پاسخ به سؤال چند تن از مخاطبان سایت استاد یحیایی
توسط : amir5896
  بِسمِ اللهِ الرحمن الرحیم

 * وَ کُنتُم اَزواجاً ثَلثَه * فَاصحابُ المَیمَنه مآ اصحابُ المَیمنه * و اصحابُ المشئمه مآ اصحابُ المشئمه * والسّابقونَ السّابقون * اولئک المقرّبون * فی جنّات النّعیم * ثلّه مِنَ الاوّلین * و قلیلٌ مِنَ الاخرین *

( شما خلایق در آنروز (قیامت) بر سه دسته مختلف شوید. گروهی راستان که اصحاب یمین باشند چقدر حالشان نیکوست! و گروهی اصحاب شوم و شقاوتند که چقدر روزگارشان سخت است. و طایفه سوم انانکه در ایمان بر همه پیشی گرفتند( عارفان، سالکان). آنان به حقیقت مقرّبان درگاهند. آنان در بهشت پرنعمت متنعمند. آنها عده زیادی از امم پیشینیان ( زمان پیامبر اکرم (ص) )هستند. و عده کمی از متأخرین ( پیامبر آخرالزمان). ).

 

* لاَصحابِ الیَمین * ثلهٌ مِنَ الاَوّلین * و ثُلهٌ مِنَ الاخرین *

( نعمتهای بهشتی مخصوص اصحاب یمین است که جمع زیادی از پیشینیان ( زمان پیامبر پیامبر اکرم(ص)) . و عدع زیادی از امّت رسول آخر زمان هستند. ).ه

 

* و اَصحابُ الشِّمالِ مآ  اصحابُ الشِّمال *

 ( و اصحاب شقاوت و شوم که نامه عملشان به دست چپ است. ).

 

-  قرآن کریم ، سوره واقعه -

 

*********

 

دوستان بسیاری از بنده (امیر) سؤال پرسیده بودند که آیا استاد محمّدرضا یحیایی کلاسهای عرفان دارند؟ آیا برای عرفان شاگرد می پذیرند؟

 

پاسخ سؤال:

آمده است که استاد باید دستت را بگیرد، سلوک الی الله کار آسانی نیست، استاد می گوید از اینجا بیا از آنجا نرو، از آنجا بپیچ اونطوری بیا و...  . اگر دستت را نگیرد به جائی نخواهید رسید و در تاریکی دنیا نیاز به چراغ هدایت دارید که گمراه نشوید. حالا استاد کجاست و چطور پیدا کنیم؟ اساتید انگشت شمارند و تازه براحتی آدم را قبول نخواهند کرد. حال اگر تنها راه رسیدن به قرب خدا استاد است و استاد پیدا نمی شود چکار کنیم؟      توضیح:

 

طبق آیات بالا ( سوره مبارکه واقعه) در روز واقعه بزرگ بطور حتم به سه دسته تقسیم می شویم، دو گروه به بهشت می روند و یک گروه به جهنم :

   1- اصحاب مشئمه، اصحاب شمال ( شوم زده و نگون بختان و نقطه کور، جهنّمیان)

          ( گنه کاران، فاسقان)

 

   2- اصحاب میمنه ، اصحاب یمین ( اهل سعادت، جنّت) ( گرفتار برزخ و قیامت نیستند و بسرعت وارد بهشت می شوند)

       (عده زیادی از پیشینیان. و عده زیادی از امّت رسول آخر زمان هستند).

 

   3- مقرّبون ، سابقون ( سالکان، عارفان) ( اهل جنّات نعیم)

         (عده زیادی از پیشینیان هستند. و عده کمی از امّت رسول آخر زمان).

 

 

محور درجه بندی درجات سیر سلوک(از سمت راست از درجه کم، تا درجه بالا در سمت چپ):

 

اصحاب مشئمه....متوسطین...اصحاب میمنه...(آمدن استاد)...مقرّبون

                                                    

 

شرح:

    بسیاری از مردم که بفکر رسیدن به تکامل هستند جزء رده ی متوسطین هستند، که خود نقطه صفر و نقطه شروع برای رسیدن به اصحاب میمنه می باشد ( افرادی که بین رده متوسطین و رده یمین هستند تقریباً 70% خوبند و 30% مشکل دارند).

 

    حال برای رسیدن به رده یمین ، ابتدا باید انجام واجبات و ترک محرّمات عمل کرد، دید درچه زمانی نماز می خوانید و چقدر به حریم باید و نباید ها اهمیت می دهید. هر وقت گناه صغیره ای نداشته باشید و نیز مقداری مستحبّات ( برای اطمینان و زاپاس) انجام دادید، هروقت گناهی کردید بسرعت توبه کردید که گناه مانگار نشود و آثارش باقی نماند و بازگشتید، هرگاه حضور قلب داشتید و خود را همیشه در حضور خدا حس کردید، به رده یمین خواهید رسید. اصحاب یمین دیگر گناه نمی کنند، و بصورت فرهنگ و بدون ریپ و قطع و وصل ( بصورت روتین) به راه خود ادامه می دهند و در مجلسی که گناه خدا می شود آنجا را ترک می گوید. اسماعیل هایتان را قربانی کنید ( غرور، شهوت، غضب، و...).

