با على (ع) و علويان

با على (ع) و علويان

سليم، پس از ورود به مدينه، در محضر امام بزرگ شيعيان حضرت على (ع) به فعاليتهاى فرهنگى و دينى پرداخت. او چنان به مولايش عشق مى‏ورزيد كه بزودى از ياران خاص و قابل اعتماد آن حضرت شد. سليم در كتاب خويش پنجاه روايت از على (ع) نقل كرده است.او در همين دوران، با دانشمندان و صحابى بزرگى چون سلمان، ابوذر، مقداد و عبد الله بن عباس ارتباط فكرى و فرهنگى بر قرار ساخت و احاديث‏بسيارى از آنها به خاطر سپرد. هرچند صحابى بزرگ پيامبر (ص) سلمان فارسى، در همان اوايل حضور سليم در مدينه، به استاندارى مدائن (در حوالى بغداد) برگزيده شد; اما سليم وجود گرانبهاى وى را غنيمت‏شمرد و در همان مدت اندكى كه در مدينه حضور داشت، مطالب و حوادث دوران پس از وفات پيامبر (ص) را از سلمان پرسيد. تعداد رواياتى كه او از سلمان شنيد، هفده مورد است. اين روايات اغلب درباره تاريخ شيعه است. ابوذر غفارى از ديگر چهره‏هاى برجسته عصر رسول الله (ص) بود كه سليم به همراهى و همگامى با وى توفيق يافت. سليم در توصيف و بيان رخدادهاى تاريخى شيعيان از او بسيار بهره برد و دوازده حديث از وى ثبت كرد. سليم در سى سالگى همراه ابوذر غفارى; براى اعمال حج، به مكه رفت. در آنجا ابوذر غفارى براى مردم حديث‏خواند. سليم، كه خود شاهد ماجرا بود، آن را چنين بيان كرده است: «روزى ابوذر برخاست و در خانه كعبه را گرفت و با صداى بلند گفت: اى مردم، ... من از پيامبرتان شنيدم كه فرمود: مثل اهل بيتم در ميان امت چون كشتى نوح در ميان قوم اوست; هر كه بر آن سوار شود، نجات مى‏يابد و هركه از آن تخلف كند، غرق مى‏شود.» سليم بن قيس كوفى نه تنها به اولين مظلوم تاريخ عشق مى‏ورزيد، بلكه همواره شيفتگان آن امام را مورد محبت قرار مى‏داد. ابوذر غفارى پس از وفات پيامبر (ص) به دليل جانبدارى از على (ع)، از سوى خليفه سوم عثمان به سرزمين خشك و بى‏آب و علف ربذه تبعيد شد. او در حالى به سوى ربذه حركت داده شد كه نگاههاى اشكبار على (ع) او را بدرقه مى‏كرد. در سال 34 هجرى قمرى كه ابوذر در ربذه آخرين نفس‏هاى خويش را مى‏كشيد و پاداش زحمات شبانه روزى‏اش در راه اسلام را از سوى عثمان دريافت مى‏كرد، «سليم‏» آرام نگرفت; به سوى وى شتافت. و رواياتى از او شنيد

چهارشنبه 1/1/1386 - 20:2
پسندیدم 0
UserName