آپارتمان شماره 13 خلاصه داستان:

خلاصه داستان:

« ماشاالله ايران منش » از كرمان راهي پايتخت مي شود تا ارث پدري اش، آپارتمان شماره 13 را بفروشد و كارگاه تراشكاري كارفرماي خود را در زادگاهش خرديداري و با دختر محبوبش ازدواج كند؛ اما آپارتمان به دليل وجود ساكنان مجتمع كه آدم هاي بد قلقي هستند فروش نمي رود؛ ابراهيم در كنار در ورودي آپارتمان بساط ميوه فروشي به پا كرده؛ ديگري يك شركت خصوصي؛ يكي مطب دندان پزشكي و چهارمي آرايشگاه زنانه. هيچ خريداري حاضر نمي شود خود را با اين آدم ها گرفتار كند. ماشاالله ايران منش عاقبت با تمهيدي همسايه ها را به همكاري وا مي دارد و آپارتمان خود را به برادر ابراهيم واگذار مي كند.

جمعه 10/1/1386 - 14:49
پسندیدم 0
UserName