نیمه شب بارانی(رقص قطره ها)
توسط : amir5896
                               به نام آنکه ظاهر است و باطن

نيمه شبی در خواب خداوندگار صدايم زد ، از خواب برخاستم ، اضطراب شيرينی بود

بارانی آسمانی ، رحمتی ازلی ، شکوهی بی وصف

گوهرهای عَرش در فراق از قرب می گريستند و در غُرب فرود مي آمدند

در فرمانش سرپيچی نکردند ولی با محنت و گلايه از او فاصله گرفتند

آماده سفر به زمين خاکی بودند

اينجاست که همه عالم درکارند تاکه بنده به خواب غفلت نيارامد

شُرشُرش گوش را نوازش می داد، پنجره با صدای خدا می تپيد

غرّش آسمانش صدای القادر را صدا می زد، بوی بهشتی باران مشام را مجذوب می کرد

اصلا چيزی می سرود، چيزی می نواخت، حضور خدا را آواز می داد

برقِ نورش چشم را خيره کرد، آسمان شب را پربيننده کرد

چک چک می چکيد ، قطره قطره می رقصيد

اندک اندک می ريخت، ذره ذره می گريخت

چيزی درگوش زمزمه سر می داد، ترنّم رحمت و اميد سر می داد

بارانی سخن ور  می باريد، گوش فرا ده، با آهنگی ملکوتی می سُرايد

سرود دوستت دارم ای شَرر، عاشقت هستم ای بي وفا

سرودی ملموس، می توان حس کرد، فرياد الوفا می زد، نوای "اَلَستُ بِرَبِّکُم " سرمي داد(آياپروردگارتان من نيستم)

اين ها يادآور هستند، ای عهدشکن، اينها نشانه ها باشد برای اهل ايمان

آسمان می غرّيد، قطره می رقصيد، شب روشن می شد، شُرشرش فرياد بيدارباش سرمی داد

نجوای باران را گوش جان سپردم، او هم سرود می گفت و  هم در يادخدا بود، ذکر خدا می گفت، غافل ازمحبوب نمی شد ولی ازغُربتش می ناليد!

فرياد سرمی داد: چرا ای فراموشکار دوری اش را نمی فهمی؟ حواست کجاست؟

 "ای آدم زادگان آيا باشما عهد نبستم که شيطان رانپرستيد زيراکه اودشمن آشکار شماست "سوره يس آيه 60

 

امير. ن ،24 ساله از تهران ،  نيمه شب بارانی

 نوشته شده : نیمه شب 15/8/1384  ساعت : 1:30

تايپ شده :  15/8/1384   صبح

 http://nilofare-abi.persianblog.com

پنج شنبه 9/1/1386 - 19:37
پسندیدم 0
UserName