پبامبر اكرم مظهر تام و تمام تجلي آن نور الهي است كه در باطن آدم ابو البشر به وديعت نهاده شده بود

خداوند آدم بوالبشر را ايجاد نمود و او را خليفه خود قرار داد و دل او را مركز تجليات انوار جمال خود نموده، عقل او را قوى و سينه او را منشرح و قلب او را وسيع نموده، بطوريكه به تمام اسرار عالم كون بتواند اطلاع يابد و از حقائق موجودات باخبر شود و پرده اوهام را پاره نموده‏«فى مقعد صدق عند مليك مقتدر»[15]

جاى گيرد و به مقام اطمينان برسد و از سر غيب مطلع گردد و با فرشتگان گفت و شنود داشته باشد و در حرم امن و امان الهى سكنى گزيده دل او مركز تجليات اسماء و صفات حضرت معبود جل شانه قرار گيرد.

احاطه قدرت و علم و حيات خدا را در جميع مراحل عالم هستى به راى العين مشاهده نمايد و با حضرت بارى تعالى مناجات نموده و از سر و باطن تكلم كند و به مقام‏«علمه شديد القوى ذو مرة فاستوى و هو بالافق الاعلى ثم دنا فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى فاوحى الى عبده ما اوحى‏»[16] فائز گرديده، و بعد از فناى از نفس به بقاى خدا باقى و اسفار اربعه خود را به پايان رسانيده، آئينه تمام نما و مظهر تام و اتم حضرت احديت گردد. اين نور در بدو پيدايش حضرت آدم، در او به وديعت قرار داده شد و به مقتضاى‏«و علم آدم الاسماء كلها»[17] و نيز به مفاد«و اذ قال ربك للملائكة انى جاعل فى الارض خليفة‏»[18] آدم يگانه گوهر عالم هستى و يگانه در شاهوار صدف عالم كون و خزينه اسرار حضرت ربوبى قرار گرفت و تا حدى در او طلوع نموده و به ظهور پيوست.

لكن به مقتضاى اصل وراثت آن سر به فرزندان آدم انتقال يافت و در پيمبران، هر يك به نوبه خود به نحوى طلوع و بروز نمود و با مراتب اختلافى كه در آنان ديده مى‏شد هر يك مركز تجلى آن نور به قدر استعداد و ظرفيت‏خود شدند.

«تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض، منهم من كلم الله و رفع بعضهم درجات و آتينا عيسى بن مريم البينات و ايدناه بروح القدس‏»[19]

تا نوبت‏به خاتم النبيين و سيد المرسلين محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله رسيد، آن نور به نحو تام و اتم طلوع نمود و به اصل وراثت تا به حال در اصلاب پدران كه دوران كمون خود را طى مى‏نمود، اينك به مرحله ظهور و بروز رسيد و آنطور كه بايد و شايد بدون هيچ كمى و كاستى طلوع نمود.

لذا شريعت او ناسخ همه اديان و دين او متمم و مكمل تمام اديان و تا روز قيامت‏باقى و برقرار است.

پنج شنبه 2/1/1386 - 20:8
پسندیدم 0
UserName