love
توسط : motaharehs

آب حیات من است خاک سر کوی دوست

گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست

***

ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار

فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست

***

داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار

مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست

***

دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا

گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست

***

گر متفرق شود خاک من اندر جهان

باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست

***

گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل

روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست

***

هر غزلم نامه ایست صورت حالی در او

نامه نوشتن چه سود گر نرسد سوی دوست

***

لاف نزن سعدیا شعر تو خود سحر گیر

سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست

دوشنبه 6/1/1386 - 9:48
پسندیدم 0
UserName