شماره 5   به نام خداي فراموش شده ها ‏ جمعه‏، 2006‏/08‏/2
توسط : MCLAREN





شماره 5

  به نام خداي فراموش شده ها

‏ جمعه‏، 2006‏/08‏/25


حرف دل


تا حالا با خودت فكر كردي چرا رنگ روز جمعه تو تقويم با بقيه روزهاي هفته فرق داره؟
جمعه هم مگه يكي از روزهاي هفته نيست؟
در بقيه روزهاي هفته، آدم ها از سر نياز شغلي يا ضرورتهاي ديگه صبح زود از خواب بيدار مي شوند؛
امّا جمعه روز سحر خيزي و بيداري كسانيه كه خودشون خواستن بيدار شوند.
كساني كه جمعه را با نام محبوب آغاز مي كنن و"ندبه" كنان صداش مي زنند .
يادم اومد قصه ي عشق ورزان و منتظراني را كه هر جمعه، چشم به طلوع طلعت رشيد مردي آسماني دوخته اند.
چرا كه موعودشان جمعه اي از جمعه ها ظهور خواهد كرد .
آه كه چقدر جمعه رو دوست دارم.
جمعه روز بيداري، روز راز و نياز منتظران و روز خداست.
***
«باران نجات»
كي مي آيي اي باران، اي وعده ي خدا؟
كي مي آيي تا غنچه هاي عشق را دوباره از زمين بروياني؟
غنچه هايي كه زير پاهاي بدون احساس زمانه له شده ان د .
كي مي آيي اي باران تا ماهيان تشنه در درياي خشك وصالت را سيراب كني؟
كي مي آيي اي باران تا قناريان در هواي تازه ات ترانه سر دهند؟
كي مي آيي تا رنگين كمان مهرت آسمان دل هايمان را پر از آرزوهاي رنگارنگ كند؟
در اين روزگار سياه و تيره گويي آسمان نيز اشكي براي چكيدن بر زمين ندارد.
انگار خورشيد هم به خاطر نبودن تو از زمين انتقام مي گيرد.
ديگر نمي توان در اين هواي غمزده تنفس كرد .
پس بيا اي باران... بيا و چهره هايمان را از دورويي پاك گردان
و قلبهاي مان را از گرد و غبار دشمني بشوي.
بيا و به درختان تشنه ات جرعه اي محبت بنوشان .
بيا تا در هواي تازه ات بتوان چشمك زدن ستارگان را در شب به منزله ي آشتي تماشا كرد و برايشان دست تكان داد .
بيا تا دوباره گل هاي پژمرده ي دوستي در باغ دل ها قامت راست كنند.
بيا...


داستان روز


«مرد بي ايمان»
مرد بي ايماني كه مربي شنا بود و چندين مدال المپيك داشت، هر چيزي را كه راجع به خدا و دين مي شنيد مورد تمسخر قرار مي داد. يك شب او به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. با اين كه چراغ ها خاموش بودند اما نور ماه براي شنا كافي به نظر مي رسيد. مرد جوان بالاي تخته شنا رفت و براي شيرجه زدن دستانش را باز كرد،
ولي ناگهان متوجه سايه بدنش شد كه بر روي ديوار همچون صليبي به نظر مي رسيد، احساس عجيبي پيدا كرد. به سرعت از پله ها پايين آمد و چراغ را به روشن كرد و در آن لحظه ناگهان متوجه شد كه آب استخر براي تعمير خالي شده است.


