حفظ وحدت
هـر كـس بـا الفـبـاى سياست آشنا باشد، بخوبى مى داندكه اتحاد و يكپارچگى تارو پود يك جـامـعـه قـوى و مـوفق را تشكيل مى دهد و پيروزيهاى شگفت انگيز در صحنه هاى مختلف نظامى ، صنعتى ، علمى ، اقتصادى و ... مرهون همبستگى و همدلى انسانهاست و سرافرازى هر جامعه اى در سايه آن به دست آمده است .
از سـوى ديـگـر، نـقـطه آغازين مرگ تمدّنها و فروپاشى قدرتها، شكستها و عقب ماندگيها و... تـفـرقـه و اخـتـلاف بـوده اسـت ؛ امـام عـلى عـليـه السـلام در خـطـبـه قـاصـعـه ، ضـمـن تحليل حيات و مرگ قدرتهاى پيشين ، دو نكته اساسى را به عنوان نتيجه بحث مطرح مى كند:
1 ـ بـرخـى از گـذشـتـگـان بـه سبب وحدت و يكدلى به عزّت ، شوكت ، عافيت ، آسايش ، نعمت فـراوان ، كـرامـت و شـرافت ، دست يافتند و چشم طمع دشمن را كور و دست تجاوز وى را از مملكت خود كوتاه كردند.
2 ـ بـرخى هم بر اثر كينه توزى ، تشتّت ، پشت كردن به يكديگر و يارى نرساندن به هم ، ستون فقراتشان شكست و از پاى درآمدند.(28)
بـنـيـانـگـذار جـمـهـورى اسـلامى ، حضرت امام خمينى قدس سرّه نيز بطور مكرّر از نقش اساسى وحدت ، در پيروزى و پويايى انقلاب سخن مى گفت و آن را رمز پيروزى مى دانست :
... اين معنا را بايد نصب العين خودتان قرار بدهيد كه ما تا با هم هستيم ، مسلمين تا ( يد واحده ) هستند و همين مسلمين كم جمعيت و پشتوانه بزرگ الهى ، اينها اگر با هم باشند، اين ملت اگر با هـم شـد، هيچ قدرتى نمى تواند او را بشكند... اگر يك روزى خداى نخواسته اين رمز پيروزى را از شما گرفتند، ديگر براى شما چيزى باقى نخواهد ماند.(29)
پـس بـايـد گـفـت : نـه تـنـهـا ( وحـدت ) يـك ارزش اخـلاقـى سـيـاسـى ، بـلكـه يـك اصل مهّم و استراتژيك است كه با بودنش همه چيز هست و عدمش ، نابودى همه چيز را در پى دارد.
طرح وحدت اسلامى
شالوده مكاتب اجتماعى بر اساس وحدت پى ريزى مى شود و بدون آن هيچ ايده و انديشه اى در جـامـعـه گـسـتـرش نمى يابد و اين خود، بهترين دليل براى طرح مساءله وحدت از سوى شارع مقدس اسلام است . كه آن را به اختصار، در دو حوزه ، ارجگذارى و آسيب شناسى توضيح مى دهيم .
الف ـ ارجگذارى
در ايـن حـوزه ، راهـهـا، انـگـيـزه هـا، مـحـورها و نتايج ارزنده وحدت با روشهاى گوناگون مورد ارزيابى و تاءكيد قرار گرفته كه مى توان همه را در دو فرآيند خلاصه كرد:
1 ـ ارائه جهان بينى توحيدى :
قرآن مجيد جهان بينى اسلامى را در يك جمله بيان كرده است :
( اِنّالِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ) (30)
همه ما از آن خداييم و به سوى او نيز باز مى گرديم .
اين آيه شريف ، مبداء، راه و مقصد پيروان اسلام را ترسيم كرده و آنان را برگرد محور ( الله ) فرا خوانده است و بر اساس اين جهان بينى :
1/1 ـ معبود و خالق يكى است :
( اِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُمْ اُمَّةً واحِدَةً وَ اَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ) (31)
اين امّت شما يك امّت بيش نيست و من هم پروردگار شمايم پس ، تنها مرا بپرستيد.
2/1 ـ پيامبر يكى است :
( وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلاّكافَّةًلِلنّاسِ بَشيرا وَ نَذيرا) (32)
تو را مژده دهنده و بيم دهنده براى همه مردم فرستاديم .
3/1 ـ قـانـون اسـاسـى آن قـرآن و مـفـسـران واقـعـى آن عـتـرت پـيـامـبـرنـد: در ايـن زمـيـنـه رسول خدا (ص ) فرمود:
( اِنـّى تـارِكٌ فـيـكـُمُ الثِّقـْلَيـْنِ مـا اِنْ تـَمـَسَّكـْتـُمْ بـِهـِمـا لَنْ تـَضِلُّوا كِتابَاللّهِ وَ عِتْرَتى ...) (33)
مـن دو چـيـز گرانسنگ در ميان شما مى گذارم كه اگر به آن دو تمسك جوييد هرگز گمراه نمى شويد: 1ـ كتاب خدا، 2ـ خاندانم .