و حتی تا به اصحاب یمین نرسیدید حرفی از استاد و راهنما نزنید که نیازی ندارید! استاد شما تا رسیدن به رده یمین  قرآن، پیامبران و امامان(ع)، سنّت و احادیث می باشد و نیاز شما را بکلی تا آن زمان برطرف می سازد. استاد وقتی همه تکالیف خود را انجام دادید می آید، و تا وقتی دفتر تکالیفتان پر نشده است موقعش نخواهد بود.

اصحاب یمین نقطه صفر رسیدن به رده مقرّبون می باشد.

  

     بعد از اینکه از اصحاب یمین شدید، نوبت آنست که مستحبّات و مکروهات را رعایت کنید.  پس از آنکه مستحبّات و مکروهات انجام دادید واردات قلبی پیش می آید، نوعی استنباط و اجتهاد و ذوق خاصی پیش می آید که باید ونباید های جدیدی (طریقتی) انجام دهید.

یکسری هدایت های که خداوند مخصوص بندگان خواص قرار داده پیش می آید، الهاماتی پیش می آید که سدّهایی که سرراه شماست می فهمید و آنها را برمی دارید (الّذین جاهدوا فی نا لَنهدیّنهم سُبولَنا ).

    اینجاست که به نقطه وسط بین یمین و مقربین رسیده اید، خداوند خودش استاد را سر راهتان قرار می دهد ( تا به این نقطه نرسیدید نیاز به استاد ندارید)، موقع آن رسیده است که استاد زیر بال و پرتان را بگیرد تا به سمت مقرّبون( نزدیکان،عارفان) پرواز کنید و زحماتتان بدلیل بی تجربگی به هدر نرود و به ته درّه نیفتید. اینجاست که در ها باز می شود. استاد چراغ راهتان می شود چشمی می شود که شما میتوانید جلوتر خودتان را هم ببینید، راه درست را نشانتان می دهد و چشمانتان را باز می کند. شما هرچه به سمت بالاتر حرکت می کنید احتمال سقوط و افزایش فشارهای شیطانی بیشتر می شود اینجاست که اهمیت وجود استاد در این مراحل آخر نمایان می شود. رفتن در راهی که نمی شناسیم بدون راهنما و استاد خطرناک و بلکه محال است، مثل راه رفتن در تاریکی مطلق است.

 «پیر»را بگزین که بی پیراین سفر..هست بس پرآفت وخوف و خطر

 هرکه اول مرشدی در راه شد.. او زغولان گمراه و در چاه شد

 

به می سجاده رنگین کن گرت پیرمغان گوید

                    که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها

    سعی نابرده دراین راه بجائی نرسی

                               مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر

 

      باید پس از یافتن استاد خود را به سپرد و به او اعتماد کرد و با احترام و تواضع بسیار بدون چون و چرایی سخنان او را جامه عمل پوشاند ( و با فهم اندک خود نفع و ضرر ظاهری را جستجو نکرد). گوش جان سپردن به پندها و راهنمایی های او تنها تشکر از استاد است، و تنها دلیل در اختیار گذاشتن علوم جدیدتر از طرف استاد پیروز شدن در آزمایشات و نیز یافتن استاد در اینکه شاگرد وظایف خود را به نحو احسن انجام داده است می باشد. هیچ گاه بر استاد اعتراضی نکند و همواره با تمام وجود به دروس گوش جان بسپرد و با تحمل تلاش و ریاضت فراوان آنها را موبه مو انجام دهد.

    حال چگونه  جزء مقرّبین شویم، باید در هر عمل خیر پیشتاز و خط شکن و باشیم و سبقت بگیریم(والسّابقونَ السّابقون).

 

تذکر: همیشه به علمتان عمل کنید وگرنه خداوند آن علم را از شما می گیرد. سعی کنید در رفتن در این راه از ابتدا تا پایان کاملاً غیرمتظاهر و متواضع باشید ( کسی بویی نبرد که شما سالک راه خدا هستید، خدا اینطوری خیلی دوست دارد) و سعی کنید هیچ گاه غرور وجودتان را نگیرد که طبق تجربه داشته هایتان بر باد خواهد رفت. سعی کنید همیشه رازدار باشید تا خداوند اسرار بیشتری به شما بیاموزد. همواره از نمایش کرامات و نیروهایی که خداوند به سالکان مقرّب می دهد ( از قبیل طی الارض یا کشف شهود) بپرهیزید. هیچ گاه از علم یا از نیروهای خدادای اتان سوء استفاده نکنید چراکه همانجا متوقف خواهید شد و به درجات معنوی والاتر نخواهید شد. چیزهایی بالاتر از رسیدن به نیروهای مافوق وجود دارد ( از قبیل علمهای خاص و یا دیدار اولیاء و ابرار)که خداوند پس از اینکه مشاهده کرد شما ظرفیت لازم را پیدا کردید به شما عطا می نماید.

 

- امید است این متن راهنما کسانیکه که در آغاز راه هستند و فکر می کنند از همان ابتدا نیاز به استاد دارند، بوده باشد .

           اللّهم عجّل لولیّک الحجت بن الحسن

سلام بر کاملترین مخلوق و حجت خدا، حضرت مهدی(عج)

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

شنبه 11/1/1386 - 12:2
پسندیدم 0
UserName