دانلود نرم افزار( download )


Yahoo! Messenger with Voice Beta version 8
«نسخه آزمايشي جديدترين ويرايش ياهو مسنجر»
دانلود حجم 9.7
پاسورد فايل : www.kamyabonline.com
***
رهايي از شلوغي در ياهو مسنجر با     Super Y
شايد براي شما اتفاق افتاده باشد كه تو مسنجر چند نفر به شما پي ام دادن و صفحه ويندوز را يكدفعه شلوغ كردند.
با اين برنامه مي توانيد تمام پنجره هاي چت را يك جا جمع كنيد و به راحتي و بدون هيچ دردسري كارتون را ادامه بدهيد.
ضمنا آي دي ها هم در سمت چپ برنامه ليست مي شوند و با كليك روي هر كدام مي توانيد با آي دي ها چت كنيد.
دانلود 90 كيلو بايت
پاسورد فايل : www.kamyabonline.com


گذري بر گوشي هاي سيار


NOKIA 6151
اين مدل گوشي 3 G با قيمت مناسب است كه سرعت انتقال ديتا بالايي دارد.
ابعاد اين گوشي 19*47*108 ميلي متر است و 98 گرم وزن دارد.
نوكيا 6151 يك دوربين 3/1 مگاپيكسلي ، حافظه داخلي 30 مگابايتي با اسلات كارت MicroSD ارتقاء مي يابد.
همچنين راديو FM استريو هم دارد، از جمله امكانات اتصالات اين مدل بلوتوث و EDGE است.
نوكيا 6151 از رابط كاربري S40 استفاده مي كند.
يك صفحه نمايش TFT با 262 K رنگ و وضوح تصوير 160*128 پيكسل را دارد. قيمت حدودي اين گوشي 230يورو مي باشد.
***
NOKIA 6080
اين مدل نيز از جمله گوشي هاي با قيمت مناسب و ظاهري كاملا شيك ومتفاوت است و هدف اصلي آن بازار آسيا است.
وزن اين گوشي 91 گرم و قطر آن 9/18 ميليمتر است.
اين گوشي از شبكه هاي سه بانده GSM,HSCSD,GPRS و EDGE كلاس 6 پشتيباني مي كند.
از صفحه نمايش TFT با 64 K رنگ دوربين VGA و راديو FM استريو نيز برخودار است.
نيز براي انتقال فايل ها مي توان از پورت USB, Infrared استفاده مي كند.
اين گوشي در رنگ هاي مشكي و طلايي و نقره اي در چهار ماهه آخر سال 2006 با قيمتي حدود 180 يورو به بازار عرضه مي شود.


