سر سفره ی هفت سین من...

س

در خواب عمیقی فرورفته بود...

حیفم آمد از خواب بیدارش کنم...

کنار هفت

به او قول داده بودم که می خواهم چیز عجیبی در

قناری هم مثل او خوابیده بود...

موقع تحویل

دیدم خودم هم تحمل داغ عزیز ندارم ...

گفتم: خدایا داغ عزیز نبینیم...

الهی آمین*

ر سفره ی هفت سین من...سین ...سفره بگذارم...سال از خدا خواستم که داغ عزیز نبیند...*
شنبه 4/1/1386 - 18:54
پسندیدم 0
UserName