یوگا آیین سیر و سلوک است
توسط : amir5896
  :"کنت کنزا مخفیا فاجبت ان اعرف فخلقت الخلق"من گنجی پنهان بودم ، دوست داشتم که شناخته شوم پس ظاهر کردم خلق را، به آن اشاره دارد.

عارفان خداجو از طریق عشق ، تجلی انوار الهی را در آینه جمال محمدی مشاهده می کنند و سعی دارند با تصویر منعکس در آینه وجود یکی شوند.از این روست که بانگ انا الحق سر می دهند.

 

 مذهب عاشق ز مذهب ها جدا ست                 عاشقان را مذهب و ملت خداست

یوگا آیین سیر و سلوک است.مکتبی است که در به سوی همه گشوده میهمانی است که از میهمان خود در هر شرایطی و یا عقیدتی باشد پذیرایی می کند.گرایش یوگا به شناخت درون است و یوگی تاکنون سعی وافر برای کنکاش در نهاد انسان به عمل آورده است و در کشف بسیاری از اسرار شگفت انگیز تن آدمی و رموز خلقت هستی موفق بوده است.

یوگا قدمت زیادی دارد و پتانجلی فیزیک دان و یوگی هزاره قبل از میلاد تنها نظم دهنده این مکتب هشت گانه بوده است. 

این مکتب هشت گانه شامل یاما،نیاما،آسانا،پرانایاما،پراتی هارا،دهیانا،دهارنا و سامادهی میباشد.

در متون ادبی،مذهبی و عرفانی یا اسطوره ها و داستان های ایرانی کمتر با یوگا و یوگی برخورد میکنیم؛زیرا که آنها به نام هندو و مرتاض ،     مغ مغ بچه معرفی شده اند.

در سیستم یوگا طول عمر یک صد ساله به چهار مرحله یا حالت یا چهار عالم تقسیم می شود.برای اینکه شخص بتواند روح و مقام خود را بشناسد و به یگانگی خویش پی ببرد باید از این مراحل بگذرد.

عارفان هندو این حالت را به چهار آشرام نسبت می دهند و صوفیان آن را چهار عالم(ناسوت ، ملکوت ، جبروت و لاهوت) می خوانند.در مراحل سوم و چهارم یعنی عالم جبروت و عالم لاهوت ، فرد از زندگی مادی کناره گیری می کند و به خودشناسی و خداشناسی می پردازد.در این دوره کناره گیری است که تن به سختی ها از قبیل چله نشینی ، روزه داری ،بیابان گردی عادت داده می شود و فرد به ریاضت کشیدن اشتغال می ورزد و به نام سالک و پیر طریقت یا شیخ معروف می شود.

در مقایسه ای که از طریق دار شکوه بین عقاید « موحدان هند » و گفتارهای اهل طریقت به عمل آمده ، مشابهت های بسیاری وجود دارد که در کتاب مجمع البحرین ذکر شده است ،پیوند یوگا و تصوف ایرانی را آشکار می کند.

سابقه یوگا

اظهار هر بیانی درباره تاریخ پیدایش یوگا گزافه گویی است. ولی اکثر پژوهشگران عقیده دارند که یوگا پیوند فرهنگ آریایی و هندو است.اقوام آریایی مهاجم به شمال هند ، این فرهنگ را به آن دیار بردند.در آثار باقی مانده و قبل و بعد از هخامنشیان پژوهشگران به تشابهات اخلاقی ، دینی و عقیدتی بسیار بین رسوم هند و آریایی ها برخورد کرده اند.

البته آقای پارام همساسوامی ساتیاناندا اذعان داشتند که عرفان و تصوف و فرهنگ ایرانی همان یوگای هندی است ، روحی است در دو کالبد، مرتاضان هندی متاثر از تصوف و فرهنگ آریایی هستند.

پس تا اینجا استنباط می شود که یوگا جز میراث فرهنگی باستانی ما بوده است. 

در یک کتاب که تاریخچه یوگا را بیان کرده بود فصلی به یوگا و ایران اختصاص داده بود که عکس یک درویش را در حال ایستادن روی سرش نشان می داد.این تصویر که مربوط به قرن هشتم و نهم هجری است به خوبی نشان می دهد که در خانقاه و مجامع توحیدی سری ، تمرین های یوگا انجام می شده است.در هر صورت گفته ها در باره ریشه یوگا و تصوف و تاثیر متقابل آنها زیاد است اما آنچه معقول تر به نظر می آید تأثیرپذیری عرفان هندو از تمدن آریایی است.