بيوگرافي


مهران مديري متولد دهه 40 در تهران است. او كه در خانواده اي هنردوست به دنيا آمده بود فعاليتهاي هنري خود را از نخستين سالهاي نوجواني شروع كرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه،در چندين اثر نمايشي به عنوان بازيگر شركت نمود. تحصيلات آكادميك او در رشته «تئاتر» ،به دليل حضور او در جبهه هاي جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهاي نمايشي ،بار ديگر او را به عرصه نمايش در تئاتر و راديو كشانيد. او تا سال 1372 با نمايشهاي زيادي چون: شوخي، تلگراف، آرسنال، پانسيون، سيمرغ، هملت، كيسه بوكس و ... روي صحنه رفت. و در اين دوران با بسياري از بزرگان تئاتر كشور چون «قطب الدين صادقي» و «ميكائيل شهرستاني» همكار شد.
وي همچنين در اين دوران به عنوان بازيگر در نمايشهاي راديويي «قصه هاي شب» نيزحضور يافت. مديري در سالهاي آغازين دهه 80، نخستين تجربه حضور خود را در برنامه هاي مذهبي تلويزيون تجربه كرد تا آنكه بر حسب اتفاق، وارد وادي «طنز نمايشي» در تلويزيون گرديد. او كه تا پيش از آن تنها يك اثر كمدي نمايشي بنام «پانسيون» را روي صحنه داشت، با نخستين جرقه هاي نبوغ و ابتكار خود در زمينه كمدي در مجموعه هاي تلويزيوني «نوروز72» -در سمت بازيگرـ و «پرواز57» -به عنوان بازيگر و كارگردان- كه در بهار و زمستان 1372، روي آنتن رفته بود به عنوان يك بازيگر كمدي خوش درخشيد. چنان كه يك سال بعد در مقام كارگرداني مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثري ماندگار را در ژانر كمدي تلويزيوني به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستين مجموعه آيتمي طنز در طول تاريخ تلويزيون ايران بود و حواشي اين برنامه پربيننده چنان دست و پاگير دست اندركاران آن شد كه تا سه سال امكان فعاليت مجدد تصويري را از آنان گرفت. مهران مديري كه به سبب اين محروميت سه ساله، امكان بازي در فيلمهاي مطرح «ضيافت» و «سلطان» مسعود كيميايي را از دست داده بود، در نوروز 77 همزمان با اكران فيلم سينمايي «ديدار» -كه در آن در سمت بازيگر حضور يافته بود- و نيز پخش برنامه طنز «نوروز 77» بار ديگر به صحنه نمايش بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعه طنز «جنگ 77» كه آغاز دوباره دوران شهرت و محبوبيت او را نويد مي داد، بار ديگر با ساختار شكني در اين ژانر از برنامه هاي تلويزيوني به نوع جديدي از سبك نمايش كمدي رسيد كه مبتني بر داستان گويي بود.
كارگرداني مجموعه هاي: ببخشيد شما(1378)،پلاك 14 (1379-1378) ،نودشب (1379) و طنز 80 (نوروز80)، بازي در يك سريال تلويزيوني بنام «دردسروالدين» (1380) و بازيگري و بازيگرداني فيلم سينمايي «توكيو بدون توقف»، كه به نوعي ادامه روندتكميلي تجربه هاي هنري او محسوب مي شد، وي را به چنان پختگي و تجربه رسانيده بود تا بار ديگر اتفاق جديدي را در عرصه كمدي نمايشي ايران به ثبت برساند.
در سال 81،او به همراه همكار نويسنده اش «پيمان قاسم خاني»، قومي را خلق كردند بنام «برره»، اهل ناكجاآبادي به همين نام . «پاورچين» با طرح معضلات فرهنگي و بيماري هاي اخلاقي ساكنان روستاي خيالي«برره»، رذايل اخلاقي اجتماع و سنتهاي غلط مردم آن را چنان بي رحمانه به نقد كشيد كه اين مجموعه را بزرگترين اتفاق نمايشي در تاريخ تلويزيون ايران لقب داد و اين تازه آغاز ماجرا بود. در حالي كه مجموعه تلويزيوني «نقطه چين» آنچنان كه شايسته ي مديري و همكارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستاني «جايزه بزرگ» نيز با وجود پربيننده بودن، در حد و اندازه هاي مديري از آب در نيامد، او به گذشته ي برره سفر كرد تا داستان هايي جديد را در فضاي 50 سال قبل ايران روايت كند.
«شبهاي برره» كه در سال 84 ساخته شد و به روي آنتن رفت، جايگاهي بود تا حرفهاي در گلو مانده جامعه به زبان بيايد. از دردها، مشكلات و ناهنجاري هاي فرهنگي مردم ايران كه سالها در قالب سنت ها و آداب و رسوم غلط و بي ريشه دامنگير آنان شده بود. مديري و گروهش در طي چند ماه سختي ها و ناهمواري هاي زيادي را تحمل كردند و از زير تيغ تيز بي مهري ها، كوته فكري ها، انتقادهاي تند و شايعات بي اساس گذشتند تا «شبهاي برره» بار خود را سالم به مقصد برساند ... و «برره» ماندگار شد...
مهران مديري در كنار علاقمندي هايش به هنر نمايش و كارگرداني و تلاشي كه براي رسيد به جايگاه كنوني اش كرده است همواره به عالم موسيقي نيز عشق و ارادت خاصي داشته است. او با انتشار نخستين آلبوم موسيقي اش در سال 79، در مقام خواننده و نيز در نخستين كنسرت رسمي خود كه در بهمن ماه 1383 در تهران اجرا كرد، با انتخاب هوشمندانه ملودي ها، تصنيف ها و صداي دلنشيني كه از سوي شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت كرد كه موسيقي را خوب مي شناسد و نيز سليقه مردم هنردوست ايران را !
امروز او معتقد است بيش از آنچه كه بايد ،براي كار وقت صرف كرده است.سالي كه پيش روست شايد باز هم براي او سال پركاري باشد و شايد هم آنچنان كه خود او مي خواهد با پايان «شبهاي برره»، به عنوان آخرين سريال نود شبي اش امسال را به استراحت سپري كند.هنوز هيچ چيز معلوم نيست. اما نا گفته پيداست كه عرصه طنز تلويزيوني ايران،بدون حضور او چيزي كم دارد.
«بيوگرافي از سايت طرفداران مهران مديري گرفته شده است.»


