كرشمه
توسط : mohamadmir

دل زود باورم را به كرشمه اي ربودی


چو نياز ما فزون شد تو بناز خود فزودی


به هم الفتي گرفتيم ولي رميدي از ما


من و دل همان كه بوديم و تو آن نه اي كه بودی


من از آن كشم ندامت كه ترا نيازمودم


تو چرا ز من گريزي كه وفايم آزمودی


ز درون بود خروشم ولي از لب خموشم


نه حكايتي شنيدي نه شكايتي شنودی


چمن از تو خرم اي اشك روان كه جويباری


خجل از تو چشمه اي چشم رهي كه زنده رودی

شنبه 11/1/1386 - 9:4
پسندیدم 0
UserName