یوگا اتحاد بین جسم و جان است.اگر رابطه جسم و جان (پنگالا و آیدا) تحقق یابد آنگاه یوگا تنها نوش داروی تمام بیماری ها می گردد.

یوگا با سابقه چندین هزار ساله به این مناسبت که اتحاد دهنده جسم و جان است ، عالم گیر شده است.

تمرین هایی که در اینجا مطرح می شود در پاکسازی جسم و روان و ایجاد تعادل بین ساختار فیزیکی و روانی موثر است.                  

وقتی سیستم یوگا که با نوشته های حکیم ابوریحان بیرونی نقاب از چهره سری بودن خود بر می دارد؛ وقتی یوگا مورد عنایت عارفی به نام چون میرفندرسکی قرار می گیرد که می خواست  زبان سانسکریت را که  زبان پیشین ایرانیان بوده تجدید حیات بخشد و ماهیت تعالیم روحی ایرانی که در گنجینه عرفان هندی پنهان شده آشکار سازد؛ وقتی که مشاهده می کنیم عرفای بنام و مشایخ اهل تصوف در کشور ایران و هند از آن پاسداری می کنند چرا نباید مورد احترام ما فرزندان نسلهای پیشین قرار گیرد.آیا با قرار دادن یوگا در زمره ورزشهای همگانی به آن ارج نهاده ایم؟ یا اینکه از روی نادانی این میراث عظیم فرهنگی را بی ارزش نموده ایم؟ در این صورت شگفت آور نیست که با چنین قدردانی از  زحمات گذشتگان اجازه داده شود گروهی که باید سالها در کسب معرفت یوگا به تصفیه روحی و روانی خود بپردازند ، یوگا را مورد تمسخر قرار داده اند و به عنوان مربی یوگا این هدیه نفیس میراث گذشتگان ما را با نامهای ورزش ، نرمش، بدن سازی و غیره ، به این مناسبت که با چند تمرین محدود ژیمناستیک غربی تشابه دارد در هر جا به این آن تعلیم می دهند و فساد جسمی و روحی را در جامعه رواج میدهند.

مرکز تحقیقات بین المللی یوگا که در حال حاضر به صورت B.Y.B  تا سطح فوق دکترا در علوم روحی دانشجو تربیت می کند هشدار می دهد که

                                      پرهیز کنید از کسی که یوگا را ورزش بداند

البته نباید ورزش بودن آن را انکار کرد بلکه جنبه تصفیه جسمی و روحی  آن بسیار با ارزش تر است.

هدف وضعیت های یوگا برای سلامت نیست اگرچه نتیجه انجام تمرین ها به خودی خود سلامت را تامین می کند و بدن را در مقابل انواع آفات جسمانی و روحی مقاوم می نماید ، هدف یوگا اتحاد و نظم است که در پی آن پراکریتی و شیوا(نیروهای مادی و آگاهی مطلق) یکی می شوند و به حد کمال می رسند.

مقدمه ای بر یوگا

یوگا هنر زندگی کردن است ، دانشی است که باید با زندگی روزانه هر فرد عجین شود زیرا که بر تمام جنبه های حیاتی ، اعم از جسمی ، روانی و روحی تاثیر به سزایی دارد.

یوگا ترکیبی است از واژه یوگ ((Yog  به معنی « اتحاد ، بهم پیوستن» یوگا ایجاد کننده هماهنگی و توازن بین جسم و روان است.تمرینات یوگا فرد را قادر می کند تا به حقیقت واقعی بدن دست یابد.

علم یوگا با عمل کردن روی عوامل خارجی شخصیت و فیزیک بدن که برای بیشتر مردم قابل لمس است آغاز می شود.عدم توازن در این سطوح سبب ایجاد اختلال در ارگان ها، ماهیچه ها و اعصاب می گردد و در انجام وظایف مقابل هم قرار می گیرند.

هدف یوگا هماهنگ کردن سیستم های مختلف بدن است تا در پرتو آن شادابی و تندرستی کلی بدست آید.

سوامی شیواناندا پدر یوگای علمی عصر حاضر گوید: یوگا اتحاد و هماهنگی اندیشه ، سخن ، کردار و عمل است.