4/1 ـ جهتگيرى عبادى ـ سياسى مسلمانان ، تنها به سوى كعبه است :
( وَحيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ) (34)
هر جا كه هستيد، روى خويش را به سوى كعبه بگردانيد.
و ... بـا چـنـيـن جـهـان بـيـنـى ، پـيـرو اسـلام نـمـى تـوانـد ( وحـدت گـرا) نـبـاشـد. بـه هـمـين دليل قرآن مجيد پيامبر اكرم (ص ) را از صف تفرقه افكنان جدا مى داند و مى فرمايد:
( اِنَّالَّذينَ فَرَّقوُا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعا لَسْتَ مِنْهُمْ فى شَىْءٍ) (35)
كسانى كه آيين خود را پاره پاره كردند و دسته دسته شدند، توهيچ رابطه اى با آنان ندارى .
و در آيه اى ديگر بر پيشانى تفرقه افكنان ، مُهر شرك مى كوبد و مى فرمايد:
( ... وَ لا تَكُونُوا مِنَالْمُشْرِكينَ # مِنَالَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعا...) (36)
از مشركان نباشيد؛ از كسانى كه دين خود را پراكنده كردند وگروه گروه شدند.
حضرت صادق عليه السلام نيز مى فرمايد:
( مَنْ فارَقَ جَماعَةَالْمُسْلِمينَ قَيْدَ شِبْرٍ فَقَدْ خَلَعَ رَبَقَةَالْاِسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ) (37)
هـر كـس بـه انـدازه يـك وجب از اجتماع مسلمانان ، فاصله بگيرد، رشته مسلمانى را از گردن خود برداشته است .
2 ـ تهذيب نفس :
نـظام تربيتى اسلام همه فضايل اخلاقى از جمله حفظ وحدت را درخود جاى داده و بشدّت ، مستقيم و غيرمستقيم از آن حمايت كرده است ، به اين صورت كه :
1/2 ـ وحدت را به عنوان يك ارزش اصولى مطرح كرده است :
( وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِاللّه جَميعا وَ لاتَفَرَّقُوا...) (38)
همگى به ريسمان الهى چنگ زنيد و پراكنده نشويد.
( ... اَقيمُواالدّينَ وَ لاتَتَفَرَّقُوا فيهِ ...) (39)
دين را به پاى داريد و در آن تفرقه نيفكنيد.
2/2 ـ خـصـلتـهـاى وحـدت آفـريـن را نـيـز آمـوخـتـه اسـت ؛ به اين معنا كه پيروان خويش را به فضايلى سفارش كرده كه مايه تقويت و سبب حفظ وحدت و يكپارچگى است ، مانند:
وجوب خمس ، زكات ، حجّ، جهاد، تولّى و تبرّى رعايت حقوق ، نماز جمعه و ... .
اسـتـحـبـاب نـمـاز جـمـاعـت ، سـلام دادن ، عـيـادت مـريـض ، تـشـيـيـع جـنـازه ، تعاون ، مهربانى ، ديدوبازديد، دستگيرى از محرومان و صدها مستحب ديگر.
ب ـ آسيب زدايى
در اين حوزه ، عوامل وحدت شكن و تفرقه افكن ، به شدّت قلع و قمع مى شود تا كمترين آسيبى به انسجام امّت اسلامى واردنشود. برخى از آن اقدامات بدين شرح است :
1 ـ سـركـوب تفرقه افكنان : وحدت شكنان به عنوان اخلالگر (ياغى ) شناخته شده ، مجازات مى شوند.
2 ـ بـسـيـارى از مـحـرّمـات اسـلامى بطور مستقيم در پديده شوم تفرقه افكنى دخالت دارند كه تـحـريـم آنـهـا كـمـك شـايـانـى بـه صـيـانـت از وحـدت جـامـعـه دارد مـانـنـد: سـرقـت ، قتل ، ضرب و شتم ، غيبت ، تهمت ، جاسوسى ، ظلم ، حق كشى و ... .
3 ـ آلودگـى بـه خـصـلتـهـاى زشـت درونـى از قـبـيل حسد، بغض و كينه ، تكبّر و مانند آن نيز، بـشـدت مـورد نـهـى و نـكـوهـش قـرار گـرفـتـه ، چرا كه آنها نيز به نوبه خود به اين بلاى خانمانسوز دامن مى زنند، چنان كه حضرت اميرمؤ منان صلوات اللّه عليه فرمود:
( اِنَّمـا اَنـْتـُمْ اِخـْوانٌ عـَلى ديـنـِاللّهِ مـا فـَرَّقَ بـَيـْنـَكـُمْ اِلاّخـُبـْثـُالسَّرائِرِ وَ سُوءُالضَّمائِرِ...) (40)
هـمـانـا شـمـا بـراساس دين خدا برادر هستيد و چيزى جز پليدى باطن و ضميرهاى بد، ميان شما تفرقه نيفكنده است .

جمعه 3/1/1386 - 6:18
پسندیدم 0
UserName