برخيزيد و گردنش را بزنيد.

برخيزيد و گردنش را بزنيد.

حضرت زينب(س) به دفاع برخاست، و پس از گفتارى، خطاب به عبيدالله فرمود:

«اگر بنا است على بن الحسين(ع) را بكشى، مرا نيز با او بكش.» در اين هنگام‏امام سجاد(ع) به عمه‏اش زينب(س) فرمود: آرام باش، تا من با عبيدالله سخن بگويم،سپس به عبيدالله رو كرد و با صلابت و قاطعيت فرمود: «ابالقتل تهددنى يابن زياداما علمت ان القتل لنا عاده، و كرامتنا الشهاده; اى پسر زياد! آيا مرا به كشتن‏تهديد مى‏كنى و مى‏ترسانى، آيا نمى‏دانى كه كشته شدن عادت ما است، و شهادت مايه‏كرامت و سرافرازى ما مى‏باشد؟!»

چهارشنبه 1/1/1386 - 16:29
پسندیدم 0
UserName