سیستم یوگا به شاخه های زیادی نظیر هاتا ، راجا ، گیانا ، کارما ، کندالینی، مانترا و لایا یوگا تقسیم شده است که هر کدام از شاخه ها بنا به هدفی که دنبال می کند به ذکر جزئیات پرداخته و هر فرد می تواند متناسب با خصوصیات فردی و نیاز شخصی راه مورد علاقه اش را انتخاب و دنبال کند.

در چند قرن اخیر ، هاتا یوگا گسترش زیادی داشته است.البته لازم به ذکر است که بدانید هاتا یوگا اولین دوره برای شروع یوگا می باشد و آخرین مرحله آن کندالینی می باشد که کمتر کسی می تواند به آن مرحله دست یابد.

ما در اینجا فقط به آموزش هاتا یوگا بسنده می کنیم چرا که علم یوگا بسیار گسترده است و همچنین به پایان رساندن هاتا یوگا خود وقت و زمان زیادی را می طلبد.

 

افسانه یوگا

در حال حاضر یوگا به عنوان عمده ترین قسمت تانترا که قدمتی بیش از ده هزار سال دارد شناخته می شود.طبق اساطیر هندی ، شیوا کاشف یوگا بوده است و پراواتی جوان اولین شاگرد شیوا بود.شیوا به عنوان نمادی از آگاهی عالی نشان داده شده است و پراواتی مظهر دانش و اعمالی که مسئولیت خلقت با اوست ظاهر شده است و نیز به عنوان انرژی قدرتمند کندالینی که در تمام پدیده های هستی وجود دارد شناخته شده همچنین پراواتی به عنوان مادر خلقت نیز شناخته شده است.

در بالا اشاره ای به تانترا شد که لازم می دانم توضیحی در این رابطه ارائه کنم.تانترایک یک واژه سانسکریت است و مرکب از دو کلمه تانوتی (Tanoti) به مفهوم انبساط و ترایاتی(Trayati) به معنای رهایی است ، بنابرین علم توسعه آگاهی  یا به اصطلاح انرژی است.تانترا راهی برای رهایی از محدودیت ها و اسارت های دنیایی است که در آن زندگی می کنیم.

اولین قدم در یوگا – تانترا شناخت حدود ظرفیت جسمی و ذهنی است. دومین گام تعیین و تبیین روشهایی است که برای گسترش آگاهی و رهایی انرژی از طریق تسلط بر محدودیت های شخصی و تجربی ، واقعیتی حقیقی و راستین است.یوگا از دل تمدن های اولیه که ظرافت روحی خود را شناخته اند برخاسته و روشهای تجربی اش را اشاعه داده است.سنت ها و مذاهب زیادی باور دارند که یوگا هدیه ای الهی است که توسط حماسه های قدیمی  آشکار شده و به انسان این فرصت را می دهد تا از ذات حق تعالی بهره مند شود.

تانترا و پس از آن وداها اولین کتاب هایی هستند که در زمان شکوفایی عصر طلایی نوشته شده و به یوگا اشاره کرده اند. در کتاب اوپانیشاد که یکی از با ارزش ترین کتب مقدس هندو است یوگا به شکل منسجم تری ارائه شده است.اغلب اعتقاد به الهی بودن این کتاب ها به ویژه وداها دارند. به هر صورت مفصل ترین و  کامل ترین بحث درباره یوگا مربوط می شود به پتانجلی که برای اولین بار سوتراهای یوگا را تنظیم نمود.پتانجلی آموزش هایش را به نام هشت اندام یوگا بیان کرده است که عبارتند از: یاما (واجبات)؛ نیاما (پرهیز)؛ آسانا (وضعیت) ؛ پرانا (تنفس) ؛ پراتی هارا (جدایی از امور محسوس ) ؛ دهیانا (تفکر) ؛ دهارنا (مراقبه) و سامادهی (وصل به آگاهی مطلق).

سوامی ساتیاناندا ساراسواتی کتابی به نام هاتا یوگا پرادی پیکا (فروغ یوگا) به زبان سانسکریت نوشت و به تفصیل ، مباحث یوگا را شرح داده است.در این کتاب بر مراحل یاما و نیاما که دست آورد تجارب تحلیلی بسیاری از مبتدیان است تاکید شده.در این سلسله مباحث با بدن شروع می شود و بعد از آن که ذهن آرام شد و تعادل یافت ، کنترل و نظم شخصی شروع می شود.

