فال دختر كولي
توسط : mohamadmir


فال اون دختر كولي تو خيابون يادته ؟


گفت دل شيشه ييم رو مي شكني آسون ‚ يادته؟


تو مي گفتي كه دروغه !‌ ما هميشه با هميم


لحظه ي تلخ جدايي دلامون ‚ يادته ؟


حالا هي نامه ها رو به قاصدك ها مي سپارم


مي نويسم كه هنوزمثل قديم دوست دارم


قاصدك ها توي دست باد ميرن يه جاي دور


من تو هر ترانه يي اسمت رو صد بار ميارم


حالا كه نامه ها رو گم مي كنه نامه رسون


نازنينم !‌ به خودت سلام ما رو برسون


نگو يادت نمياد اون همه حرفاي قشنگ


نگو تكرار نميشن خاطره هاي رنگ به رنگ


حالا من تو هر ترانه مي شكنم هزار دفه


حالا قصه مون شده افسانه ي ماه و پلنگ


تو هميشه دور دوري ‚ من هميشه پا به پات


چشم براه ديدنت ‚ منتظر زنگ صدات


هر جاي قصه كه هستي اين حقيقت رو بدون


يه نفر تا ته دنيا نامه مي فرسته برات


حالا كه نامه ها رو گم مي كنه نامه رسون


نازنينم !‌ به خودت سلام ما رو برسون

شنبه 11/1/1386 - 8:59
پسندیدم 0
UserName