلی در زندگی پیش روی ما قرار می گیرد که ما برای رشد به آنها نیاز داریم.

   3- اگر درس لازم را از آن مسئله نگیریم، آن مسئله دوباره بشکل دیگر در موقعیتی دیگر تکررا خواهد شد( اشتباه را دوباره تکرار خواهیم کرد).

   4- سختی هایی بسراغمان می آید که طاقت مان برسد ( لا یُکِّفِ الله نفس الا وُسعَها) ، پس اگر می گوییم من طاقت تحمل این وضع یا مشکل را ندارم توان خودمان را هنوز نشناختیم.

      هر وقت احساس می کنیم دیگر گنجایش نداریم بازهم حالا حالاها گنجایش داریم.

 

* کسی که با مشکلات بجنگد (در مقابل هر مانع یا مقاومتی عکس العمل نشان داده و بخواهد با آن مبارزه و مقاومت کند) عقب عقب می رود( شکست می خورد)، اما کسانیکه در مواجهه با مشکلات بانرمش برخورد و با آن بازی می کنند به جلو می روند(پیروز می شوند).

 

* اگر خاطره تلخی سالها ما را رنج می دهد بخاطراینست که پیام آنرا دریافت نکرده ایم، به محض اینکه پیام (درس) آنرا گرفتیم  آن خاطره دیگر ما را عذاب نمی دهد.

 

* روزی: هر چیز خوب روزی است. مانند همسر و فرزندان خوب، همسایه و دوست خوب، دل و ذات پاک، رابطه خوب با دیگران، رابطه خوب با خدا و همواره به یاد خدا بودن، سلامتی جسمی روحی و ذهنی ، موفقیت، و...  .

 

* برای جذب روزی ما باید مغناطیس وجودمان را قوی و تقویت کنیم تا خوبیها را جذب کنیم. باورهایمان ( برخلاف مردمان گذشته) ضعیف است که روز هایمان می پرد ( از دست می دهیم). اگر پاک باشید ( بطور مثال، آمده است دائم الوضو روزی اش فزون است) روزی تان زیاد می شود. خدواند در قرآن گفته است: من به آدمهای پاکی که به یادم مشغولند روزی بی حدّ و حصر(بی شمارش) می دهم.

 

 

 قانون کارما :  قانون علّت و معلول، قانون تابش و بازتابش، قانون عمل و عکس العمل.

هر عملی را عکس العملی است، یعنی انرژی کاری که انجام دادیم از بین نخواهد رفت و بسوی هستی و کائنات می رود ( اینها همه قانون فیزیک هستند که انرژی ازبین نخواهد رفت و تنها از شکلی به شکل دیکر در می آید)، بعد از مدتی نا معلوم بازتاب آن کار از سوی کائنات بسوی ما بازخواهد گشت. اگر کارگری در یک کارخانه پیچی را شُل ببندد، هستی می فهمد و در جایی دیگر پیچ زندگی اش را شُل خواهد بست. اگر حالتان خوب است اما به یکباره حالتان دگرگون می شود و دلتون می گیرد، یا یکدفعه دردسرهای عجیب و غریب بسراغتان آمد، بدانید بطور حتم در گذشته کاری انجام دادید و اکنون تاوانش را می پردازید.

 

* شدیدترین کارما به شکل محرومیت است. شخصی به حضرت موسی(ع) رو کرد و گفت: برو به خدایت بگو اینهایی که می گوید درست نیست و هرچیزی درباره حساب و کتاب و قیامت می گوید بی پایه و اساس است و هیچ کدام واقعیت ندارد. موسی(ع) رفت و موقع برگرشت در راه جبرئیل آمد و گفت: موسی چرا پیام بنده را به خدا نرساندی، تو وظیفه ات رساندن پیام بود و می گفتی ایرادی نداشت، موسی(ع) گفت: شرمم آمد چنین پیامی را به خدایم دهم. جبرئیل گفت: برو به آن بنده بگو که همان که از یاد خدا غافلی و از ارتباط با خدا محروم هستی این بزرگترین عقوبت برای گستاخی ها و گناهانت می باشد.