 

مناسبت یوگا در عصر حاضر

تمرینات یوگا راه سریع و مستقیم دریافت تندرستی را به هر فردی که در این راه قدم بر می دارد نشان می دهد.یکی از مهم ترین دست آور های یوگا درمان جسم و روان است.مهم ترین و موثرترین تاثیر آن ایجاد هماهنگی و اتحاد قوی جسم و روان است. امروزه برای درمان قطعی بعضی بیماری ها چون آسم و دیابت ، فشار خون ،آرتریت، بیماری های گوارشی و بعضی از بیماری های روان تنی که طب مدرن از درمان آنها عاجز است از روش ها و تمرینات یوگا استفاده می شود.طبق گزارش های پزشکی، یکی از موفق ترین شیوه های درمان ،یوگا درمانی بوده است.علت  آن است که یوگا هماهنگی و هارمونی لازم را بین سیستم اعصاب و غدد ترشحی داخلی ایجاد می کند و این هماهنگی به طور مستقیم روی سیستم داخلی و اندام تاثیر می گذارد.در این دنیای پر تنش برای اکثر مردم یوگا ساده ترین روش برای دست یابی به تندرستی و شادابی است.آساناها بسیاری از خستگی های روزانه ناشی از فعالیت های شغلی مثل نشستن پشت میز کار اداری یا اثرات کارماها را برطرف می کند. علاوه بر آن روش های یوگا غالبا آرامش بخش روح و روان هستند.صرف نظر از نیاز های شخصی ، یوگا وسیله ای برای مبارزه و دفع اضطرابها و بی قراری های اجتماعی است.در دنیای فعلی عواطف انسانی ارزش خود را از دست داده اند و به طور قطع چیزی نیست که جایگزین آن بشود.یوگا برای آشنایی  انسان ها با اصل وجودی و خالص خود،بهترین روش است ، و قادر است انسان را با سرچشمه اصلی هستی یکی کند.

علاوه بر این ملاحظات ، یوگا فراتر از تمرینات فیزیکی ، راهنمایی است در سپردن راه جدید زندگی و در بر گیرنده حقایق درونی و بیرونی.به هر صورت این راه زندگی به صورت عقلانی قابل فهم نیست و تنها از طریق تمرین و تجربه به صورت هنر زیستن تجلی می کند. 

 

آسانا

مقدمه ای بر وضعیت های یوگا

پتانجلی در سوترا «وضعیت های یوگا» (Yogaasana) را ، قرار گرفتن در وضعیت استوار و راحت معنی کرده است.لذا آسانا ها جهت بالا بردن توانایی بدن جهت نشستن در یک وضعیت ثابت و استوار ، به مدت زیاد تمرین می شوند ، ظرفیتی که افزایش آن مراقبه است.

هاتا یوگا هدف از آساناها را فرار گرفتن در یک وضعیت ثابت و استوار برای باز کردن کانال های انتقال انرژی و مراکز روانی می داند.

هاتا یوگیست ها دریافته اند که کنترل بدن که در پی انجام تمرینات بدست می آید پرتوجو را در کنترل ذهن و انرژی توانا می سازد.به عبارت دیگر آساناها سبب می شوند که دهن کنترل شود و انسان به آگاهی بالاتر برسد.

در متون مقدس آساناهای یوگا بسیار زیاد بوده است که این آساناها اشاره مجدد است به پیشرفت تدریجی ساده ترین وضع حیات تا تکامل وجود مقام انسانی.این تعداد آساناها توسط ریشی ها و یوگی ها درطی قرن های متمادی تقلیل یافته است تا اینکه امروزه به کمتر از صد تمرین شده اند.از این میان تنها 84 حرکت اصلی و مفید است که به تفصیل بیان می شود.

 

وضعیت های یوگا و پرانا

پرانا نیروی حیاتی است که در علم پزشکی چین به نام «کی» یا «چی» نام گذاری شده است.این نیرو در تمام سطح بدن توزیع شده و برای حرکت، مسیرهای خاصی دارد که این مسیرها به عنوان « نادی » و به معنی کانال انتقال انرژی نامیده می شود و از وظایف آن مسئولیت فعالیت های درون سلولی است.هنگام خستگی و یا سستی یا عدم انجام وظیفه ارگان ها ، انرژی در این مسیرها بلوکه می شود و مواد سمی تولید می کند.وقتی پرانا در بدن جریان می یابد این سموم که مانع تندرستی هستند تصفیه و از بدن بیرون می کند.آنگاه بدن استحکام و حالت  طبیعی خود را به دست می آورد.

