lovely girl
توسط : motaharehs

   

 

بزرگ بود
واز اهالی امروزبود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می دانست
صداش به شکل حزن پریشان واقیت بود
و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد
و مهربانی را به سمت ما کوچاند
و بارها دیدیم که
با چقدر سبد
برای چیدن یک خوشه بشارت رفت
ولی نشد
که روبروی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب
چقدر تنها ماندیم

دوشنبه 6/1/1386 - 9:55
پسندیدم 0
UserName