از طرف آسمان بيان دليل سكوت پيامبر در واقعه غدير چنين گويند كه شبلي در روز غدير نزديك يكي از معرو
توسط : مهدی فرخ
از طرف آسمان بيان دليل سكوت پيامبر در واقعه غدير چنين گويند كه شبلي در روز غدير نزديك يكي از معروفان شد از علويان و او را تهنيت كرد و گفت : آيا ميداني دليل آن چه بود كه جدت دست پدرت گرفت و بالا برد و سخن نگفت ؟ گفت : دانم . اشارت بود به آن كه زناني كه از جمال يوسف بي خبر بودند زبان ملامت در زليخا دراز كردند  آنگاه او خواست تا جمال يوسف به ايشان بنماياند پس مهماني بر پا كرد و آن زنان را دعوت كرد و آنان در اطراف خانه نشستند . پس او لباس سفيدي به تن يوسف كرد و گفت به خاطر من به اتاق كناري برو ( مهمانها در آن اتاق بودند ) و خود به پيش مهمانها رفت و گفت يوسف مي آيد و هر كدام از شما به خاطر من پاره اي از ترنج به او بدهيد و به هر كدام از آنها كارد و ترنجي بداد . آنها قبول كردند و يوسف وارد اتاق شد . چون ار در وارد شد و چشم زنان به جمال وي افتاد خواستند كه ترنج ببرند ، دستها بريدند و حيرت زده شدند . چون يوسف رفت گفتند : اين بشري نبود بلكه فرشته اي از جانب خدا بود . زليخا گفت : ديديد ، اين است كسي كه شما زبان ملامتش را بر من گشوديد . رسول خدا هم چنين كرد و گفت اين آن مرد است كه اگر وقتي در حق او سخني گفتم شما را خوش نيامد زبان ملامت دراز كرديد . امروز بنگريد تا خداي متعال در حق او چه گفت و او را چه مقامي اعطا كرد و چه منزلت داد .آنگاه گفت : " الست اولي بكم من انفسكم " برگرفته از كتاب داستان هاي عارفانه.
پنج شنبه 2/9/1385 - 11:54
پسندیدم 0
UserName