برخى معانى ماده قضا:

 برخى معانى ماده قضا:
1 - قضا به معناى داورى ميان دو طرف درگير، مانند:
ان ربك يقضى بينهم يوم القيامه فى ما كانوا فيه يختلون
پروردگار تو روز قيامت ، در آنچه اختلاف مى كردند، ميان آنان داورى مى كنند.(3)
2 - قضا به معناى آگاه كردن ، مانند سخن خداى متعال در داستان لوط و آگاه كردن او از سرانجام قومش كه مى فرمايد:
و قضينا اليه ذلك الامر ان دابر هولاء مقطوع مصبحين
ما لوط را از اين موضوع آگاه كرديم كه صبحگاهان ، همه آنان ريشه كن خواهند شد.(4)
3 - قضا به معناى واجب كردن و فرمان دادن ، مانند:
و قضى ربك ان الا تعبدوا الا اياه
پروردگار تو فرمان داده كه جز او را نپرستيد.(5)
4 - قضا به معناى اراده و تقدير، مانند:
و اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون
و هرگاه چيزى را اراده كند، تنها مى گويد: موجود باش ! و مى شود.(6)
هو الذى خلقكم من طين ثم قضى اجلا
او خداوندى است كه شما را از گل آفريد، سپس (براى او) مدتى مقدر فرمود.(7)
يعنى براى زنده بودن انسان اندازه و مقدار معينى قرار داد.

جمعه 3/1/1386 - 7:21
پسندیدم 0
UserName