وضعیت های یوگا و کندالینی

مهم ترین هدف یوگا بیدار کردن انرژی کندالینی شاکتی یا نیروی فیزیکی است.تمرین آساناها ، مراکز انرژی را بیدار می کند و این به آزاد سازی انرژی کندالینی کمک می کند.یکی از موضوعات مهم هاتا یوگا ایجاد هماهنگی بین سیستم های داخلی (بدن فیزیکی) و بدن پرانیک و بدن روانی است.که مهمترین اثر آن بیداری کانال سوشوامنا (کانال انتقال نیروی روحی) است.این کانال در راستای ستون فقرات قرار دارد عامل انتقال نیروی کندالینی به آگاهی مطلق(شیوا) است.

بنابراین یوگا تنها برای تندرستی بدن نمی کوشد بلکه در تحریک و بیداری مراکز روانی برای رسیدن به آگاهی مطلق بسیار موثر است.

رابطه یوگا با بدن و ذهن

جسم و ذهن از یکدیگر جدایی نا پذیرند.بین اعمال و ذهن ما ارتباط مستقیم وجود دارد.تمرینات یوگا اعمال و ذهن ما را هماهنگ می کند.

باید بدانید که هر عقده روانی یک مطابقت فیزیکی با عقده های عضلانی دارد.به عبارت دیگر تنش های روانی و عضلانی نسبت به هم تاثیر متقابل دارند.

هدف آسانا رها کردن این عقده هاست.آساناها با متعادل کردن آنها در یک سطح فیزیکی ، اختلالات را با کار کردن روی آنها از طریق ذهن کاهش می دهد یا مرتفع می کند.برای مثال تنش های هیجانی و سرکوب کردن آنها می توانند باعث گرفتگی و بلوکه شدن انرژی در ریه ها و دیافراگم و جریان تنفس بشود بیماری آسم را موجب می شود.

گره های عضلانی در هر کجای بدن ممکن است روی بدهد.مانند انقباضات گردن و بیماری های مربوط به مهره های گردن و ستون فقرات.گروهی از آساناها تاثیر زیادی در رفع این اختلالات در سطح جسمانی و روانی دارند.

در نتیجه حرکت انرژی های خفته بدن سرشار از انرژی حیاتی می شود،ذهن روشن و خلاق می شود و تعادل ایجاد می گردد.در طول انجام آساناها انرژی های خفته بدن بیدار می شوند و اثرات آن در تمام مظاهر حیات مشاهده می گردند.

تمرین آساناها

اغلب افراد آساناهای یوگا را به عنوان یک سری حرکت ورزشی تلقی می کنند در حالی که آساناها حرکت ورزشی نیستند بلکه روشهایی هستند که باعث می شوند بدن الگوی واقعی خود را به دست بیاورد و باعث افزایش سطح آگاهی و آرامش و تمرکز می شود.بیشترین تاکید این آساناها توسعه سلامت بدن است یا بیداری کانال های انرژی و توزیع انرژی در بدن.هر چند آساناها ورزش نیستند اما مکمل ورزش می باشند.

اما تفاوت های ورزش و یوگا: به  طور کلی تاثیر حرکات ورزشی بر روی اندام و عضلات است.بدون انجام حرکات ورزشی خستگی عضلانی و ضعف بافت استخوانی حاصل می گردد. ظرفیت جذب اکسیژن کاهش می یابد ولی در تاثیر آساناها باید گفت که وقتی ما تمرینات آساناها را انجام می دهیم از روند سرعت تنفس میکاهیم، با ایجاد روند نزولی در سوخت و ساز بدن تقاضای اکسیژن و درجه حرارت بدن را کاهش می دهیم در صورتی که هنگام ورزش سرعت متابولیسم بدن افزایش یافته نیاز به اکسیژن زیادتر و بدن داغ می شود.حالات یوگا بر روی غدد و اندام داخلی اثر مستقیم دارد و باعث اصلاح و ترمیم فعالیت های الکتروشیمیایی سیستم عصبی می شود.

شنبه 11/1/1386 - 10:27
پسندیدم 0
UserName