من و قصه ی فردا
توسط : 01_uniqe
 

توی تقویم می نویسم تا بمونه یادگاری

روز تلخ عاشقی بود گفتی که دوسَم نداری

 می چکه قطره ی اشکم روی این جمله ی آخر

 حتی این قلم نداره این شکست تلخ و باور

 می گذره ماهی و سالی اما باز پر از غروبم

 هرکی حالمو می پرسه به دروغ می گم که خوبم

 نمی خوام کسی بفهمه با پریدنت شکستم

 رفتی و تنهای تنها با خیال تو نشستم

 با خیال تو نشستم

 توی تقویم می نویسم رفت اونی که عاشقم کرد

 دیگه خورشیدی ندارم واسه این روزای دلسرد

 واسه این روزای دلسرد

 ولی تو  ؛  توئی که رفتی  ،  حرمت عشق و شکستی

 روی التماس چشمام  ؛  چشمای نازت و بستی

 تقویم از اسم تو پر شد اما جات خالیه اینجا

 منم و خاطره ی تو   ؛  منم و قصه ی فردا

 منم و قصه ی فردا

Regards : Unique 

يکشنبه 5/1/1386 - 7:59
پسندیدم 0
UserName