شعر روز


از من مي خواد بگيرم جونشو با يه نامه
از من مي خواد بسوزم با يه، يه برگ ترانه
از من نخواه ميدونم بارون چيه باريدم
گير تموم شب رو من به تنم ماليدم
زير آبي رفتي واسه من انقد كه بر خورده بوده
بدون كه چاقو دسته ي خودشو باز نميبره
زير آبي رفتي واسه من از تو نداشتم انتظار
بدون كه داغتو گذاشتي روي قلبم يادگار
به من نگو كه مي خوام پا رو دلت بزارم
به من نگو چشاتو از كاسه در ميارم
خداي من تو هستي
باور من نميشه
  اين همونه كه ميگفت
عاشقتم هميشه... عاشقتم هميشه
زير آبي رفتي واسه من انقد كه بر خورده بوده
بدون كه چاقو دسته ي خودشو باز نميبره
زير آبي رفتي واسه من از تو نداشتم انتظار
بدون كه داغتو گذاشتي روي قلبم يادگار


لينكستان

درياي مواج                                       نيلوفر 8                                       A.B.T
 


انتقادات و نظرات دوستان و جواب هاي آنها


از همه نازنين هاي گلي كه تو اين مدت كه نبودم و منو فراموش نكردن تشكر قدر داني ميكنم: SAMA262 ، عليرضا-ف، مري عشقي، قرمه سبزي، هادي، درياي مواج، SKOOROOJ ، A.B.T ، نيلوفر8 ، نگارينا، اكرم، زهرا طاهري، Mahdi_1365_teh ، ابولفضل206، ويران، bad_saba ، mamad4d ، پانته ا، من پري، مريم، مجمر، develop ، مجنون u ، تير غيب، blue sky ، amirreza joon ، كربلا نديده، arjmnd ، ali_110 ، معرق، قوي طلايي، همينه! ، رضا .


حرف آخر:

يه عذر خواهي حسابي به همه بدهكارم شرمنده يه ماهي نبودم ، حسابي تو اين تابستون سرم شلوغ بود البته يه مسافرت هم تو اين مدت رفته بودم البته از نوع اضطراريش
خوشحالم كه دوباره تونستم و فرصت گير آوردم تا پيش شما بزرگوارا باشم
البته يه سري مسائل روحي هم برام پيش اومد ولي زندگي ديگه(البته تا حالا كه حسابي ضد حال بهم زده) خب خودتون چطوريد ... راستي برو بچز گروه هم حالشون خوبه هههههههه خداييش چيكار كنم ديگه اين اينكريدي ميل دوباره قاط زده نه ميل سند ميكنه و نه ميل رسيو ميكنه البته موقتيه درستش ميكنم برا همين گفتم يه سلام مخصوص به برو بچز گروه بدم
فكر نكنيد كم كار شدما نخيرم ، براتون 20 تا ميل خوشگل گذاشتم كنار كه سر فرصت همشو يه جا ميفرستم راستي اگه كسي هم خواست عضو گروه شه لطفا ميلشو برام بنويسه
راستي من اين شماره رو جمعه درستش كردم ولي چون الآن ساعت 5 بعد از ظهر گذاشتم ساعت 12 بامداد شنبه بثبتونمش
از همتون هم به خاطر لطفاي زيادي كه نسبت به من دارين تشكر ميكنم
مراقب خودتون باشيد
خب ديگه راهي نيست
يا علي

تعداد بازديدكنندگان شماره 4 : 39


M C L A R E N S U P E R S P O R T
شنبه 4/6/1385 - 0:1
پسندیدم 0
UserName