 

* به ازای خطاهای یکسان، انسانها تنبیه یکسانی نمی شوند. چون قدر و منزلت آدمها نزد خداوند متفاوت است و خداوند گوش انسانهای زلال تر را زود می کشد و خیلی زود به او اشتباهش را گوشزد می کند و می گوید تو حیفی که اینکارو بکنی. نمونه اش اشتباهاتی که حضرت یعقوب(ع) (کباب کردن یک گوسفند و ندادن یک قسمت گوشت آن به همسایه ای که روزه بودند و بوی کباب آنجا رفت)، و حضرت یوسف(ع) ( مغرور شدن از خوابی که درباره خودش دیده بود)، و حضرت یونس(ع) (خشم و نفرین علیه قوم خود) انجام داده اند و خداوند زود آنها را تنبیه کرد.

 

* چیزهای ناب را در شب می دهند. خداوند می گوید: کسی که می گوید مرا می خواهد دروغ می گوید که شب سراغم نمی آید!.  امام حسن عسگری(ع) می فرمایند که شب را مرکب خود در پیمودن راه بسوی خداوند قرار بده. هیچ چیزی در هستی اتفاقی نیست. مثلا اگر شب لحاف از رویتان به کنار افتاده است و مجبورید آنرا روی خود بکشید اتفاقی نیست یعنی بنده حداقل یه کوچولو به یاد خدا باش این موقع شب ( یه یاد کوچک، یه دوستت دارم به خدا بگو و...).

 

* توبه عقوبت و جزای اعمال را تبدیل به ثواب و پاداش می کند. کسب رضایت والدین گره های زندگی را باز می کند.  در ضمن این دنیا ظرفیت برای عقوبت و پاداش کامل را ندارد.

 

* کارما ممکن است بشکل یکسانی نباشد، اما پیام خودش را دارد. در کتابهای آسمانی (بخصوص قرآن کریم) قصه های فراوانی برای تربیت و پند و اندرز ما آورده شده است. قصه های خداوند یافتنی است، قصه های ما( بطور مثال برای فرزندانمان) بافتنی است.

 

 

قانون دارما : خداوند انسانهائی منحصربفرد با مأموریتهای منحصر بفرد که هیچ کس دیگری ( چه قبل از وجود او، چه بعد از مرگ او) نمی تواند انجام دهد، آفریده است.

 

قطره ای ز جویباری می رود ... کز پی انجام کاری می رود

* در سوره مؤمنون(23)، آیه 115 آمده: آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عَبَث و بازیچه آفریده ایم؟

* ما باید بدانیم بسیار ارزشمندیم، باید در زمینه هایی به اوج برسیم، کس دیگری هم نمی تواند کار ما را انجام دهد. آمدیم بذر امید در دل دیگران بپاشیم تا بطور اتوماتیک در دلمان بذر امید بپاشند. گاهی پیش می آید مسؤلیت منحصر بفردی( بطور مثال نجات کسی یا ...) که هیچ کس دیگری روی کره زمین ندارد و فقط شما دارید و بس.

 

* خدا کسی رو که دوست داره وسیله بازکردن گره دیگران قرار می دهد ( قانون دارما).

 

* حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید: خداوندا اگر تو بنده ای بودی و می خواستی رضایت خدایت را جلب کنی چیکار می کنی؟ خداوند پاسخ داد: آنوقت روی زمین می گشتم دنبال کسی می گشتم که گره او را باز کنم تا خدای خودم را از خودم راضی کنم! (این داستان در بحار الانوار آمده است).

 

* اون دنیا از ما نمی پرسند که چرا پیامبر نشدید؟( یا شخص بزرگی نشدی؟)، بلکه می پرسند چرا وظیفه ات رو انجام ندادی؟!

  http://nilofare-abi.persianblog.com

شنبه 11/1/1386 - 12:8
پسندیدم 0
UserName