طبق آيات قرآن اين دسته داراى آثار و خصوصياتى مختص بخود خواهند بود: اولا شيطان و نفس اماره به آنها دسترسى ندارد، و از آنها كاملا مايوس است، و نمى‏تواند باندازه سر سوزنى در دل آنها رخنه نموده و اثرى بگذارد

«و لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين‏»[53]

«قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين‏»[54]

خود شيطان در اين حال اعتراف دارد كه عاجزتر از آنستكه بتواند آنان را از راه منحرف بنمايد، چون دل آنها محل خدا شده، و معلومست كه شيطان قدرت غلبه و استيلا بر جايگاه خدا را ندارد.

اين چنين افراد دائما در حرم خدا مصون و محفوظ از هر گناه فعلى و قولى و فكرى و قلبى و سرى، و نيز خالى از هر گونه خطا و اشتباه بوده، فعل آنان فعل حق، زبان آنان زبان حق، چشم آنان چشم حق، گوش آنان گوش حق، و بالاخره تمام كانون وجودى آنان متعلق بحضرت حق و خانه قلب و سر آنان در بسته به تسليم خداى منان داده شده است.

و معلومست كه واردات قلبيه آنان باذن حق، بامر حق بوده، آنچه را كه ضمير آنان از عوالم بالا تلقى كند خواه بطور وحى و تشريع شريعت‏باشد، خواه بعنوان ادراك مطالب كليه و علوم حقيقيه، و اطلاع بر اسرار و مغيبات كه شان امام و اولياى خداست، در هر حال قلب آنان معصوم و عارى از هر گونه گناه و خطائى خواهد بود.

و ثانيا چون فكر و سر آنان وسيع شده، و آنان از تمام مراحل هستى عبور نموده و متحقق بذات حق شده‏اند، لذا مى‏توانند خدا را چنانكه شايد و بايد حمد و ستايش كنند، ستايشى كه لايق ذات مقدس اوست.

«سبحان الله عما يصفون الا عبادالله المخلصين‏»[55] چون هر موجودى كه بخواهد خدا را حمد كند باندازه استعداد و ظرفيت و بقدر فكر خود و علم خود حضرت معبود را مى‏ستايد.

حضرت حق بالاتر از مقدار و اندازه علم و ظرفيت وجودى اوست، لذا هيچ موجودى نمى‏تواند آنطور كه بايد خدا را حمد كند، و لذا با ستايش بايد تسبيح را توام نمود، يعنى در عين آنكه تو را حمد مى‏كنيم و بتمام مراتب جمال و كمال مى‏ستائيم، تو را منزه و مقدس و پاكتر از اين مى‏دانيم كه اين ستايش ما سزاوار مقام عز و جلال و عظمت تو باشد.

سبحان ربى الاعلى و بحمده-سبحان ربى العظيم و بحمده-«و يسبح الرعد بحمده و الملائكة من خيفته‏»[56]

رعد آسمان و فرشتگان، از خوف خدا و كوچكى آنان در برابر عظمت آن حضرت پيوسته با ستايش خود، تسبيح و تنزيه مى‏كنند.

«و ان من شى‏ء الا يسبح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم‏»[57]

تمام موجودات بدون استثناء با ستايش و تمجيد خود، اعتراف بعدم وصول حمد و ستايش، بساحت قدس او را دارند، و لذا با حمد خود تنزيه و تقديس نموده، ذات مقدس او را از اين گونه ستايشها بالاتر و منزه‏تر مى‏ستايند.

اما بندگان مخلص خدا كه هيچ جنبه هستى بخود در آنها مشهود نيست، بلكه هستى آنان هستى حق شده است، و قلب آنان عرش و كرسى آن حضرت است، آنان مى‏تواند خدا را چنانكه شايد بستايند و در حقيقت‏خدا ستاينده خود بوده است.

و اين تقريب منافاتى با جمله ما عرفناك حق معرفتك ندارد، زيرا مفاد اين جمله، عرض ذل و فقر در عالم امكان و كثرت است، و مفاد سبحان الله عما يصفون الا عبادالله المخلصين، تحقق فناى حقيقى در تمام مراتب اسماء و صفات و ذات حضرت احديت است كه در آن مقام فناى مطلق، مختصر شائبه هستى و اظهار انانيت نمودن، كفر و شرك بوده و از ساحت اخلاص مخلصين بسى دور است.

پنج شنبه 2/1/1386 - 20:11
پسندیدم 0
UserName